تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  دموکراسی ، مردم و حکومت.  ( نقد )

دموکراسی ، مردم و حکومت.اندیشه دموکراسی یه عنوان الگو و یا مدل حکومتی مبتنی بر یک سری پیش فرض هائی  پیرامون مردم و حکومت  است . در این مقاله این پیش فرض ها را به طور اجمالی بیان می کنیم  و تطبیق این پیش فرض ها با نظام جمهوری اسلامی و نظریه سازگاری اسلام و دموکراسی را به عهده خود خواننده می گذاریم .

 

1-  نخستین پیش فرض دموکراسی که شاید بتوان آن را زیربنائی ترین نامید باز میگردد به نگاه به انسان و ذات او . در مناقشه تاریخی میان اینکه آیا انسان ذاتا فاسد ، متجاوز ، ظالم و ... میباشد و یا آنکه بر عکس به حق خود قانع بوده و فاقد خوی تجاوز گری میباشد . دموکراسی به نگاه دوم اعتقاد دارد . دموکراسی معتقد است انسان ذاتا تجاوزگر نیست بنابراین نیازی به کنترل و مراقبت ندارد . لذا نیازی به این نیست که یک نهاد به نام حکومت ایجاد شود تا انسان را کنترل نماید .

اما تاریخ نشان داده که همواره انسان هائی بودند که به حقوق خود قانع نبوده و خوی تجاوزگری دارند . پس تکلیف این ها چیست ؟ برای جلوگیری و کنترل اقلیت متجاوز، مردم بخشی از حقوق و آزادی های خود را به نهادی به نام حکومت می دهند . به این توافق یا قرارداد میان مردم و حکومت قرار داد اجتماعی گفته میشود. براساس این قرارداد انسانها بعضی از آزادی های خود را رها کرده و یا از آن صرف نظر می کنند و در مقابل امنیت به دست می آورند.

پس حکومت در مقابل یک سری انسانهای متجاوز به وجود آمد تا  در مقابل گرفتن بعضی از آزادی های اجتماعی برای مردم امنیت و حقوق شهروندی به ارمغان بیاورد. پس با وجود حکومت انسان بخشی از آزادی های خود را به صورت داوطلبانه و در چارچوب یک توافق اجتماعی از دست می دهد

نکته اساسی و مهمی که از این پیش فرض حاصل میشودآن است که حکومت نه یک امر واجب ، آسمانی ، فوق بشری و مقدس است و نه وظیفه هدایت و ارشاد انسان را بر عهده دارد و نه عهده دار تهذیب اخلاقی و تامین سعادت دنیا و آخرت است . وظیفه آن صرفا محدود میشود به ایجاد امنیت انسان آن هم در چاچوب قوانین و مقرراتی که خود انسان ها برای بهبود و آسایش زندگی شان وضع کرده اند .

 

2-  پیش فرض دوم این است انسان دارای مجموعه ای از حقوق می باشد. این حقوق خدادادی، فطری و ذاتی است که با بشر متولد می شوند. حق حیات ، حق تعیین نوع زندگی ، نوع معیشت و بالا تر از همه حق تملک یعنی به رسمیت شناخته شدن حق انسان برای آنچه که در تملک اوست . نتیجه اینکه این حقوق را هیچ حکومتی ، نهادی و هیچ آئین و مذهبی نمیتواند از انسان بگیرد .

 

3-  پیش فرض سوم این است که انسان میتواند سرنوشتش را تعیین کند. انسان از عقل ، شعور ، آگاهی برخوردار است و لذا میتواند خود انتخاب نماید . به عبارت دیگر انسان قادر است خود مصلحت و خیر و صلاحش را تشخیص دهد . بشر از حق تعیین سرنوشت و تصمیم گیری به دست خودش برخوردار است . هیچ کس ، هیچ نهاد ، حکومت و قدرتی نمیتواند بشر را از حق قانونی خودش برای تصمیم گیری نهی کرده و خود جای وی تصمیم گیری کند . هیچ کس به اندازه خود فرد نمی تواند خیر و صلاحش را تشخیص دهد . بنابراین هیچ فرد ، نهاد ، و قدرت دیگری نمی تواند بگوید که من خیر و صلاح فرد را بهتر از خودش  تشخیص میدهم و برایش تصمیم گیری نماید .

 

4-  این پیش فرض ادامه پیش فرض پیشین است . به این معنا که حکومت به هیچ وجه نمیتواند ادعا نماید که به علت دانش بیشتر مصلحت فرد را بهتر تشخیص می دهد و خودش به جای فرد تصمیم گیری کند . حکومت خق ندارد فرد را به اعتبار اینکه خیر و صلاحش در این است وادار به انجام عملی نماید که فرد نسبت به انجام آن رضایت ندارد .ایضا ، حکومت نمیتواندمانع از انجام فعلی و تصمیم گیری توسط فرد شود مگر انکه دلیل موجهی باشد یا انجام فعل به دیگران آسیب رساند .

 

5- پیش فرض پنجم اشاره به ذات حکومت است . منشا به  وجود آمدن حکومت همانطور که گفتیم نوافق اجتماعی ، میان خود مردم است . نتيجه مهم اين پيش فرض اين است که حکومت از هيچ قداستي برخوردار نيست . حکومت نه از مشروعيت الهي ، نه آسماني يا مذهبي برخوردار است و نه مشروعيت هاي زميني مانند قومي ، نژادي ، وراثتي و نه هيچ نوع ديگري . تنها منبع مشروعيت حکومت راي مردم است و به تعبيري صندوق راي وزارت کشور است. مادام که حکومت از رای مردم برخوردار است مشروعیت داشته و در غیر این صورت فاقد مشروعیت است .

 

6- پیش فرض ششم آن است که که حکومت از پیش خود هیچ وظیفه ، رسالت ، تعهد اخلاقی و غیر اخلاقی ندارد . تمامی مسئولیت ها و وظایف حکومت محدود میشود به آنچه مردم در طی یک قرارداد اجتماعی  به حکومت واگذار کرده اند . حکومت هیچ مسئولیتی در قیال فعالیت هائی که به آن واگذار نشده است ندارد .

 

با تو جه به این مقدمه  می توان نتیجه گرفت هر اندیشه ای که دارای یکی از پیش فرض ها نباشد دموکراسی نیست . دموکراسی فقط دموکراسی است . افکار و نظریه هائی که در این چند ساله اخیر گفته می شوند  مانند مردم سالاری دینی  حتی اگر کامل تر از دموکراسی باشند ، دموکراسی نیستند . این حکم در خصوص دیگر مراتب اندیشه مانند ، دموکراسی اسلامی ، دموکراسی شرقی ، دموکراسی سوسیالیستی و سایر دموکراسی ها هم صادق است . این اندیشه ها اگر حتی اگر یکی از پیشفرض های بالا را شامل نشوند دموکراسی نیستند .

 

 

در مورد سازگاری اسلام و دموکراسی هم که بحث و جدالش بین دکتر سروش و آیت اله مصباح همچنان در جریان است به قول اکبر گنجی حق با آیت اله مصباح است . گنجی با انتقاد از سروش می گوید : « حق با آیت الله مصباح یزدی است که می گوید دموکراسی ، پلورالیسم ، تساهل و مدارا ، اعلامیه حقوق بشر و جامعه مدنی با فقه تعارض بنیادین دارد »

 

منابع :

1- سالنامه شرق 84

2- از دموکراسی تا مردم سالاری دینی ، صادق زیبا کلام

3- دانش سیاسی 1 و 2،  حسین بشیریه

4- لیبرالیسم معنا و تاریخ آن ، جان سالوین شاپیرو

5- پرسش ها و پاسخ ها ،  آیت الله مصباح

6- جامعه شناسی توصیفی آرا و اندیشه های عبدالکریم سروش ، محمد قلی پور 

 

وبلاگ: آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand