یک واقعیت عظیم جامعه ایران حضور فعال جنبش خلاصی فرهنگی است. جنبشی که میخواهد از فرهنگ سنتی رها شود. چه فرهنگ اسلامی و چه فرهنگ تاریخی(ملقب به ایرانی) هر دو سنتی و لذا پوسیده دست و پا گیر و اغلب ضد انسانیند. فرهنگ سنتی که ریشه در جامعه طبقاتی قرنهای گذشته دارد امروز بی ربط و ضد انسانی عمل می کنند. این فرهنگ منحط اما مشخصا امروز در ایران فقط بار منفی ندارد بلکه ابزاری برای سرکوب جامعه توسط حاکمیت است. فرهنگ ایرانی - اسلامی قرار است جامعه را مطیع حکومت سرمایه داران مسلمان کند و از دیگر سو هرگونه دوری و تعرض نسل امروزی جامعه ایران به فرهنگ خودی(همان فرهنگ ایرانی - اسلامی اما به روایت چپ سنتی) با سرکوب دولتی جواب می گیرد چون این تعرض به درستی تعرض به ارکان نظام است.
جمهوری اسلامی یک حکومت سرمایه داری است. اما نه از نوع متداول و رایج بلکه از نوع فاشیستی. لذا تعرض جامعه به اسلام بعنوان بخشی از فرهنگ حاکم تعرض به یکی از ارکان نظام است. هر نوع حکومت و نظام سرمایه داری را باید به زیر کشید اما نوع فاشیستیش را باید زودتر انجام داد چون ضد انسانی تر و وحشی تر است. حمله مردم به خرافات اسلامی مثل سنگسار حمله به یکی از سنگرهای این فاشیسم است. اگر گفته شود جمهوری اسلامی یعنی حکومت بی حقوقی مطلق و شکنجه و طناب و سنگسار و کشتار و ترور زنان و ناراضیان یعنی تاکید روی جنبه های سوپر فاشیستی آن. وجه فاشیستی تمام حکومتهای دینی مخصوصا در مقطع جنگ تروریستها و شیوع اسلام سیاسی غلیظ و خطرناک است. باری صحبت سر خلاصی فرهنگی بود. جامعه ایران در حال یک دگردیسی بی همتاست. یک جامعه بظاهر متعصب و دینی بشدت ضد دین است. یک جامعه بظاهر فاشیست پرور بشدت ضد فاشیسم است و یک جامعه بظاهر تحت مغلوبیت فرهنگ ملی - اسلامی بشدت عصیانگر و سوسیالیست است.
خلاصی فرهنگی اهمیت خود بخودی ندارد اهمیتش سیاسی است. امروز در ایران خلاصی از فرهنگ حاکم با خلاصی از خود حاکمیت تفاوت ندارد. و البته این برای ما تازه آغاز کار است. ما کمونیستها هم خواهان برچیدن فرهنگ منحط ملی - اسلامی هستیم و هم خواهان برچیده شدن حاکمیت اقتصادی و سیاسی و نظامی آن. شخصا خواهان انقلاب در تمام ابعاد اجتماعی علیه نظام سرمایه داری هستم و انقلاب فرهنگی فقط یکی از آن وجوه است و حتا نه با اهمیت آن. اما هر چارچوب تئوری و ایدئولوژیکی که برای این رهایی(خلاصی فرهنگی) تعریف کرد باز باید برگشت به عمق جامعه و سراغ جنبش خلاصی فرهنگی. اینکه این جنبش وجود دارد و رادیکال است و سهمگین به پیش میرود احتیاجی به تحلیل مارکسیستی هم ندارد هر مشاهده گر ژورنالیستی هم می تواند ببیند که چگونه نسل جوان جامعه ایران علیه فرهنگ ملی - اسلامی سر به طغیان برداشته است. اما دقیقا همین جاست که نباید از سر مشاهده گر صرف به این جنبش نگریست و حضور نیروهای دیگر طبقات غیر کارگری در این جنبش را نشان بی ربطی و یا دوری این جنبش به جنبش سوسیالیستی دانست. اگر جنبش خلاصی فرهنگی مرکب است و صرف کارگری نیست معنیش این نیست که مبارزات طبقه کارگر ممکن است به جیب دیگر طبقات بریزد چرا که مفهوم سیاسی مبارزه علیه فرهنگ منحط موجود با هر درجه چالنج حکومت تماما در خدمت جنبش سوسیالیستی است. طبقات دیگر خواهان انقلاب و دست بردن به ریشه نیستند و حضور حزب کمونیستی کارگری در هدایت و تعمیق جنبش خلاصی فرهنگی تعیین کننده است.
دامنه و ابعاد فرهنگ ضد انسانی حاکم و مصافهای جنبش خلاصی فرهنگی در مقابل آن بسیار وسیع است: از برچیدن دستگاه مذهب از آموزش برای کودکان زیر ۱۶ سال تا قطع حمایت مالی دولت از نهادهای دینی. از پالودن قوانین مدنی از شریعت کثیف اسلامی تا ممنوعیت مسلح شدن باندهای اسلامی. از اعلام پوشش آزاد برای بزرگسالان تا ممنوعیت حجاب برای کودکان زیر ۱۶ سال. از دایر کردن مراکز آموزش و بازی مختلط تا آموزش سکس تا اعلام قانون خصوصی روابط جنسی. از اعلام برابری بی قید و شرط زن و مرد تا آزادی بیان و تشکل بی قید و شرط. از تغییر الفبای فارسی به لاتین تا اعلام یک زبان بین المللی بعنوان زبان اداری سراسری. از رفع موقعیت بالا دستی یک فرهنگ مرکزی بر خرده فرهنگهای محلی تا ایجاد امکان آموزش و چاپ برای همه زبانهای محلی اینها فقط می توانند گوشه ای از یک انقلاب فرهنگی باشند که جنبش خلاصی فرهنگی تحت رهبری کمونیستی کارگری می تواند به آن دست یابد.

:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385