احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید .
در سی و یکم شهریور ماه سال 1359 ارتش بعث عراق که پس از اتفاقات دو سال قبل وکشته یا خارج شدن ارتش سالاران ایران فرصت را برای انتقام گیری از همسایه ی قدرتمند خویش و ژاندارم منطقه مناسب یافته بود با فرمان صدام حسین که اکنون خود را سردار قادسیه می خواند و با ادعای رهبری جهان عرب حامیان مالی و تسلیحاتی فراوانی برای خود دست و پا کرده بود به ایران حمله کرد و از زمین و آسمان و دریا بر مرزهای گهربار کشورمان تاخت .خوزستان بهانه یی بود برای حمله به کشوری که ادعا می شد سه روزه سقوط خواهد کرد ، اما سه سال مقاومت شیرمردان و شیرزنان این مرزوبوم به خصوص خوزستانی ها و کرد ها و لرها ( همانانی که همیشه مورد نفرت این نظام ناسپاس بوده اند ) موجب شد تا در سوم خرداد 1362نیروهای ایران علاوه بر آزاد کردن کلیه مناطق اشغالی ، به طول ده کیلومتر و عرض چهل کیلومتر وارد خاک عراق شوند . در این هنگام جامعه ی جهانی قطعنامه ی 598 الجزایر را به عنوان مبنایی برای بازگشت دو کشوربر سر میز مذاکره و آتش بس مطرح کرد ؛ و عربستان سعودی پرداخت کلیه خسارتها و بازسازی ویرانی های ایران را تقبل کرد ، عراق نیز ملزم به عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت شد ؛ اما ... از آنجایی که رهبران حکومت ایران جنگ را یک نعمت الهی می دانستند و قصد آزاد کردن قدس را از راه کربلا داشتند ، همچنین دلشان برای سرمایه های مادی و معنوی و مردمی کشور نمی سوخت قطعنامه را نپذیرفتند و ادامه ی جنگ را بهترین راه برای ادامه ی حکومت خود تشخیص دادند . جنگ ایران و عراق که به شدت فرسایشی شده بود تا سال 1367 ادامه یافت ، تحریمهای ایران هر روز تشدید شد ، هفتصد و پنجاه هزار نفر از جوانان برومند ایران به خاک و خون غلتیدند ، نزدیک به دو میلیون نفر اسیر و مجروح جنگی شدند ، بسیاری از زیرساخت های کشور به وسیله ی بمب و موشکهای عراقی از بین رفت ، شهرهای مرزی خسارات کلی دید ، منابع مالی ایرانیان تمام شد و میلیاردها دلار مقروض شدیم و... اما همچنان رهبران ایران بر جنگ و شعار محو اسرائیل از راه کربلا تاکید می کردند و دفاع از آب و خاک جهان اسلام را حق مسلم خود می دانستند .
آمریکا با ناوهای جنگی خود برای قبولاندن قطعنامه به ایران وارد خلیج فارس شد و با حمله به سکوهای نفتی و قیچی کردن نیروهای ایران در فاو و نهایتا حمله به هواپیمای مسافربری ایران ، باعث شد که رهبران ایران از نعمت الهی خویش دست برداشته و جام ذهر معروف را نوش جان کنند.
و اما در داخل کشور چه می گذشت که جنگ را نعمت و عطیه الهی می خواندند :
1 ) ادارات و نهادها به بهانه ی جنگ از وجود کسانی که غیر خودی خوانده می شدند پاکسازی شد .
2 ) افراد برای ورود به دانشگاه و ادارات دولتی باید مراحل گزینش را که تازه ابداع شده بود می گذراندند .
3 ) فضای سانسور بر رسانه های کشور حاکم شد و عدم اطلاع ازدنیای خارج مردم را به اخبار عمدتا دروغ رژیم عادت داد .
4 ) به بهانه جنگ ، معترضین به شدت سرکوب شده و مخالفان در دادگاه های یک دقیقه یی به اعدام محکوم شدند .( در سال 67 هزاران تن به جوخه های اعدام سپرده شدند که بعضی از آنها14 ، 15 یا 16 سال بیشتر نداشتند )
5 ) مشکلات اقتصادی ناشی از لجبازی و عدم لیاقت مدیران به گردن جنگ و دولتهای بیگانه افتاد .
6 ) بسیاری از افراد و گروه هایی که با انقلاب همراه بودند از صحنه حذف شدند تا حکومت یکدست شود و شعار " حذب فقط حذب الله ... رهبر فقط روح الله ".
7 ) جوانانی که به دنبال کار و تحصیل رایگان و رفاه بودند به بهانه حفاظت از استقلال کشور در جبهه ها سلاخی شدند .
8 ) شعار آب مجانی ، برق مجانی و پول نفت سرسفره به فراموشی سپرده شد و بعدها هم به بهانه ی بازسازی کاملا محو گشت .
9 ) فشارهای اجتماعی مانند اجبار حجاب تا جایی تشدید شد که مردان هم با لباس آستین کوتاه یا کفش ورزشی اجازه ی ورود به اماکن عمومی را نداشتند .
10 ) در پوشش خرید و قاچاق اسلحه ، ترور و کمک به گروههای تروریستی با شعار صدور انقلاب اسلامی به همه ی کشورهای جهان مجاز شد .
و . . .
اکنون پس از غریب به بیست و چند سال تعجب برانگیز نیست که رهبران رژیم ، شعار محو اسرائیل و از بین بردن آمریکا سر دهند و کمکهای میلیاردی شان به سوی گروه های تروریستی روان شود و داشتن انرژی هسته یی را در پی آزمایشات متعدد موشکی حق مسلم خود بدانند و پس از سانسور شدید رسانه ها و جمع آوری دیشهای ماهواره یی مخالفین و معترضین را به شدت سرکوب کنند . شاید با توجه به اوضاع درونی کشور دیگر وقت آن رسیده است که باز هم از نعمات و رحمتهای پنهان الهی بهره مند شویم ! ولی اینبار جام زهر در پی کدام حادثه ی سخت نوشیده خواهد شد ؟ شاید حمله ی اتمی به تهران . بیشتر بیاندیشیم !
بیشتر بیاندیشیم !

:: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385