هنوز يکی دو ماهی از انقلاب اسلامی نگذشته بود که مردم ايران متوجه اشتباه تاريخی خود شدند و به مقاومت در برابر رژيم اسلامی پرداختند. بخشی در گوشه و کنار کشور دست به اسلحه بردند و بخش بزرگتر با سلاح فرهنگی به مقاومت منفی روزانه روی آورد. ملت ، منتظری را گربه نره ، رفسنجانی را کوسه و مهدی بازرگان را ملا نصرالدين ناميد و بيزاری خود را از اين جماعت و پندار و کردار قرون وسطايی شان نشان داد.
اگر در سال های نخست، افراد و مسئولان جمهوری اسلامی هدف استهزا و انتقام مردم بودند ، چند سالی است که تمامی دستگاه فکری آنان به پرسش و چالش کشيده می شود. از خاطرمان نرفته است که دو سه سال پيش در يک نشريه دانشجويی ، در نمايشنامه ای به نام ""شب کنکور"" ، خواست موفقيت در زندگی زمينی و اين جهانی، بر اجابت دعوت امام دوازدهم شيعيان برای پيوستن به او چربيد و نسل پس از انقلاب مذهبی به استعانت از چاقوی بی اعتنايی و زور، باورهای مذهبی را از سر راه پيشرفت خود برداشت و نشان داد تا کجای کار حاضر است که جلو برود و بی شک هم خواهد رفت. و جمهوری اسلامی با تمام يال و کوپال خالکوبی شده اش طبعا نتوانست در برابر نمايشنامه ای که در جهان پخش و خوانده شد و در اسناد بلوغ فرهنگی و مقاومت ملتمان جای ويژه يافت ، کاری کند. و اين تازه گام اول بود.
نویسنده: بهمن ساوجی زاده

احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید . 

آخرین چیزی که دیدم چشم های بهت


ماجرای فیلم منتشر شده از حضور معاون رییس جمهوری اسلامی در مراسم رقص زنان در ترکیه،نمونه دیگری از تناقضات موجود میان گفتار و رفتار حاکمان اسلامی را نمایان ساخت.پیش از این محمود احمدی نژاد رییس دولت اسلامی مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ در دوحه قطر را در کنار بشار اسد رییس دولت سوریه و اسماعیل هنیه نخست وزیر فلسطینی به طور کامل به تماشا نشسته بود تا بعدها در مقابل انتقادات صورت گرفته به تکذیب اتفاقی که به شهادت دوربینهای تلویزیونی رخ داده بود بپردازد و حضور خود را در هنگام مراسم رقص و آواز در ورزشگاه انکار کند.گویی انکار واقعیات از سوی رییس جمهوری اسلامی به امری عادی بدل گشته است.از شرح ماجرای هاله نور در حضور جوادی آملی گرفته تا وعده آوردن نفت بر سر سفره مردم که از قضا فیلم هر دو مورد انکارشده نیز در آرشیو سایتهای اینترنتی موجود می باشد.اما فیلم مورد اخیر یعنی حضور اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان گردشگری و معاون محمود احمدی نژاد در مراسمی در حاشیه نمایشگاهی در ترکیه،ابتدا از سوی چند نماینده اصولگرای مجلس هفتم در اختیار "خبرگزاری ایرانیوز" نزدیک به باقر قالیباف قرار گرفت تا با قرار گرفتن بخشی از این فیلم بر روی سایت این خبرگزاری،اختلافات در جبهه اصولگرایان رسانه ای تر از گذشته گردد.اختلافاتی که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد شروع شد و در جریان انتخابات اخیر شوراها با ارائه دو لیست جداگانه،به اوج خود رسید.اما در کنار اختلافات موجود،آنچه اهمیت بیشتری می یابد این است که با حضور اصولگرایان تندرو در راس دولت به عنوان نهاد اجرایی در حکومت اسلامی،ناتوانی این گروه در مملکت داری بر همگان آشکار گردیده است.
همچنان فکرم مشغول تضادهای جریان چپ و راست است.در اینکه از اصول فکری،هدفها، آرمانها و منافع طبقاتی گرفته تا شیوه های عمل سیاسی رو در روی یکدیگر قرار گرفته ایم شکی نیست. مسئله ی من نحوه عمل در برابر دشمن مشترک قدرتمندی است که بی هیچ شکی و شبهه ای از نظر امکانات مادی توانا و قدرت یک سرکوب دسته جمعی را در اختیار دارد.
ميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و
کم طاقت نبودیم.صبر و امید کلماتی بود که در این چند سال ما با آن وصف می شدیم.امید داشتیم به خوبی خاتمی و جسارت کروبی و خرد حجاریان وانبوهی روشنفکران دینی...و بیست ملیون رای.و صبر داشتیم.صبری که هر چه می گذشت بیشتر بیهوده بودن "امید" را نوید میداد...کلماتم تکراری است.ولی چه می شود کرد.اینها درد دلهاییست از سکوتی که سال به سال بر دلمان سنگین تر شد و بغضی که از پس سکوت و صبر،به کینه ای تبدیل شد که چند سالی بود سعی داشتیم از کنج مغزمان بیرون بیاندازیمش.و حالا دیگر نه امید داریم و نه بغض.تنها کینه ای بر سینه هایمان فشار می آورد که مسبب آن همان کسانی بودند آن امید لعنتی را به روح ما پاشیدند و چه راحت طی این سالها گند زدند به هرچه آزادی و آرزو ومردم.
از زمان آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد تا الان قیمت کالاها به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده.اون زمان با مرغ و شکر شروع شد و اخیرا هم نوبت تخم مرغ شد_که از کیلویی 600،700تومن به 1200تومن رسید_.
بیست و هشت سال از انقلاب اسلامی گذشت ولی هنوز این انقلاب علی رغم نارضایتی همه جانبه ی مردم ایران این حکومت هنوز در ایران پا بر جا است , دولت ننگین جمهوری اسلامی در سال های اولیه ی پیدایشش به سبب اطلاع رسانی ضعیف مبارزین با اتکا به جبر و زور آنها را سرکوب می کرد ( همگان شاهد اعدام های مکرر در سالهای 61 و 67 بودند ) ولی در شرایط کنونی به سبب این پیشرفت ارتباطات و رسا تر شدن مبارزین استفاده از جبر و زور راه نا معقولی است به همین سبب جمهوری اسلامی سیاست جدیدی برای مقابله با مبارزین راه آزادی پیش گرفته است .
:: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385