اطلاعیه
۲۵۴۰ روز پس از ۱۸ تیر ۱۳۷۸
"با احترام، خطاب به رهبران و فعالین سیاسی و کلیه دانشجویان و مردم
آزادی خواه ایران در داخل و خارج از کشور"
هفت سال از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ گذشت.۲۵۴۰ روزی که روز به روزش برای
پدر ومادر
عزت الله ابراهیم نژاد
و کلیه زندانیان و درد کشیدگان 18 تیر از
جمله احمد باطبی" منوچهر و اکبر محمدی و...و آن گمنامانی که هنوز هم از آنها
خبری نداریمِ"هر روز آن سالی گذشته است.

اگر چه ما ایرانیان به داشتن حافظه ای فراموشکار شهرت داریم ولی بی تردید
زمان آن رسیده است که با یک باز نگری به این هفت سال و به آن بیست و هفت
سال فاجعه بار تاریخ اخیر کشورمان نگاهی دوباره بیندازیم .به زمان های از
دست رفته ای بنگریم که چگونه و چرا بدین مصیبت تاریخی دچار شده ایم .دوران
استبداد سیاهی که از یکسو در دهه اول هزاره سوم است و زمان و زمانه با
سرعت خارق العاده ای به پیش می تازد و ما همچنان حیران و سرگردان
نظاره گر آن شده ایم و از سویی دیگر و هنوز هم پس از این همه تجربه تلخ و مصیبت بار
به خود نیامده ایم و همچنان شعارهای پوچ و بی مغز و میان تهی در سرلوحه
زندگی سیاسی مان قرار دارد. بیائیم و به خود بیائیم و بدون امید و انتظار از قدرت
های خارجیدست روی زانوهای خودمان بگذاريم وتنها بپذیریم که از
"خودمحوری " دست برداریم ویکدیگر را به حساب بیاوریم.
نسل جوان و آینده ساز ما در انتظار این همبستگی و این همفکری است.
قدرت ما در
رقم زدن سرنوشت ما و ساختن ایران فردا در مسئولیت فرد فرد ما ایرانیان
خواهدبود.
به همین مناسبت مراسمی با حضور اساتید و برجستگان سیاسی و روشنفکران ودانشجویان و فعالان سیاسی و همچنین تعدادی از دانشجویان که در 18 تیر داد عدالت خواهی را بر آوردند در روز 18 تیر بر سر آرامگاه شاعر سیاست پیشه و کشته خونین کوی دانشگاه
عزت ابراهیم نژاد
در شهرستان پلدختر لرستان برگزار خواهد شد ، لذا از کلیه کسانی که تمایل به حضور در این مراسم دارند دعوت به عمل می آید که در روز 18 تیر سا عت 2 بعدازظهر در این مراسم شرکت نمایند.....
راه عزت ، مختاری ، پوینده ،فروهر و دوانی و هزاران رهرو راه آزادی همچنان ادامه دارد......

موفق و پاینده و به امید ایرانی آزاد و آباد و به دور از هر گونه تحجر
"لطفا ما را در رسانیدن این خبر به دوستان یاری نمایید"
با تشکر
خانواده و دوست داران و رهپویان
عزت ابراهیم نژاد
26/3/1385
با صدايي بلند در ميان مردم فرياد بر آوردم ز خاموشي
اما مثل اينكه همه كر و لالند .
اما افسوس كه در بيداري ، مردم
افسوس كه جماعت هميشه خاموش مي شنيدند و خودخاموش
آهاي مردم ، ز تنهايي مردم
يكنفر پيدا شود ، زبان گفتن در كام
گوش شنيدن ، در سر
آه، فريادهايم همه به گورستان خاموشيها مي رفتند
زجه و صدايم را ، فريادهايم را
انگار كه مردگان بهتر مي شنوند
آه، سر بر آوردند از قبر خود يكي يكي
ستار بود و باقر ، يونس بود و بهار، مصدق بود و اسعد
سردار بختیاری صادق بود و علي ، برادرم خسرو هم بود
شنيدند و پاسخ گفتنند
گفتنند ، كه مائيم ياراي ياري رساندن
اما نيست اميدي به اين .........

:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385