روزنامه شرق در وضعيت كما به سر ميبرد.هنوز مشخص نيست كه چرا به كما رفته است. آيا برميگردد؟ پزشكان، پرستارها، مدير بيمارستان و خانواده شرق، هيچكدام چيزي نميگويند. هيچكس از هيچ چيز مطمئن نيست. كسي را داخل اتاق .C.C.U راه نميدهند.تنها كاري كه ميتوانيم انجام بدهيم اين است كه در راهروي بيمارستان قدم بزنيم يا روي نیمكت بنشينيم و روزنامه بخوانيم. روزنامه؟!... نه! روزنامهاي نيست. روي نيمكت مينشينيم و ديوارهاي بيمارستان را تماشا ميكنيم...
عمران صلاح ، طنزپرداز و نويسنده :
«شَرُق» زده شد توي گوش شرق، تعطيل شد. من از تعطيلي هيچ روزنامهاي خوشحال نميشوم، حتي اگر با آن مخالف باشم؛ چه برسد به شرق كه نمونه بود. اميدوارم فعل«بود» را دوباره به «است» تبديل كنيم. البته شرقيها الان ميتوانند به جاي شرق، روزنامه «غرب» را منتشر كنند.
محمود دولتآبادي ، نويسنده :
بارها از دوستانم در شرق خواهش كرده بودم كه براي من اشتراك روزنامه را برقرار كنند. اما هيچوقت من را مشترك نكردند. در نهايت، يك روز خودم با واحد اشتراك شرق تماس گرفتم اما مسئول آن گفت كه روزنامه توقيف موقت شده است. من جا خوردم. فقط آرزو ميكنم كه طبق گفته ايشان، توقيف شرق موقت باشد و سوءتفاهمها زودتر رفع بشود.
سيمين بهبهاني ، شاعر:
من به روزنامه شرق علاقه خاصي داشتم و با اين كه چشمهايم آسيب ديده است، از اطرافيان ميخواستم كه خبرهاي مهم آن را برايم بخوانند. از روزي كه شرق ديگر منتشر نميشود، احساس ميكنم يك چيزي كم دارم. شرق روزنامه بسيار خوبي بود . اگر روزنامهها نتوانند تا اين اندازه تندروي كنند، پس براي چه منتشر ميشوند؟!
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385