تا همين چند سال پيش ما به خوششانسي آمريكايي ايمان داشتيم. هنوز هم به كودكان آمريكايي در مدارس ميآموزند كه به خاطر وجود رهبراني عاقل در لحظات حساس تاريخ ما ملتي خوش شانس بودهايم. ما چقدر خوش اقبال بوديم وقتي موسسان شجاع و باهوش آمريكا در سال 1776 در فيلادلفيا دور هم جمع شدند، درحالي كه ميتوانستند تكتك عمل كنند.
ما خوششانس بوديم وقتي اولين رئيسجمهورمان جورج واشنگتن بود كه وقتي بين نظامهاي پادشاهي و جمهوري حق انتخاب داشت دومي را برگزيد. بخت يار ما بود آنگاه كه كشور به سمت دوپارگي پيش ميرفت رهبري در حد و اندازههاي جهاني به نام آبراهام لينكن ثبات را به آمريكا بازگرداند. از خوششانسي آمريكاييها بود كه در دهههاي شوم 30 و 40 قرن بيستم فرانكلين دي. روزولت به رياستجمهوري آمريكا برگزيده شد. وقتي در آغاز جنگ سرد هري ترومن يك تاجر پارچه ورشكسته تبديل به سياستمداري آگاه شد بازهم خوشاقبال بوديم و آنگاه كه رونالد ريگان بازيگر درجه دوم سينما به رياستجمهوري آمريكا انتخاب شد بازهم خوششانسي آورديم، چون او بود كه فهميد چگونه جنگ سرد را به پايان برساند.
وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

يك عمه اي داشتيم، خدا بيامرزدش، به نام جميله خانم. فقط تركي حرف مي زد و مثل هاي خوبي داشت. مي گفت هر از چند وقتي كه مرغ هاي حياط حمله مي كنند به اتاق، كدبانو چوب را برمي دارد به دنبالشان و داد مي زند :؟«كيش، كيش.» اين مرغ ها هم هي دور اتاق مي دوند و از هم مي پرسند:«كيش تويي؟» و مي گويند:« من كه نيستم اما هر كه هست ببيني چه كار كرده كه خانم اينقدر از دستش عصباني است!» و همگي دور مي دوند و مي دوند تا كدبانوي محترمه با چوب مي زند پاي يكي از آنها را مي شكند. مرغ ها هم همانطور در حال دويدن مي گويند:« آها! پس كيش اين بود!»
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي.هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد مسبب ضرر. پس در هر سال دو ترم موجود است و بر هر ترمي شهريه اي واجب.
روزنامه شرق در وضعيت كما به سر ميبرد.هنوز مشخص نيست كه چرا به كما رفته است. آيا برميگردد؟ پزشكان، پرستارها، مدير بيمارستان و خانواده شرق، هيچكدام چيزي نميگويند. هيچكس از هيچ چيز مطمئن نيست.
آن ششمين رييس جمهور، آن ساطع هالهي نور، آن مهرورز رجائيسان، آن بهتر از ايكييوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعهي هولوكاست، آن قانع به سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتمالانبياي عليالبدل ، آن صاحب جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگنويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا، آن پس از حسنالقضا سوءالقضا، آن ناقض دويم جوزا، آن در دانشگاه اوستاد، آن از جمله اوتاد، شيخنا و مولانا و پرزيدنتنا شيخ محمود احمدينژاد، اهل هزارهي دوم بود و طرحهايش از هزارهي چهارم و عملش از هزارهي اول و با اين حال معجزت هزارهي سوم بود. و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود كه او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانستهاند، العياذبالله. و معجزت البته بسيار داشت و خرق عادت ميكرد بهتر از ژانگولر و در هوا راه ميرفت و ميگفت: ما ميتوانيم.
ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
هنوز یکسال از شروع به کار دولت نهم نگذشته است دولتی که با شعارهای رنگارنگ و از همه مهمتر شعارهایی که برای قشر ضعیف دلخوشی ایجاد میکرد بر سر کار امد . اما این سوال پیش می اید که در این یکسال تحقق شعارها به سوی عمل شدن انجامیده یا اینکه به دست فراموشی سپرده شده است .
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385