تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  بدشانسي هاي يك ملت  ( طنز )

بد شانسی های یک ملتتا همين چند سال پيش ما به خوش‌شانسي آمريكايي ايمان داشتيم. هنوز هم به كودكان آمريكايي در مدارس مي‌آموزند كه به خاطر وجود رهبراني عاقل در لحظات حساس تاريخ ما ملتي خوش شانس بوده‌ايم. ما چقدر خوش اقبال بوديم وقتي موسسان شجاع و باهوش آمريكا در سال 1776 در فيلادلفيا دور هم جمع شدند، در‌حالي كه مي‌توانستند تك‌تك عمل كنند.

ما خوش‌شانس بوديم وقتي اولين رئيس‌جمهورمان جورج واشنگتن بود كه وقتي بين نظام‌هاي پادشاهي و جمهوري حق انتخاب داشت دومي ‌را برگزيد. بخت يار ما بود آنگاه كه كشور به سمت دوپارگي پيش مي‌رفت رهبري در حد و اندازه‌هاي جهاني به نام آبراهام لينكن ثبات را به آمريكا بازگرداند. از خوش‌شانسي آمريكايي‌ها بود كه در دهه‌هاي شوم 30 و 40 قرن بيستم فرانكلين دي. روزولت به رياست‌جمهوري آمريكا برگزيده شد. وقتي در آغاز جنگ سرد هري ترومن يك تاجر پارچه ورشكسته تبديل به سياستمداري آگاه شد باز‌هم خوش‌اقبال بوديم و آنگاه كه رونالد ريگان بازيگر درجه دوم سينما به رياست‌جمهوري آمريكا انتخاب شد باز‌هم خوش‌شانسي آورديم، چون او بود كه فهميد چگونه جنگ سرد را به پايان برساند.

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جسم سخت !  ( طنز )

یه روز یه خانم خبر نگارداشته از پیک نیک چند تا خانواده عکس می گرفته که چند تا آقای محترم میان بهش می گن : دم در بده  بفرمایین تو !

. . .

 

آقای ... : لطفا خیلی دقیق توضیح بده که اون بیرون داشتی چه غلطی می کردی ؟

خانم خبر نگار : هیچی ، داشتم عکس می انداختم  که ماموراتون اومدن منو گرفتن.

 آقای ... :  دروغ نگو ماموران ما تو رو در حین ارتکاب به جرم دستگیر گردند

خانم خبر نگار :مگه عکس انداختن جرمه ؟

آقای ... : خیر خانم عکس برداشتن جرمه ، تازه ما اجازه نمی دیم کسی عکس کاری که ما دوست داریم رو انجام بده چه برسه به خود عکس ، اگر هم دیگه ازاین حرفهای غیر مسموع بزنی می دم همه عکسهایی که در عمرت گرفتی رو توقیف فله ای بکنن.  

 

وبلاگ : شورای عالی نوسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه ششم آبان 1385

  لینک مطلب         


  همه كيشيم...  ( طنز )

روزگار نیامده توقیف شد . يك عمه اي داشتيم، خدا بيامرزدش، به نام جميله خانم. فقط تركي حرف مي زد و مثل هاي خوبي داشت. مي گفت هر از چند وقتي كه مرغ هاي حياط حمله مي كنند به اتاق، كدبانو چوب را برمي دارد به دنبالشان و داد مي زند :؟«كيش، كيش.» اين مرغ ها هم هي دور اتاق مي دوند و از هم مي پرسند:«كيش تويي؟» و مي گويند:« من كه نيستم اما هر كه هست ببيني چه كار كرده كه خانم اينقدر از دستش عصباني است!» و همگي دور مي دوند و مي دوند تا كدبانوي محترمه با چوب مي زند پاي يكي از آنها را مي شكند. مرغ ها هم همانطور در حال دويدن مي گويند:« آها! پس كيش اين بود!»

 

قصه روزگار ما ، قصه اي كه از شرق طلوع كرد و پس از اندك زماني افول كرد زياد هم بي ربط به نسلي كه به مثابه مرغان عمه خانم محترم اينجانب سرگشته و حيرانند نيست.نسلي كه خاطراتش را يا بايد با موش و گربه بازي پشت خطوط ديل آپ به روز كند يا در آنسوي مرزها با هزار تهمت و بُهتان تك دلاريش را به جاي مشروب سوئدي خرج  كارت اقامت خودش بكند و يا در گوشه اي از گورستان خاوران... بقيه اش هم كه كليشه اي شده...

 

وبلاگ: شواری عالی نویسندگان جیغ و داد نو

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  دانشگاه آزاد رحمت ا... علیه !  ( طنز )

دانشگاه آزاد رحمت ا... علیه !سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي.هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد مسبب ضرر. پس در هر سال دو ترم موجود  است و بر هر ترمي شهريه اي واجب.

از جـيب و جــــــــان که بر آيد                    کز عهده ي خرجش به در آيد؟!
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند       تا تو مدرک به کف آري و به کارش نبري
همه مانند تو سرگشته و بيکار و غمـين     طي شود عمربه بي حاصلي و دربه دري

(شیخ مصلح الدین جاسبی)

****

چند وقت پيش يك طنزي از تلويزيون پخش مي شد و طرف مي گفت اگر هم سرزمين كشف نشده اي در دنيا وجود داشته، دانشگاه آزاد با تأسيس واحدهاي جديدش آن ها را كشف كرده!

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385

  لینک مطلب         


  حقيقت سخنان پاپ را بايد دريافت...!  ( طنز )

حقيقت سخنان پاپ را بايد دريافت...!پدرم به ندرت حرف مي زند ، هيچ وقت نمي خنديد ، هيچ گاه خود را قاطي نزاع و جنجال نمي كرد. فقط گاهي اوقات دندان به هم مي فشرد يا مشت گره مي كرد.اگر بر حسب تصادف بادام سخت پوستي را به دست داشت ، با انگشتانش آن را فشار مي داد و خوردش مي كرد.يك بار وقتي ديد كه آقايي ، پالان بر دوش يك نفر مسيحي گداشته و مانند چارپايان بر او بار نهاده چنان خشمي بر او مستولي شد كه مي خواست به او ناسزايي بدهد ، اما لبانش بر هم آمده بود.چون نمي توانست كلامي بر زبان بياورد ، مثل اسب شروع به شيهه كشيدن كرد. آن وقت ها من بچه بودم و در حالي كه از ترس به خود مي لرزيدم ، به تماشا ايستاده بودم. يك روز ظهر هم كه از كوچه باريكي مي گذشت ، تا براي ناهار به خانه برود ف صداي جيغ و داد زنان را شنيد ، و بسته شدن درها را ف مرد مستي با شمشير آخته به دنبال مسيحيان مي دويد.پدرم را كه ديد در دم به سوي او حمله برد. گرما بيداد مي كرد. پدرم كه دل و دماغ نزاع را نداشت لحظه اي پيش خود فكر كرد كه به كوچه ديگري بزند و فرار كند. اما چنين كاري شرم آور بود. پيش بندي را كه بر تن داشت باز كرد ، و ان را دور مشتش پيچيد ، درست همان وقت كه مرد مست شمشيرش را بالا برد مشت محكمي به شكم او كوبيد و پخش زمينش كرد. بعد خم شد و شمشير را از دست مرد بيرون كشيد و به خانه امد.شمشير را كنار من روي صندلي انداخت ، بعد رو به مادرم كرد و گفت: وقتي كه پسرت بزرگ شد و به مدرسه رفت اين را به عنوان قلم تراش به او بده .پدرم بود كه خونم را به مركب تبديل كرد.

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه یکم مهر 1385

  لینک مطلب         


  شرق در کما ... !  ( طنز )

شرق در کما ... روزنامه شرق در وضعيت كما به سر مي‌برد.هنوز مشخص نيست كه چرا به كما رفته است. آيا برمي‌گردد؟ پزشكان، پرستارها، مدير بيمارستان و خانواده شرق، هيچ‌كدام چيزي نمي‌گويند. هيچ‌كس از هيچ چيز مطمئن نيست. كسي را داخل اتاق .C.C.U راه نمي‌دهند.تنها كاري كه مي‌توانيم انجام بدهيم اين است كه در راهروي بيمارستان قدم بزنيم يا روي نیمكت بنشينيم و روزنامه بخوانيم. روزنامه؟!... نه! روزنامه‌اي نيست. روي نيمكت مي‌نشينيم و ديوارهاي بيمارستان را تماشا مي‌كنيم...

عمران صلاح ، طنزپرداز و نويسنده :

«شَرُق» زده شد توي گوش شرق، تعطيل شد. من از تعطيلي هيچ روزنامه‌اي خوشحال نمي‌شوم، حتي اگر با آن مخالف باشم؛ چه برسد به شرق كه نمونه بود. اميدوارم فعل«بود» را دوباره به «است» تبديل كنيم. البته شرقي‌ها الان مي‌توانند به جاي شرق، روزنامه «غرب» را منتشر كنند. 

محمود دولت‌آبادي ، نويسنده :

بارها از دوستانم در شرق خواهش كرده بودم كه براي من اشتراك روزنامه را برقرار كنند. اما هيچ‌وقت من را مشترك نكردند. در نهايت، يك روز خودم با واحد اشتراك شرق تماس گرفتم اما مسئول آن گفت كه روزنامه توقيف موقت شده است. من جا خوردم. فقط آرزو مي‌كنم كه طبق گفته ايشان، توقيف شرق موقت باشد و سوءتفاهم‌ها زودتر رفع بشود.

سيمين بهبهاني ، شاعر:

من به روزنامه شرق علاقه خاصي داشتم و با اين كه چشم‌هايم آسيب ديده است، از اطرافيان مي‌خواستم كه خبرهاي مهم آن را برايم بخوانند. از روزي كه شرق ديگر منتشر نمي‌شود، احساس مي‌كنم يك چيزي كم دارم. شرق روزنامه بسيار خوبي بود . اگر روزنامه‌ها نتوانند تا اين اندازه تندروي كنند، پس براي چه منتشر مي‌شوند؟!

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  در معناي معجزت، از كوه طور تا خيابان پاستور  ( طنز )

در معناي معجزت، از كوه طور تا خيابان پاستورآن ششمين رييس جمهور، آن ساطع هاله‌ي نور، آن مهرورز رجائي‌سان، آن بهتر از اي‌كي‌يوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعه‌ي هولوكاست، آن قانع به سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتم‌الانبياي علي‌البدل ، آن صاحب جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگ‌نويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا، آن پس از حسن‌القضا سوءالقضا، آن ناقض دويم جوزا، آن در دانشگاه اوستاد، آن از جمله اوتاد، شيخنا و مولانا و پرزيدنتنا شيخ محمود احمدي‌نژاد، اهل هزاره‌ي دوم بود و طرح‌هايش از هزاره‌ي چهارم و عملش از هزاره‌ي اول و با اين حال معجزت هزاره‌ي سوم بود. و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود كه او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانسته‌اند، العياذبالله. و معجزت البته بسيار داشت و خرق عادت مي‌كرد بهتر از ژانگولر و در هوا راه مي‌رفت و مي‌گفت: ما مي‌توانيم.

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه دهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  یک سوال فلسفی : چرا مرغ از خیابان رد شد ؟  ( طنز )

 ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخی اجتناب‌ناپذير بود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را ميمکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.
همينگوی: برای مردن. در زير باران.
اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

>>>>>>>>>>>بهاره

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  ریاضت کشی نوعی دیگر از مهرورزی  ( طنز )

هنوز یکسال از شروع به کار دولت نهم نگذشته است دولتی که با شعارهای رنگارنگ و از همه مهمتر شعارهایی که برای قشر ضعیف دلخوشی ایجاد میکرد بر سر کار امد . اما این سوال پیش می اید که در این یکسال تحقق شعارها به سوی عمل شدن انجامیده یا اینکه به دست فراموشی سپرده شده است .

محمود احمدی نژاد با شعارهای بسیار خوش اب و رنگ به میان مردم امد .شعارهایی که در گذر از چگونگی انجام ان برای انهایی که هنوز امیدی و ارمانی برای خود تعیین کرده اند و یا انانی که نمیخواهند ناامیدی بر انان چیره گردد می توانست  نقطه قوتی و روزنه امیدی برای مردم ناامید جامعه ما  باشد. اما  اینکه تا چه حد این شعارها در همان مرحله شعار مانده اند گذری مختصر می نماییم  بر کارنامه یکساله دولت نهم  و هر چند شعار دادن و عمل نکردن را مختص همین دولت نمیدانم زیرا دولت های قبل هم شعارهای رنگارنگی داده بودند اما بسیاری از این شعارها رنگ واقعیت به خود نگرفت  پس بیان عدم تحقق شعارهای دولت نهم به منزله تایید عملکرد دولت یا دولتهای قبلی نخواهد بود.

وبلاگ: مردم ایران ما

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه نهم تیر 1385

  لینک مطلب         


  فقط برای خنده  ( طنز )

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand