اتوبوسهای خط واحد به سبب پیروزی حزب الله از مسافران خود بلیط نگرفتند این هدیه ای بود از طرف شهرداری به مردم تهران به سبب پیروزی حزب الله و البته ماجرای پخش گل و شیرینی حال از طرف مقامات و یا مردم هم مطلبی دیگر است که بحثی جداگانه می طلبد
کاری به حزب الله و اسرائیل ندارم. براستی کسانی که جنگ افروزی می کنند خود در مکانی امن روزگار سپری می کنند و ماموران زیر دست و مردمان بیگناه اسیر اتش افروزی انان می شوند حال حزب الله و یا اسرائیل کدام مقصر بود و حال کدامیک پیروز شده برای من ارزش چندانی برای پرداختن ندارد بلکه مردمان و زیردستان بیگناهی که اسیر خشونت ورزی افراد و گروهها و حکومت های زورگو می شوند موضوعی است که دست اورد جنگ است و به موازات صدمات و ضرباتی که به کیان خانواده و اجتماع هر ملتی میرسد
جنگ پدیده شومی است که حتی چیره شدن بر دشمن نیز سبب تقدس ان نمی شود و حال انکه چنین فاجعه ای در چنین سطحی و با چنین وحشیگریهایی که سبب وارد امدن ضرباتی جبران ناپذیر به مردم هر دو طرف درگیر و بخصوص لبنانی ها که دولت رسمی انان طرف درگیر جنگ نبوده ،فاجعه ای است که به این زودی فراموش نخواهد شد حال این جشن و شیرینی اگر نمک پاشیدن به زخم نیست پس چه می تواند باشد
اما ماجرای کارکنان شرکت واحد و منصور اسانلو نماینده سندیکای انان که تازگی به قید وثیقه از زندان ازاد شده است خود ماجرایی است که تلخ تر از بسیاری حادثه های درشت قلمداد شده است. حال شهرداری تهران که از پس ،حق طبیعی رانندگان خود بر نیامده است .
رانندگانی که زحمت فراوان کشیده بودند، از حق طبیعی خود شکایت داشتند و براستی تاوان حق خواهی انها این بود که بسیاری از انان از حق طبیعی خود نیز محروم شوند و مشخص نیست که چطور روزگار می گذرانند، منصور اسانلو را به زندان اانداختند و بسیاری دیگر در حول و هراس امدن و رفتن به زندان ، از کار خود نیز بیکار گشتند
در چنین شرایطی شهرداری تهران به تعبیر خود به سبب پیروزی حزب الله بر اسرائیل از گرفتن بلیط از مسافران خودداری می کند و ان را به حساب جشن پیروزی حزب الله قلمداد می کند براستی کارکنان خط واحدی که ماجرای منصور اسانلوها را شنیده اند وعدم حمایت شهرداری از انان را ،می توانند چنین جشنی را با خود حلاجی کند ، کارگری که از حق طبیعی خود وامانده و همکاران وی که چنین مطلبی را میدانند، چطور میتوانند چنین مطلبی را پیش خود هضم نمایند.البته منظورم این نیست که شهرداری به کاری بزرگ دست زده اما منظورم مقایسه برخورد با کارکنان خود و رفتاری که برای اتوجیه سیاست مقامات انجام میدهد
و امیدوارم این تقدس خواهی از جنگ روزی در این مملکت دفن شود تا هم ارزش تمام عزیزانی که در ایران برای دفاع از کشور خود از جان خود مایه گذاشتند محفوظ بماند و دیگر اینکه تبلیغ پدیده شهادت طلبی سبب نشود که ما افرادی را که از روی یقین و باور خود جان خود را فدای دفاع از میهن خود کردند با افرادیکه خواسته و ناخواسته اتش جنگ را شعله ورتر می کنند شبیه هم بدانیم و ضمن احترام کامل برای تمام اسیب دیدگان و جانباختگان حاصل از جنگ از هر ملتی و از هر گروهی ، ارزوی ان را دارم برای سرپوش گذاشتن بر تصمیمات سیاسی ،با نمک پاشیدن بر عمق و جان انسانهای بیگناه حادثه دیده از جنگ ،سبب نادیده گرفتن ارزشهای انسانی نشود
در پایان ،کشوری که برای جشن گرفتن در هر ابعادی موانع و سدهای عظیمی پابرجاست،چگونه می تواند برای زخم و ضربه عظیمی که بر پیکره ملت بیگناه لبنان که فاصله ای مشخص با حزب الله دارد جشن گرفت و مقامات مسئول که در جشنهای صورت گرفته به سبب پیروزیهای فوتبال و حتی پیروزیهای انتخاباتی بیشترین ناملایمات کلامی و نوشتاری را روا داشتند برای رسیدن به اهداف خود از هر مانعی پلی می سازند و در چنین شرایطی با در نظر نگرفتن جمیع شرایط برای توجیه افکار خود دست به هر کاری میزنند
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سی ام مرداد 1385