تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  مرثيه اي براي حق حيات / قطره اشكي براي خودمان كه زنده به گوريم  ( نقد )

مرثيه اي براي حق حيات / قطره اشكي براي خودمان كه زنده به گوريم ۱-آنچه در اعلاميه جهاني حقوق بشرآمده از آزادي بيان و حق تعيين  سرنوشت گرفته تا تاكيد بر تامين اجتماعي و منع شكنجه،دير زمانيست كه در بخش قابل توجهي از دنيا كه مغرب زمينش لقب داده اند  به اموري بديهي بدل گشته كه هر شهروند اروپايي،كانادايي يا آمريكايي بي هيچ چون و چرايي برخوردار از آن محسوب مي گردد.سهل است اين حقوق در آن بخش از كره خاكي از چنان بداهت و احترام نهادينه اي برخوردار است كه رعايت و حفاظت آنها از وظايف اوليه و پيش پا افتاده حكومتها محسوب مي شود.اين البته به اين معنا نيست كه "حقوق بشر" درآن جوامع نقض نمي شود

اما اولاً نقض حقوق بشر در آن جوامع استثنا است نه قاعده

ثانياً نقض حقوق، سازمان يافته نيست و در صورت افشاي نقض حقوق بشر به وسيله هر يك از نهادهاي عمومي ، مرتكبين و آمرين هزينه اي گزاف – گاه تا مرز ساقط شدن از هستي – بابت آن خواهند پرداخت.

ولي در اين سرزمين و در بسياري ديگر از جوامع جهان سوم،نقض حقوق بشر تبديل به« قاعده » و «عرف» شده است،اينجا افشاي نقض حقوق بشر نه تنها هزينه اي را بر حكومت تحميل نمي كند بلكه با استهزا دستگاه تبليغات رسمي و بي تفاوتي افكار عمومي نيز مواجه مي شود.

گويي ذهنها هم حساسيت خود را نسبت به ظلم و ستم جاري و ساري در رگ و پي جامعه از دست داده اند.

2- سخن من اما در اين نوشتار از آزادي بيان و آزادي اجتماعات و حق انتخاب آزاد و حتي برابري حقوق زن و مرد نيست.همه اينها پيشكش!

امروز كار به جايي رسيده است كه بايد از حق حيات دفاع كنيم و در باب لزوم احترام به جان و تماميت جسماني انسانها داد سخن سر دهيم.

3- شايد كمتر كشوري را بتوان سراغ گرفت كه در آن، جان آدميان اين چنين بي قدر و ارزش باشد.درد آور اينكه «سلب حق حيات» حتي در قوانين حاكم بر اين كشور نهادينه شده است:

الف)نويسند گان قانون مجازات اسلامي بي شرمانه از مهدور الدم و جواز قتل او سخن به ميان آورده اند.

ب) براي بسياري از جرايم كه برخي از آنها اساسا ً در يك نظام حقوقي انسان محور جرم نيستند در قانون مجازات اسلامي مجازات مرگ در نظر گرفته شده است

اين در حاليست كه امروزه لغو مجازات مرگ( اعدام) يكي از شاخصهاي مهم رعايت حقوق بشر در نظامهاي حقوقي محسوب مي شود و اعمال مجازات مرگ و انواع كيفرهاي بدني براي هيچ جرمي جايز دانسته نمي شود.ايران طبق آمار در سال ميلادي گذشته پس از چين دومين ركورد دار اعدام در جهان بوده است.نمي دانم چرا اين آمار درد آور و دهشتناك هيچ حساسيتي در افكار عمومي و در ميان نخبگان بر نمي انگيزد.

4- جمهوري اسلامي غير از شعار آزادي با وعده خدمات رايگان و اجناس ارزان حاكم شد ولي ظاهرا طي 27 سال حاكميت اين نظام تنها چيزي كه ارزان شد و اكنون به مرور رايگان مي شود جان آدميان است!

طي چند سال اخير چند نفر بر اثر سقوط هواپيما يا در تصادفات مرگبار جاده اي جان خود را از دست داده اند؟ تا كنون دستگاه قضايي چند نفر را در قبال فجايع روي داده در خطوط هواپيمايي كشور محاكمه و مجازات كرده است؟

فاجعه اي در حد آنچه طي هفته هاي اخير در فرودگاه مشهد روي داد در هر كشور ديگر – حتي در پاكستان و بنگلادش- اگر اتقاق مي افتاد حكومت را با بحراني جدي مواجه مي كرد اما اينجا آب از آب تكان نخورد.در حاليكه مقامات عاليرتبه نظام با حرفهاي گنده و بي معنا،افكار عمومي را به خويش مشغول كرده اند.روزانه دهها نفر در اثر بي تدبيري و نبود ايمني در جاده هاي كشور كشته مي شوند،بي آنكه حتي يك نفر زبان به اعتراض بگشايد.( بنا بر اعتراف خود مسئولين ،تلفات روزانه  جاده ها از تلفات روزانه جنگ 8 ساله با عراق بيشتر شده است)

5- حال با اين وضعيت نابه سامان و فاجعه بار جاده ها كافي است بودجه اختصاص داده شده به ايمن سازي راهها را با بودجه ناظرين شوراي نگهبان، بودجه ماجراجوييهاي نظامي و یا حجم پولهاي صرف شده براي تبليغ پيروزي حزب الله و حسن نصرالله  مقايسه كنيد.پس از اين مقايسه آدم بايد خيلي محكم باشد كه گريه اش نگيرد!

به راستي، چرا و چگونه همه ما اين چنين  نسبت به حق حيات شهروندان بي تفاوت شده ايم؟

6-ديروز، زهرا كاظمي و اكبر محمدي در زندان جان داند و امروز فيض مهدوي.فردا نوبت چه كسي است؟ بايد گريست به حال سرزميني كه در آن سلب حق حيات و تعرض به تماميت جسماني افراد سكه رايج بازار است.همين الان كه من اين كلمات را مي نويسم و يا همين حالا كه شما اين كلمات را مي خوانيد.معلوم نيست كه چند نفر در زندانها – حالا به هر جرم و اتهامي كه آنجا هستند – دارند شكنجه مي شوند.و يا در اثر آزار حسمي و نبود امكانات پزشكي جان مي دهند.

معلوم نيست چند نفر در جاده هاي خطر خيز كشور زير چرخهاي كاميونها له مي شوند.شايد اصلا لحظاتي پس از خواندن اين يادداشت يك هواپيماي مسافر بري روي خانه شما سقوط كند و بعد...

7-پرسش اينجاست: حكومتي كه خود ناقض حق حيات شهروندان است و حتي سلب حيات شهروندان را به هر بهانه اي – صراحتا ًً – در قوانين خود نهادينه كرده است.حكومتي كه نه تنها نمي تواند جان شهروندانش را حفظ كند،بلكه خود در زندان جان آنها را مي گيرد.چنين حكومتي چگونه مي تواند از زبان سخنگويان و مدافعانش خود را مشروع ترين حكومت دنيا لقب دهد؟!

حالا مشروع ترين حكومت دنيا به كنار،حكومتي با اين خصوصيات حتي نمي تواند مدعي حداقل مشروعيت شود.

رييس دولت چنين حكومتي چگونه به خود اجازه مي دهد كه به روساي كشورهايي كه هر عيبي دارند حداقل خيلي بهتر از جمهوري اسلامي از جان شهروندانشان محافظت مي كنند نامه بنويسد و آنها را نصيحت كند؟

گاه با خود مي انديشم آيا بي شرمي و وقاخت اين فريب سالاران ِ مسخ شده در قدرت را پاياني خواهد بود؟

8 – بياييد بر اين مرثيه اشكي بيافشانيم.اشكي نه براي آزادي و عدالت كه مدتهاست بر پيكر سلاخي شده شان مي گرييم، اشكي در رثاي حق حيات. قطره اشكي براي آنها كه كشته شدند و  براي خودمان كه زنده به گوريم.

 

وبلاگ : گاه نوشت ها


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand