تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



   ( نقد )

 احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید .

در سی و یکم شهریور ماه سال 1359 ارتش بعث عراق که پس از اتفاقات دو سال قبل وکشته یا خارج شدن ارتش سالاران ایران فرصت را برای انتقام گیری از همسایه ی قدرتمند خویش و ژاندارم منطقه مناسب یافته بود با فرمان صدام حسین که اکنون خود را سردار قادسیه می خواند و با ادعای رهبری جهان عرب حامیان مالی و تسلیحاتی فراوانی برای خود دست و پا کرده بود به ایران حمله کرد و از زمین و آسمان و دریا بر مرزهای گهربار کشورمان تاخت .خوزستان بهانه یی بود برای حمله به کشوری که ادعا می شد سه روزه سقوط خواهد کرد ، اما سه سال مقاومت شیرمردان و شیرزنان این مرزوبوم به خصوص خوزستانی ها و کرد ها و لرها ( همانانی که همیشه مورد نفرت این نظام ناسپاس بوده اند ) موجب شد تا در سوم خرداد 1362نیروهای ایران علاوه بر آزاد کردن کلیه مناطق اشغالی ، به طول ده کیلومتر و عرض چهل کیلومتر وارد خاک عراق شوند . در این هنگام جامعه ی جهانی قطعنامه ی 598 الجزایر را به عنوان مبنایی برای بازگشت دو کشوربر سر میز مذاکره و آتش بس مطرح کرد ؛ و عربستان سعودی پرداخت کلیه خسارتها و بازسازی ویرانی های ایران را تقبل کرد ، عراق نیز ملزم به عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت شد ؛ اما ... از آنجایی که رهبران حکومت ایران جنگ را یک نعمت الهی می دانستند و قصد آزاد کردن قدس را از راه کربلا داشتند ، همچنین دلشان برای سرمایه های مادی و معنوی و مردمی کشور نمی سوخت قطعنامه را نپذیرفتند و ادامه ی جنگ را بهترین راه برای ادامه ی حکومت خود تشخیص دادند . جنگ ایران و عراق که به شدت فرسایشی شده بود تا سال 1367 ادامه یافت ، تحریمهای ایران هر روز تشدید شد ، هفتصد و پنجاه هزار نفر از جوانان برومند ایران به خاک و خون غلتیدند ، نزدیک به دو میلیون نفر اسیر و مجروح جنگی شدند ، بسیاری از زیرساخت های کشور به وسیله ی بمب و موشکهای عراقی از بین رفت ، شهرهای مرزی خسارات کلی دید ، منابع مالی ایرانیان تمام شد و میلیاردها دلار مقروض شدیم و... اما همچنان رهبران ایران بر جنگ و شعار محو اسرائیل از راه کربلا تاکید می کردند و دفاع از آب و خاک جهان اسلام را حق مسلم خود می دانستند .

آمریکا با ناوهای جنگی خود برای قبولاندن قطعنامه به ایران وارد خلیج فارس شد و با حمله به سکوهای نفتی و قیچی کردن نیروهای ایران در فاو و نهایتا حمله به هواپیمای مسافربری ایران ، باعث شد که رهبران ایران از نعمت الهی خویش دست برداشته و جام ذهر معروف را نوش جان کنند.

و اما در داخل کشور چه می گذشت که جنگ را نعمت و عطیه الهی می خواندند :

1 ) ادارات و نهادها به بهانه ی جنگ از وجود کسانی که غیر خودی خوانده می شدند پاکسازی شد .

2 ) افراد برای ورود به دانشگاه و ادارات دولتی باید مراحل گزینش را که تازه ابداع شده بود می گذراندند .

3 ) فضای سانسور بر رسانه های کشور حاکم شد و عدم اطلاع ازدنیای خارج مردم را به اخبار عمدتا دروغ رژیم عادت داد .

4 ) به بهانه جنگ ، معترضین به شدت سرکوب شده و مخالفان در دادگاه های یک دقیقه یی به اعدام محکوم شدند .( در سال 67 هزاران تن به جوخه های اعدام سپرده شدند که بعضی از آنها14 ، 15 یا 16 سال بیشتر نداشتند )

5 ) مشکلات اقتصادی ناشی از لجبازی و عدم لیاقت مدیران به گردن جنگ و دولتهای بیگانه افتاد .

6 ) بسیاری از افراد و گروه هایی که با انقلاب همراه بودند از صحنه حذف شدند تا حکومت یکدست شود و شعار " حذب فقط حذب الله ... رهبر فقط روح الله ".

7 ) جوانانی که به دنبال کار و تحصیل رایگان و رفاه بودند به بهانه حفاظت از استقلال کشور در جبهه ها سلاخی شدند .

8 ) شعار آب مجانی ، برق مجانی و پول نفت سرسفره به فراموشی سپرده شد و بعدها هم به بهانه ی بازسازی کاملا محو گشت .

9 ) فشارهای اجتماعی مانند اجبار حجاب تا جایی تشدید شد که مردان هم با لباس آستین کوتاه یا کفش ورزشی اجازه ی ورود به اماکن عمومی را نداشتند .

10 ) در پوشش خرید و قاچاق اسلحه ، ترور و کمک به گروههای تروریستی با شعار صدور انقلاب اسلامی به همه ی کشورهای جهان مجاز شد .

و . . .

اکنون پس از غریب به بیست و چند سال تعجب برانگیز نیست که رهبران رژیم ، شعار محو اسرائیل و از بین بردن آمریکا سر دهند و کمکهای میلیاردی شان به سوی گروه های تروریستی روان شود و داشتن انرژی هسته یی را در پی آزمایشات متعدد موشکی حق مسلم خود بدانند و پس از سانسور شدید رسانه ها و جمع آوری دیشهای ماهواره یی مخالفین و معترضین را به شدت سرکوب کنند . شاید با توجه به اوضاع درونی کشور دیگر وقت آن رسیده است که باز هم از نعمات و رحمتهای پنهان الهی بهره مند شویم ! ولی اینبار جام زهر در پی کدام حادثه ی سخت نوشیده خواهد شد ؟ شاید حمله ی اتمی به تهران . بیشتر بیاندیشیم !

بیشتر بیاندیشیم !


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand