تا پایان فرصت شورای امنیت به ایران برای اعلام پاسخ به بسته پیشنهادی کشورهای اروپایی زمان چندانی باقی نمانده است و پس از پایان این فرصت اگراز سوی ایران پاسخی ارائه نشود و یا این جواب منفی باشد ، آنوقت شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب تحریم های مختلف و شاید فشارهای سخت تری را علیه ایران ( البته مردم ایران که در گوشه و کنار کشور از فرط چاقی در حال انفجاراند ) در دستور کار قرار خواهد داد .
درست در زمانی که بر اساس اصول دیپلماسی باید بیشتر به رفع تنش و از بین بردن ابهامات و قدم برداشتن در راه صلح و صفا پرداخت ، آقای احمد خاتمی ( امام جمعه موقت تهران ) در سخنرانی خود بدون هیچ دلیلی اسرائیل را به حمله موشکی تهدید می کند ( که اگر مردم اسرائیل از خدا بی خبر یهو با صدای انفجار از خواب پریدند در جریان باشند که لاستیک ماشینشون منفجر نشده ... کلا با خیال راحت بخوابند ! ) و ستاد نیروهای مسلح خبر از لغو کلیه معافی ها حتی معافیت های پزشکی می دهد و ارتش بی سابقه ترین مانور و رزمایش خود از نظر وسعت و حجم نیروها و تجهیزات شرکت کننده در طول تاریخ حکومت را سازماندهی می کند .
جمع آوری ماهواره ها برای در دست نبودن اخبار صحیح در حالی انجام می گیرد که حاج صادق آهنگران به همراه گروهی ازیاران خواننده اش کم کم دوباره در مجامع و بر روی صفحات سیما ظاهر شده و از شور انقلابی و عرق ملی ترانه می خوانند . واردات عجیب و غریب کالاهایی خاص از جمله بنزین در حالی که قرار بود جیره بندی شوند ، به این احتمال دامن می زند که ایران باز هم در آستانه ی جنگی خانمان سوزقرار می گیرد ( البته منظورم همون برکت و عطیه الهی ست که امام ره ازش اسم برده بودند ).
حال باید سئوال کنیم که اگر جنگی مجدد در ایران آغاز شود ضربات این بلای خانمانسوز یقه ی لباس چه کسی را جز این مردم نحیف و نجیب خواهد گرفت ؟؟؟ اگر بمبها و موشکهای دول متحد بخواهند روی سر ما تمرین شیرجه کنند تکلیف اون بیچاره هایی که یادشون رفته برای روز مبادا پناهگاه درست کنند چیست ؟ حالا بگذریم که به خاطر کمبود مایحتاج ضروری احتمالا باید نهار جک و جانور تناول کنیم و در ضمن کوچه ها و خانه هایمان سایت پرتاب موشک به سوی اسرائیل خواهد شد تازه حرف زدن ممنوع هم خواهیم شد چون خیانت محسوب می شود ! به نظر می رسد اینبار شعار " جنگ جنگ تا پیروزی " به " جنگ جنگ تا محو اسرائیل " تبدیل شده . با توجه به پیروزی ارزشمند و قاطع حزب الله که این همه کشته و ویرانی و خرج برای ملت ایران و لبنان داشته ، تکلیف جنگ ایران که از حالا معلوم و مشخص است .
اگر ما نخواهیم به چنان پیروزی عظیمی که حزب الله برای لبنان و مردمش به ارمغان آورد برسیم و اگر نخواهیم به بهای مطرح شدن در شبکه های المنار و الجزیره هست و نیستمان را از دست بدهیم ، باید به چه کسی مراجعه کنیم ؟ یکی نیست بگه بابا می خواهید آدم بکشید و جنگ راه بیاندازید توی همون کشورهایی که به ایشان کمکهای میلیاردی ( دلار ) انجام می دهید این کارها را بکنید ؛ من که برای خودم نمی گم که ! می خواهم پولمون رو برای اون کشورها حلال کنم که اگر می خورند و می میرند اون دنیا لا اقل خیالشون راحت باشه که سر پل صراط کسی گریبانشان را نمی گیرد .
خلاصه اینکه اگر آقا سید علی آقا و جناب رئیس جمهور فهمیده ، خوشگل و خوش تیپمون همچنان بر طبل محو این و آن بکوبند و آقایان جنتی و حداد عادل و خاتمی و ... بخواهند موشکهای مونتاژی را به رخ آمریکا و اسرائیل بکشند و از سوی دیگر آقای شاهرودی و مرتضوی در زندان دستور اعتصاب غذای اجباری و خودکشوندگی و غیره بدهند ، آقازاده ها بخصوص نزدیکان باهنر و نیازی و ... پول مملکت را ملک و شرکت و سرمایه ی خصوصی کنند ، رسانه ها و روزنامه های فرهیخته ( فه ریخته ) هم که قربونشون برم ایثار گرانه در راه رسالت خویش جانفشانی می کنند و حتی اگر دوستان پاسدار دختران آریایی را برای حراج به کشور های عربی صادر کنند و ... ، اصلا مهم نیست ( زیر سبیلی می شه ردشون کرد ) ولی اگر همچنان به جمع آوری دیشهای ماهواره ادامه دهند من یکی که آرام نخواهم نشست و درفش کاویانی برخواهم کشید .( البته هنوز دارم دنبالش می گرد م ) .
وبلاگ : نرده های سنگی

:: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385