تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  استحاله آخوند به بز و مارمولک  ( نقد )

هنوز يکی دو ماهی از انقلاب اسلامی نگذشته بود که مردم ايران متوجه اشتباه تاريخی خود شدند و به مقاومت در برابر رژيم اسلامی پرداختند. بخشی در گوشه و کنار کشور دست به اسلحه بردند و بخش بزرگتر با سلاح فرهنگی به مقاومت منفی روزانه روی آورد. ملت ، منتظری را گربه نره ، رفسنجانی را کوسه و مهدی بازرگان را ملا نصرالدين ناميد و بيزاری خود را از اين جماعت و پندار و کردار قرون وسطايی شان نشان داد.

اگر در سال های نخست، افراد و مسئولان جمهوری اسلامی هدف استهزا و انتقام مردم بودند ، چند سالی است که تمامی دستگاه فکری آنان به پرسش و چالش کشيده می شود. از خاطرمان نرفته است که دو سه سال پيش در يک نشريه دانشجويی ، در نمايشنامه ای به نام ""شب کنکور"" ، خواست موفقيت در زندگی زمينی و اين جهانی، بر اجابت دعوت امام دوازدهم شيعيان برای پيوستن به او چربيد و نسل پس از انقلاب مذهبی به استعانت از چاقوی بی اعتنايی و زور، باورهای مذهبی را از سر راه پيشرفت خود برداشت و نشان داد تا کجای کار حاضر است که جلو برود و بی شک هم خواهد رفت. و جمهوری اسلامی با تمام يال و کوپال خالکوبی شده اش طبعا نتوانست در برابر نمايشنامه ای که در جهان پخش و خوانده شد و در اسناد بلوغ فرهنگی و مقاومت ملتمان جای ويژه يافت ، کاری کند. و اين تازه گام اول بود.
نویسنده: بهمن ساوجی زاده

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385

  لینک مطلب         


   ( نقد )

احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید .
در سی و یکم شهریور ماه سال 1359 ارتش بعث عراق که پس از اتفاقات دو سال قبل وکشته یا خارج شدن ارتش سالاران ایران فرصت را برای انتقام گیری از همسایه ی قدرتمند خویش و ژاندارم منطقه مناسب یافته بود با فرمان صدام حسین که اکنون خود را سردار قادسیه می خواند و با ادعای رهبری جهان عرب حامیان مالی و تسلیحاتی فراوانی برای خود دست و پا کرده بود به ایران حمله کرد و از زمین و آسمان و دریا بر مرزهای گهربار کشورمان تاخت .خوزستان بهانه یی بود برای حمله به کشوری که ادعا می شد سه روزه سقوط خواهد کرد ، اما سه سال مقاومت شیرمردان و شیرزنان این مرزوبوم به خصوص خوزستانی ها و کرد ها و لرها ( همانانی که همیشه مورد نفرت این نظام ناسپاس بوده اند ) موجب شد تا در سوم خرداد 1362نیروهای ایران علاوه بر آزاد کردن کلیه مناطق اشغالی ، به طول ده کیلومتر و عرض چهل کیلومتر وارد خاک عراق شوند . در این هنگام جامعه ی جهانی قطعنامه ی 598 الجزایر را به عنوان مبنایی برای بازگشت دو کشوربر سر میز مذاکره و آتش بس مطرح کرد ؛ و عربستان سعودی پرداخت کلیه خسارتها و بازسازی ویرانی های ایران را تقبل کرد ، عراق نیز ملزم به عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت شد ؛ اما ... از آنجایی که رهبران حکومت ایران جنگ را یک نعمت الهی می دانستند و قصد آزاد کردن قدس را از راه کربلا داشتند ، همچنین دلشان برای سرمایه های مادی و معنوی و مردمی کشور نمی سوخت قطعنامه را نپذیرفتند و ادامه ی جنگ را بهترین راه برای ادامه ی حکومت خود تشخیص دادند . جنگ ایران و عراق که به شدت فرسایشی شده بود تا سال 1367 ادامه یافت ، تحریمهای ایران هر روز تشدید شد ، هفتصد و پنجاه هزار نفر از جوانان برومند ایران به خاک و خون غلتیدند ، نزدیک به دو میلیون نفر اسیر و مجروح جنگی شدند ، بسیاری از زیرساخت های کشور به وسیله ی بمب و موشکهای عراقی از بین رفت ، شهرهای مرزی خسارات کلی دید ، منابع مالی ایرانیان تمام شد و میلیاردها دلار مقروض شدیم و... اما همچنان رهبران ایران بر جنگ و شعار محو اسرائیل از راه کربلا تاکید می کردند و دفاع از آب و خاک جهان اسلام را حق مسلم خود می دانستند .
نرده های سنگی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  تغییر و دگردیسی هویتی  ( نقد )

اگر چه به همکاری کشيدن زندانی هدفی بزگ برای دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی است، ولی هدف ايده آل برای آنها به مثابه ی يک سيستم ايدئولوژيک تغيير و استحاله ی هويتی زندانی است. جمهوری اسلامی يک نظام سنتی اسلامی است. در قسمت اول اين نوشته کوشيدم تا هنجار های پايه ای آن را نشان دهم. طبق آموزه های حکمت اسلامی که ترکيبی از کلام، عرفان و فقه و اصول است، انسان دارای فطرت پاک است  و فطرت پاک حکم می کند  که انسان تسليم حق شود و حق هم از نظر مسلمان چيزی جز اسلام نيست. بر پايه اين گزاره بازجويان می کوشند که زندانی را به اسلام دعوت کنند. اين دعوت به اسلام را آنان به طور آشکار بيان نمی کنند، بلکه وقتی زندانی سرسختی نشان می دهد و تلاش می ورزد که هويت فرهنگی ـ فکری خود را حفظ کند مورد فشار قرار می گيرد. با اين استدلال که زندانی اطلاعات خود را نداده است و وجود اين اطلاعات مانع می شود که فطرت او پاک بشود. اين اطلاعات تخليه نشده به مثابه ی حجابی بر فطرت زندانی عمل می کند و مانع از آن می شود که روح و روان او به طور ساده اسلام را پذيرا شود. چنان که کسی فطرتش پاک باشد، به محض اينکه اسلام به  او ارايه شود، آن را قبول می کند و با آن از در عناد وارد نمی شود. اين که به فردی اسلام عرضه می شود و فرد از پذيرش آن سر باز می زند، دليلی بر ناپاکی فطرت اوست و ناپاکی فطرت هم دليل عدم تخليه اطلاعاتی است. بر اين بنيان، اطلاعات تخليه نشده حايل ميان اسلام و فرد است. از اين رو، زندانی زير فشار قرار می گيرد که اطلاعات خود را بدهد.
آزاد اندیش

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  محرم آمدو عذاب هم آمد  ( نقد )

باز شروع شد .میگید چی شروع شد؟خوب معلومه دیگه محرم.برداشتن کل کوچه را سیاه کردن اصلا وقتی داری راه میروی افسردگی بهت دست میدهد.عصاب آدم خورد میشود بعد بدترین حالت هم آنجایی هست که چند نفر دیوونه بردارند چند تا پارچه رو بدوزند به هم وصل کنند دم خونه ی شما .آخ آخ دارم آتیش میگیرم از بعدازظهر یعنی حدودای ساعت6 اینا برمیدارند آهنگ میزارند اونم با صدای بلند هنمون سرویس شده .
حالا همین پسره که تو محلمونه ها قبل از محرم وقتی میشست پشت پژوی باباش میرفت دختر بازی همش آهنگهای شهرام کاشانی و خارجی میذاشت ولی تا محرم شد از همون روز اول یه پرچم یاحسین بست جلوی کاپوت ماشین تازه انقدر میخواست عشقشو به امام حسین نشون بده که پشت شیشه ماشینش هم نوشت جانم حسین حالا هم صبح یا عصر هر وقت از خونه بیرون میره سی دی های مذهبی میذاره اصلا خودش شده دیگه یه دسته عزاداری.....
محرم آمدو عذاب هم آمد

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  یک میلیون فریاد !  ( نقد )

یک میلیون فریادآخرین چیزی که دیدم چشم های بهت زده و ترسیده ی زن بود. لحظه ی بعد، برخوردش با قسمت جلویی ماشین و بعد پرتاب شدنش به روی شیشه . کابوسش رهایم نکرد. بارها در ذهنم انگار که در مقابل چشمانم، تکرار شد.                                          

 دختر 17 ساله است. 3 سال است که ازدواج کرده است و شوهر معتادش حاضر به طلاق نمی شود. حتی دادگاه های حل و فصل موضوع مهریه را هم به جان خریده تا راه طلاق دختر از هر سو بسته شود. در پله های دادگاه خانواده دختر کز کرده راه می رود. دختری که باید این روزها در تدارک کتاب و دفترچه های مدرسه باشد. مادرش به جای او حرف می زند و برای من که معترضم به ازدواج زودهنگام دختر می گوید:« مردها تصمیم گرفتند.» با تعجب گویی از سیاره دیگری هستم می پرسم:« مردها یعنی چه؟» و او در جواب به گفتن شوهرم اکتفا می کند. با غیض چادرش را جمع و جور می کند و زیر لب می گوید« اي كاش این قاضی اون روزی که داشتن شوهرش می دادن پیداش می شد نه الان .» دختر و مادر در پله های رو به پایین از من دور می شوند. گویی به عمق تاریکی می روند و....

                                   

 من دوباره کابوس می بینم. کابوس زنی که قبل از فریاد کشیدن متلاشی شده است.

 

 

وبلاگ:میرا

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه سوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  جنبش خلاصی فرهنگی  ( نقد )

یک واقعیت عظیم جامعه ایران حضور فعال جنبش خلاصی فرهنگی است. جنبشی که میخواهد از فرهنگ سنتی رها شود. چه فرهنگ اسلامی و چه فرهنگ تاریخی(ملقب به ایرانی) هر دو سنتی و لذا پوسیده دست و پا گیر و اغلب ضد انسانیند. فرهنگ سنتی که ریشه در جامعه طبقاتی قرنهای گذشته دارد امروز بی ربط و ضد انسانی عمل می کنند. این فرهنگ منحط اما مشخصا امروز در ایران فقط بار منفی ندارد بلکه ابزاری برای سرکوب جامعه توسط حاکمیت است. فرهنگ ایرانی - اسلامی قرار است جامعه را مطیع حکومت سرمایه داران مسلمان کند و از دیگر سو هرگونه دوری و تعرض نسل امروزی جامعه ایران به فرهنگ خودی(همان فرهنگ ایرانی - اسلامی اما به روایت چپ سنتی) با سرکوب دولتی جواب می گیرد چون این تعرض به درستی تعرض به ارکان نظام است.

جمهوری اسلامی یک حکومت سرمایه داری است. اما نه از نوع متداول و رایج بلکه از نوع فاشیستی. لذا تعرض جامعه به اسلام بعنوان بخشی از فرهنگ حاکم تعرض به یکی از ارکان نظام است. هر نوع حکومت و نظام سرمایه داری را باید به زیر کشید اما نوع فاشیستیش را باید زودتر انجام داد چون ضد انسانی تر و وحشی تر است. حمله مردم به خرافات اسلامی مثل سنگسار حمله به یکی از سنگرهای این فاشیسم است. اگر گفته شود جمهوری اسلامی یعنی حکومت بی حقوقی مطلق و شکنجه و طناب و سنگسار و کشتار و ترور زنان و ناراضیان یعنی تاکید روی جنبه های سوپر فاشیستی آن. وجه فاشیستی تمام حکومتهای دینی مخصوصا در مقطع جنگ تروریستها و شیوع اسلام سیاسی غلیظ و خطرناک است. باری صحبت سر خلاصی فرهنگی بود. جامعه ایران در حال یک دگردیسی بی همتاست. یک جامعه بظاهر متعصب و دینی بشدت ضد دین است. یک جامعه بظاهر فاشیست پرور بشدت ضد فاشیسم است و یک جامعه بظاهر  تحت مغلوبیت فرهنگ ملی - اسلامی بشدت عصیانگر و سوسیالیست است.

اقبال نظرگاهی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  از انجام کارهای علنی به صورت مخفی دست بر داریم  ( نقد )

چپ باید تغییری در عملکرد خود ایجاد کند. پرداختن به مشغله های رنگارنگ و حاشیه ای حاصلی جز خستگی و نا امیدی برای فعالان چپ ندارد . باید کارهای جدی را آغاز کرد. به اندازه ی کافی، هم برای کشتگانمان مرثیه خوانده ایم و هم از بزرگی و قهرمانی آنها یاد کرده ایم. باید به دنبال کسب نتیجه بود. باید کارهای رفته گان _ چه آنان که راه را درست انتخاب کردند و چه آنان که اشتباه کردند _ را به سر انجام رساند. دنیا منتظر ما نمی ماند تا بر تردید های خود غلبه کنیم و تصمیم خود را بگیریم. بی عملی حاصل از ترس، تردید در افکار و درک نادرست از واقعیتها است. به هر میزان که زمان را از دست بدهیم کار خود را مشکل تر کرده ایم. چپهای زیادی در ایران به جای پرداختن به اصل کار، خود را سرگرم کارهای حاشیه ای کرده اند. بس است دیگر تکرار  هزارباره ی خاطرات و افتخارات. چرا کهنه مبارزان دست از زمان به تاریخ پیوسته ی خود نمی کشند. اگر مدعی مبارزه هستند، یکبار دیگر بگویند که « برای چه چیزی می جنگند » تا وقتی که سخنرانی ها،  شعارها و زنده باد و مرده بادشان به پایان رسید، کسانی که اراده و توان مبارزه دارند یقه ی آنان را محکم بگیرند که «چگونه؟»

وبلاگ تکروی : عابد توانچه

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  شاه رفت!!!  ( نقد )

شاه رفت ”شاه براي آخرين خداحافظي ها توقف كرد.در حالي كه كروات راه راهش از زير يقه ي پالتو ديده مي شد،شق ورق ايستاد،پاي چپش را كمي به جلو گذاشت،چنان كه گويي آماده است به سرعت راه بيفتد.چند تن از امراي ارتش كه چندي بعد جانشان را از دست دادند براي بوسيدن دست راست شاه خم شدند.يكي از آنان به زمين افتاد تا پايش را ببوسد.شاه عينكش را در دست چپ مي فشرد.طي چند شبانه روز اخير تقريبا نخوابيده بود و ابروان كلفت سياهش كه به شدت گره خورده و بيان گر غم و اندوه و ضمنا عدم درك او بود،بر چهره ي سفيدش سايه افكنده بود.در كنار او چهره ي ملكه از فرط در ماندگي درهم رفته بود.

تقريبا همه مي گريستند،حتي بختيار كه شايد در ميان آن جمع تنها كسي بود كه خواستار رفتن شاه بود.تقريبا همه ي امراي ارتش به شاه التماس كرده بودند كه نرود.چشمان خود شاه نيز اشك آلود بود.اين نخستين بار نبود كه افسران شاه را در اوج هيجان مي ديدند.به فرمانده ي گارد گفت:”هر كاري لازم مي دانيد بكنيد.اميدوارم مردم كشته نشوند.“بعدها شاه در خاطراتش نوشت:”از وفاداري افسران كه  به هنگام ترك ايران به من ابراز شد،به شدت تحت تاثير قرار گرفتم.سكوت غم انگيزي حكم فرما بود كه با هق هق گريه شكسته مي شد.“

 

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه بیست و ششم دی 1385

  لینک مطلب         


  عکس و شعری از شهید ابراهیم نژاد ؛ لاله سرخ کوی دانشگاه  ( نقد )

پیکر شهید عزت ابراهیم نژاد (لاله سرخ کوی دانشگاه)

 

باز هم مرگ

 

گردونه مرگ

 

صورت چهار چرخش

 

موسيقي نابهنجار است و عبوس

 

مركب ماجراهاي ناساز

 

كه ديگر

 

بوي سدر مي دهد

 

ماجراي تو و من

 

ماجراي

 

دندانْ قروچه

 

انارهاي سوخته

 

مرگ هاي گرم .

عزت ابراهیم نژاد

شهريور 77

وبلاگ : لاله سرخ کوی دانشگاه


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385

  لینک مطلب         


  از شعارگرایی تا عملگرایی  ( نقد )

از شعار گرایی تا عمل گراییماجرای فیلم منتشر شده از حضور معاون رییس جمهوری اسلامی در مراسم رقص زنان در ترکیه،نمونه دیگری از تناقضات موجود میان گفتار و رفتار حاکمان اسلامی را نمایان ساخت.پیش از این محمود احمدی نژاد رییس دولت اسلامی مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ در دوحه قطر را در کنار بشار اسد رییس دولت سوریه و اسماعیل هنیه نخست وزیر فلسطینی به طور کامل به تماشا نشسته بود تا بعدها در مقابل انتقادات صورت گرفته به تکذیب اتفاقی که به شهادت دوربینهای تلویزیونی رخ داده بود بپردازد و حضور خود را در هنگام مراسم رقص و آواز در ورزشگاه انکار کند.گویی انکار واقعیات از سوی رییس جمهوری اسلامی به امری عادی بدل گشته است.از شرح ماجرای هاله نور در حضور جوادی آملی گرفته تا وعده آوردن نفت بر سر سفره مردم که از قضا فیلم هر دو مورد انکارشده نیز در آرشیو سایتهای اینترنتی موجود می باشد.اما فیلم مورد اخیر یعنی حضور اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان گردشگری و معاون محمود احمدی نژاد در مراسمی در حاشیه نمایشگاهی در ترکیه،ابتدا از سوی چند نماینده اصولگرای مجلس هفتم در اختیار "خبرگزاری ایرانیوز" نزدیک به باقر قالیباف قرار گرفت تا با قرار گرفتن بخشی از این فیلم بر روی سایت این خبرگزاری،اختلافات در جبهه اصولگرایان رسانه ای تر از گذشته گردد.اختلافاتی که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد شروع شد و در جریان انتخابات اخیر شوراها با ارائه دو لیست جداگانه،به اوج خود رسید.اما در کنار اختلافات موجود،آنچه اهمیت بیشتری می یابد این است که با حضور اصولگرایان تندرو در راس دولت به عنوان نهاد اجرایی در حکومت اسلامی،ناتوانی این گروه در مملکت داری بر همگان آشکار گردیده است.

وبلاگ: من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیستم دی 1385

  لینک مطلب         


  اشتبا ه نشود !  ( نقد )

اشتباه نشود عراق با اعدام دیکتاتور در راه بازتولید دیکتاتوری است

هزیمت سیاسی و  نظامی آمریکا که روند دادگاهی صدام تا اعدام آن گویا بخشی از نسخه شفا بخش برای آمریکا بود به هیج وجه نتوانسته است و نمیتواند در آتیه نیز یا ری رساند اشغالگران و دولت دست نشانده را.مخالفت با اعدام صدام موافقت با جنایاتی نیست که صدام دست نشانده آمریکا مرتکب آنها شده است. مخالفت  با اعدام حتی اعدام صدام نیز انکار جنایات این دیکتاتور نیست بلکه هر بیننده این که تصاویر اعدام صدام را مشاهده کرده باشد در این اثنا باید این سئوال  به ذهنش خطور کند که این اعدام قرار بود چه کاری را به انجام برساند ، یا اعدام صدام جلوی چه پدیده ای را میبایست سد کند. آیا به این خواستهای سیاسی که در پس این روند دادگاهی و اعدام بود خواهند رسید آیا در آینده ای نه چندان دور این مقاماتی که توسط آمریکا بر کرسی ریاست عراق نشانده شده اند  و همان راهی را میپیمایند که صدام پیمود و اکنون حکم اعدام صدام را امضا کردند در فردای تناقض با مواضع امروزشان حکم اعدامشان را امضا نخواهند کرد و به گونه ای دیگر این سیستم که حکم اعدام را مورد تائید و اجرا گذاشته است همین بلا را برسر مردم عراق نخواهد آورد آیا اعدام نکردن صدام به منظور تبدیل نکردن وی به یک قهرمان ملی بود یا ترس از افشای سیاستهای آمریکا  آیا صدام اعدام شد یا یک زبان که شاید روزی علیه سیاستهای امریکا افشاگری میکرد .

وبلاگ : سوسیالیسم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیستم دی 1385

  لینک مطلب         


  دشمن دشمن من، دوست من نیست!!!  ( نقد )

همچنان فکرم مشغول تضادهای جریان چپ و راست است.در اینکه از اصول فکری،هدفها، آرمانها و منافع طبقاتی گرفته تا شیوه های عمل سیاسی رو در روی یکدیگر قرار گرفته ایم شکی نیست. مسئله ی من نحوه عمل در برابر دشمن مشترک قدرتمندی است که بی هیچ شکی و شبهه ای از نظر امکانات مادی توانا و قدرت یک سرکوب دسته جمعی را در اختیار دارد.

عملا در حال حاضر نیروهای راست در ایران به سه بخش تقسیم می شوند..دسته اول معتقدند که تنها راه حل نجات ایران از شرایط فعلی، دخالت خارجی ] به هر نحو ممکن[  است.به غیر از مرتبطین دانشجویی این جریان هم اکنون همه ی بزرگان و تئوری پردازان این جریان در خارج از کشور پناهنده و یا مقیم هستند. دسته ی دوم گروه های راستی هستند که به دلیل داشتن گرایشات ناسیونالیستی قوی با دخالت خارجی از نوع حمله ی نظامی مخالف هستند.دسته ی سوم زیر عنوان اصلاح طلبان شناخته می شوند که با آنکه از تریبئن و فرصتی برای اعلام این نکته که معتقد به حفظ چهارچوب کلی نظام  ایران هستند استفاده می کنند اما در مدت اخیر با قوت گیری احتمال وقوع حمله ی خارجی،کاهش شدید سهم این عده از منافع قدرت، تنگ تر شدن خطوط قرمز حاکمیت و پائین آمدن سطح تحمل پشت پرده قدرت ایران، در سکوت معنا داری فرو رفته اند و چشم به حوادث آینده دوخته اند. گروه اخیر به دو دلیل تمایل چندانی به تغییرات بنیادی و ساختاری در حکومت ایران ندارند.اول آنکه کم یا زیاد به هر حال صاحب منافع بسیاری در حکومت فعلی هستند و  از  طریق این سیستم ارتزاق می کنند و دلیل دیگر آنکه تقریبا همه ی بزرگان جریانات و گروه های اصلاح طلب شریک حاکمان فعلی در بسیاری از حوادث تلخ و خونبار  دهه ی اول حیات رژیم مستقر در ایران هستند و نگران آینده خود در یک تحول سریع سیاسی هستند.

منبع: علیه وضعیت موجود(عابد توانچه)

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه نوزدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  تاريخ شکست نخوردگان  ( نقد )

تاريخ شکست نخوردگانميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و چپگرايان اپوزيسيون ايران در جريان بوده است. نگاهى به نشريات متعددى که اين طيف بويژه در خارج کشور منتشر ميکند به وجود چيزى از اين دست صحه ميگذارد، هرچند در اينکه "بازبينى" کلمه مناسبى براى توصيف اين روند باشد جاى ترديد جدى هست. در خلوت، وقتى بيان حقيقت کسى را نميرنجاند، ميتوان اين روند را يک روند ندامت توصيف کرد. اما در انظار عموم، جايى که، بويژه اين روزها، نزاکت سياسى (Political Correctness) حکم ميراند، شايد کلمه "نو انديشى" معادل بهترى باشد. يکى از اولين قربانيان اين روند نو انديشى مقوله انقلاب و انقلابيگرى بطور کلى و انقلاب ٥٧ بطور اخص بوده است.
3هر ماه کوهى مطلب توسط افراد و محافل و جريانات متشکل از بازماندگان و انقلابيون پا به سن گذاشته انقلاب ٥٧ منتشر ميشود. خواندن و تعقيب کردن همه اينها و شريک شدن در مشغله ها و دنياهاى ذهنى نويسندگان آنها هم عبث و هم بسيار دشوار است. اما ديدن روند "نو انديشى" که ذکرش رفت سخت نيست. ميتوان از شيوه "تداعى معانى" که يک ابزار روانشناسهاست سود جست و عکس العمل اين ادبيات را به کلمات کليدى اى، مثلا خود مقوله انقلاب، چک کرد. تصويرى که بدست مى آيد جاى ابهام باقى نميگذارد. انقلاب: افراط، انقلاب: خشونت، انقلاب: استبداد، انقلاب: انهدام.

 

منبع : سایت منصور حکمت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه شانزدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  اعترافات کسی که روزی به طرفداری از اصلاح طلبان حکومتی افتخار می کرد!  ( نقد )

خاتمی عزیز امروز هم به شغل شریف پااندازی برای جمهوری اسلامی "گمارده شده است."کم طاقت نبودیم.صبر و امید کلماتی بود که در این چند سال ما با آن وصف می شدیم.امید داشتیم به خوبی خاتمی و جسارت کروبی و خرد حجاریان وانبوهی روشنفکران دینی...و بیست ملیون رای.و صبر داشتیم.صبری که هر چه می گذشت بیشتر بیهوده بودن "امید" را نوید میداد...کلماتم تکراری است.ولی چه می شود کرد.اینها درد دلهاییست از سکوتی که سال به سال بر دلمان سنگین تر شد و بغضی که از پس سکوت و صبر،به کینه ای تبدیل شد که چند سالی بود سعی داشتیم از کنج مغزمان بیرون بیاندازیمش.و حالا دیگر نه امید داریم و نه بغض.تنها کینه ای بر سینه هایمان فشار می آورد که مسبب آن همان کسانی بودند آن امید لعنتی را به روح ما پاشیدند و چه راحت طی این سالها گند زدند به هرچه آزادی و آرزو ومردم.

 

 

 

وبلاگ : آه ... اگر آزادی سرودی می خواند !

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه ششم دی 1385

  لینک مطلب         


  گرانی فنته ی کدام امپریالیسم ؟ دسیسه ی کدام جهان خوار ؟  ( نقد )

گرانی؛فتنه ی کدام امپریالیسم؟دسیسه ی کدام جهان خوار؟از زمان آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد تا الان قیمت کالاها به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده.اون زمان با مرغ و شکر شروع شد و اخیرا هم نوبت تخم مرغ شد_که از کیلویی 600،700تومن به 1200تومن رسید_.

جالبه بدونید که تخم مرغ در مارکت های قم تقریبا نایاب شده،و جالب تر این که وقتی از یک فروشنده جویای دلیل شدم،گفت:تعزیرات می گه باید کیلویی950 تومن بفروشید در حالی که ما خودمون 1100تومن می خریم!!!(خب اینم از شیرین کاری های اداره تعزیرات شهر قم)

از همه ی اینها که بگذریم من متوجه نمی شم که گرانی توطئه ی کدام یک از مخالفین اسلام و انقلاب و ولایت فقیه و رهبری و احمدی نژاد و ... هست؟

آیا دولت بوش برای بقای جمهوری خواه ها اقدام به همچین کاری کرده؟یا اولمرت برای فشار بر مردم در راستای انقلاب مخملی؟شاید هم بلر خواسته با این کار به پیشواز جنگ با ایران بره! یا اصلا شاید دست چین و روسیه در کار هست تا از دولت امتیاز های بیشترتری! بگیرن!؟ کور خوندن،امت شهید پرور تا آخر ایستادن.

 

 

وبلاگ: Voice Of Freedom

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه پنجم دی 1385

  لینک مطلب         


  بر سر رأي من چه آمده است؟  ( نقد )

بر سر رأي من چه آمده است؟امروز كه اين مطلب را مي‌نويسم ، بيش از يك هفته از انتخابات 24 آذر مي‌گذرد . نتايج آن نيز توسط وزارت كشور اعلام شده است . اما بايد ديد كه چقدر اين نتايج اعلام شده به واقعيت نزديكند . آيا بايد حرف آقاي ثمره هاشمي را قبول كرد يا آن‌كه آمارهاي سايت‌هاي اصلاح‌طلبان را باور كرد؟ آن طوري كه در شهر فردا و اعتماد ملي  روز به روز و لحظه به لحظه اعلام شد ، نتايج به نفع اصلاح‌طلبان به پيش مي‌رفت تا اين‌كه دوباره دست معجزه‌گري پيدا شد و نتايج را عوض كرد . صندوق‌هايي گم شدند و در جاايي نيز بر اثر همان معجزات ، صندوقهاي جديدي پيدا شده‌اند . تا اين‌كه نتيجه همان شد كه ستاد انتخابات وزارت كشور اعلام كرد . مسجد جامعي گقت ما هشت نفريم . يكي مي‌گفت تعداد ما زياد شده و طرفداران دولت سعي دارند كه نتايج را دير اعلام كنند تا اينكه به تدريج زمينه را براي اعلام اين نتيجه فراهم كنند . اما ديديم كه هيچ اين‌طور نشد . ديديم كه از روز اول اعلام آمار اوليه توسط وزارت كشور ، تا آخرين روز ، تغيير چنداني در ليست 15 نفره مشاهده نشد . مگر اينكه پروين خانم از پايين ليست به ميان ليست صعود فرمودند تا بيش از اين آبروي رئيس جمهور و طرفدارانش نرود و اين شائبه كه تقلب در انتخابات صورت مي‌گيرد قوت بيشتري پيدا كند .

وبلاگ: آفتاب از نگاه تو می روید

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه سوم دی 1385

  لینک مطلب         


  سلطه جویی و تفرقه  ( نقد )

سلطه جویی و تفرقهبیست و هشت سال از انقلاب اسلامی گذشت ولی هنوز این انقلاب علی رغم نارضایتی همه جانبه ی مردم ایران این حکومت هنوز در ایران پا بر جا است , دولت ننگین جمهوری اسلامی در سال های اولیه ی پیدایشش به سبب اطلاع رسانی ضعیف مبارزین با اتکا به جبر و زور آنها را سرکوب می کرد ( همگان شاهد اعدام های مکرر در سالهای 61 و 67 بودند ) ولی در شرایط کنونی به سبب این پیشرفت ارتباطات و رسا تر شدن مبارزین استفاده از جبر و زور راه نا معقولی است به همین سبب جمهوری اسلامی سیاست جدیدی برای مقابله با مبارزین راه آزادی پیش گرفته است .

 

 

وبلاگ : هومت

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه یکم دی 1385

  لینک مطلب         


  دموکراسی ، مردم و حکومت.  ( نقد )

دموکراسی ، مردم و حکومت.اندیشه دموکراسی یه عنوان الگو و یا مدل حکومتی مبتنی بر یک سری پیش فرض هائی  پیرامون مردم و حکومت  است . در این مقاله این پیش فرض ها را به طور اجمالی بیان می کنیم  و تطبیق این پیش فرض ها با نظام جمهوری اسلامی و نظریه سازگاری اسلام و دموکراسی را به عهده خود خواننده می گذاریم .

 

1-  نخستین پیش فرض دموکراسی که شاید بتوان آن را زیربنائی ترین نامید باز میگردد به نگاه به انسان و ذات او . در مناقشه تاریخی میان اینکه آیا انسان ذاتا فاسد ، متجاوز ، ظالم و ... میباشد و یا آنکه بر عکس به حق خود قانع بوده و فاقد خوی تجاوز گری میباشد . دموکراسی به نگاه دوم اعتقاد دارد . دموکراسی معتقد است انسان ذاتا تجاوزگر نیست بنابراین نیازی به کنترل و مراقبت ندارد . لذا نیازی به این نیست که یک نهاد به نام حکومت ایجاد شود تا انسان را کنترل نماید .

 

وبلاگ: آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

  لینک مطلب         


  هوای متعفن انتخابات  ( نقد )

هوای متعفن انتخاباتهوای انتخابات متعفن است. آن­چنان که لعنت بر من باد را هزاران بار گفتم بر خودم که چرا رای دادم. عصبی­ام. خدا کند بوی گند نفت را به زور سر سفره­مان نچپانند. فکر کنم بعدش اعتصاب غذا باید کرد برای زنده ماندن. آخر یکی بگوید این اتوبوس­های خاک آلود که هی می­آیند به میدان هفت­حوض و جماعتی را جلوی در مسجد یاعلی یاعلی گویان پیاده می­کنند از کجاست؟
یعنی رای من کشک؟ یعنی تف به رای من؟ رای؟ چه واژه­ی مسخره­ای! به خدا اگر اصلاح طلبان هم انتخاب شوند دیگر رای نمی­دهم. مملکت این­قدر بی­صاحب؟ این­قدر مسخره؟ 2 ساعت داشتم مخ دوستم را می­سابیدم که برود به این جماعت رای بدهد. به میدان که رسیدیم خیلی شیک پارک کرد گفت نگاه کن. دیدم که در عرض نیم ساعت حداقل 30-40 دستگاهی اتوبوس هی آمدند و دهاتی خالی کردند و رفتند به ناکجا آبادی که آمده بودند. زن بچه به بغل به خدا تا بحال تهران نیامده بود از بس به در و دیوار نگاه می­کرد و تعجب زده بود که این­جا کجاست!
نارحتم. عصبی و دل­گیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.اگر بچه­ی نارمک­اید و حالش را دارید سری به میدان بزنید. این هجوم حتما تا الان هم ادامه دارد.

 

وبلاگ: گاه نوشته های امیر عباس ریاضی


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه بیست و پنجم آذر 1385

  لینک مطلب         


  این دانشجویان آمریکایی  ( نقد )

این دانشجویان امریکاییبه فاصله چند روز از تجمع بزرگ دانشجویان در دانشگاه تهران این بار دانشجویان پلی تکنیکی درحالی از رییس دولت اسلامی استقبال کردند که روز قبل از آن و در جریان تجمع اعتراضی خود محمود احمدی نژاد و دولت پادگانی اش را به شدت زیر سوال برده بودند.آنان که پیشاپیش از حضور رییس جمهوری اسلامی در روز دوشنبه در دانشگاه باخبر شده بودند علی رغم تمهیدات صورت گرفته از سوی ریاست انتصابی دانشگاه و تیم حفاظت ریاست جمهوری برای پر کردن سالن محل برگزاری مراسم توسط دانشجویان بسیجی از سایر دانشگاهها و به ویژه دانشجویان دانشگاههای امام حسین و امام صادق،موفق شدند از سد موجود بگذرند و بخشی از فضای سالن را در اختیار بگیرند تا روزی سیاه را برای احمدی نژاد و بسیجیان حامی او فراهم آورند.امروز دانشجویان شجاع پلی تکنیک در حالی که عکس احمدی نژاد را به صورت وارونه در دست گرفته و عکس دانشجویان اخراجی و سه ستاره و دکتر کیوان انصاری را در دست داشتند، شعار می دادند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نظامی حیا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بیرون"
 

وبلاگ: من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

  لینک مطلب         


  انتخابات خبرگان و شوراها  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت بعد از صحبتی ایمیلی با یکی از دوستان در ” وبلاگ منتقدین حکومت” قول دادم که مطلبی در باره انتخابات پیش رو بنویسم.. نیک می دانم که بسیاری  از خوانندگان این وبلاگ نه ذوق و شوقی به انتخابات خبرگان و شوراها دارند، نه اخبار و مسائل آن را دنبال و نه حتی حوصله مطالعه مطلبی در این باره را دارند، با اینهمه از آنجا که قرار است در این سایت از زاویه ای دیگر به مسائل نگاه شود، بد نیست چنانچه خوانندگان با همه بی حوصله گی نسبت به این مسئله، زحمت خواندن مطلب زیر ( که شاید خسته کننده هم باشد) را بخود بدهند.

 در انتخابات هر کشوری عمومآ در صدی از مردم بخصوص جوانان که علاقه چندانی به سیاست ندارند در انتخابات شرکت نمی کنند. اما عدم استقبال از انتخابات در کشور ما دلائل دیگری دارد و در نتیجه راه حل خاص خود را می طلبد.

بنا به تعالیم مذهب مسیحیت، مؤمنان رمه ای هستند که توسط شبانی ( حضرت عیسی مسیح) هدایت می شوند.در دوره ای که حضرت مسیح غایب است، نماینده او ( پاپ) بعنوان رئیس و رهبر واتیکان، با تفسیر دستورات انجیل،  شبانی رمه ( مؤمنان) را بعهده دارد تا روزی که حضرت مسیح دوباره ظهور کند و….. 

وبلاگ:تیز بین

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

  لینک مطلب         


  لحظه انتخابات نزدیک است .  ( نقد )

يك عالمه حرف براي زدن.يك عالمه مطلب براي نوشتن...دستانم روي كيبورد مي لغزد.پاهايم روي صندلي مي لرزد.گردنم به زور زير سنگيني كلمات بزرگ و سترگ انباشته شده در مغزم تاب مي آورد و نمي شكند.حروف زير انگشتانم به زور جفت مي شود...من مي نويسم،پس من هستم.من مي لرزم،و باز من ديوانه ام،مستم.باز مي لرزد دلم،دستم.باز گويي در جهان ديگري هستم.لحظه ي انتخابات نزديك است.هاي نخراشي يه غفلت گونه ام را تيغ(اين ديگر مطلقا ربطي به موضوع نداشت)...شوق نوشتن،فقط همين،ه...وو...مم...ولي چي؟! نه واقعا،راجع به چي؟...شما مي دانيد؟!..تمام حس و حال نوشتن از دستم رفته.آن همه تب و تاب دود شد رفت هوا... بخشكي شانس...اندكي صبر...!سحر نزديك است...

 

چشمانم را مي بندم ....آه...انتخابات.. گاه مي انديشم روزگارم را بي تو چگونه سر كنم... تو چه كردي با من كه با يك نگاه ديوانه ي  تو شدم...

 

اندكي مي گذرد...مغزم بوق مي زند...چشمانم error  مي زند.خاطرات بچگي ام به ناگاه از جلوي چشمانم مي گذرد.خاطرات آن خرداد لعنتي...بهار76 ...بيست ميليون راي به اصلاح طلبان و هشت سالي كه به پوچي و خماري گذشت...!!!چه روشنايي بيهوده اي كه در اين دريچه ي مسدود سر كشيد...كاش هرگز نتابيده بود آن ستاره ي بي فروغ كه تمام لحظه هاي سعادت را با يك دست ويران كرد و با دست ديگرش همه ي روزنه هاي اميد را به روي ماهايي كه به نوميدي خود معتاد شده بوديم بست.. از اين به بعدش را كمي كدر خاطرم هست...

 

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه هفدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  نبرد عوام گرایی رمانتیک و عقل گرایی نابالغ  ( نقد )

بررسی علل شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت۱) کم کم تب انتخابات دوباره دارد بالا میگیرد. و باز بحث های گرم و طوفانی ولی نه چندان عمیق در بین نیروهای علاقه مند به مباحث سیاسی قابل مشاهده است. اینبار اما، اوضاع کمی نسبت به انتخابات قبلی متفاوت است. یکطرف تقریبا خود را از پیش برنده میداند و طرف دیگر، اگرچه خود قبول ندارد، ولی کمابیش من حیث امتحان و خودآزمایی در این انتخابات شرکت میکند.در این میان باز حسین شیخ احساس حرف داشتن کرده و میخواهد یک پست را به این موضوع اختصاص دهد که چرا انتخابات شوراها مهم است و چرا به نظر او باید هر علاقه مند به عقلانیتی در این انتخابات شرکت کند.

۲) دیشب که مشغول وبگردی بودم، دیدم چند وبلاگ نویس متمایل به مدرنیته و عقلانیت مدرن، راجع به ضرورت شرکت در انتخابات صحبت کرده اند. یکی نوشته بود من هنوز اصلا نمیدانم چرا انتخابات شورای شهر مهم است، دیگری اضافه کرده بود که این انتخابات، انتخاباتی شهری و در حوزه ی مسایل غیر سیاسی است و بنابراین چندان اهمیتی برای جناح های سیاسی ندارد (عادت به حفط لینک ندارم و گرنه مستقیما لینک میدادم.). برای من جالب بود که کسی واقعا انتخابات شوراها را، همان چیزی که بدون توجه به حواشی و زمینه هست بداند یعنی معتقد باشد که انتخابات شوراها واقعا فقط در حوزه ی مدیریت شهری تاثیر گذار است و اهمیت دیگری ندارد و بعد بنشیند پیش خودش فکر کند که خوب حالا اگر مسائل شهری برای ما مهم نیست پس ضرورت چندانی هم برای مشارکت در این انتخابات متوجه ما نیست.

 

 

وبلاگ: باز تعریف

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  مگر فصل خرمالو رسیده است ؟ "در باب انتخابات ایران"  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت شاید تجربه کرده باشید زمانی را که خرمالو می خورید و حالتی را که از خوردن این اعجوبه گس  به هتان دست می دهد.یکجور هایی تا چند وقت حتی روحمان هم گس می شود ـ دست کم من این جور هستم ـ گس می شوم میان دوطعم که نمی دانم کدامش در کجا بر ذائقه متغییرم پیروز می گردد و کدامش چرا بر ذائقه ام پیروز می گردد.زمانهایی می شود که آدمی راهش را بر سبیل دیگری می پیماید و گاه هم مسیری در زمانی گذرش اشتباه است و همان مسیر در شرایطی گذرش شاید حتی واجب.خوب ! اینست جالبی یک زندگی در پرتو تجربه. حال بنا دارم " خرمالوی داستان " را به سطح بیاورم و با نوع پوست کنده اش اینبار گفتمان نمایم. داستان از آنجایی شروع می کند به آغازیدن که با عنوانی برخورد می نماییم به نام " آزادی " . شاید در نگاه نخست " آزادی " هم تنها یک کلمه باشد مثل " بابا " یا " آب " یا " اسب " اما اگر کمی دقیق شویم در آن تفاوتهایی را درمی یابیم میان آزادی و سایر قلل حروف.آزادی رستنگاه بسیاری از کلمات دیگریست که هر کدام دریایی از مفاهیم را به دوش می کشند/ آزادی "حق" را می آفریند / "شرف" را می آفریند / "گذشت" را می آفریند / "حرکت"را می آفریند/ و بسیاری دیگر را معنا می بخشد که یکی از آفریده گانش را نام نهاده ایم " انتخاب ".

وبلاگ: مهر ایران

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  تنها نا فرمانی مدنی در جمهوری اسلامی ، تحریــــم انتــــخابات  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتزمزمه های را می شنوم که می گویند تحریم کنندگان انتخابات با موج تبلیغاتی که راه می اندازند فقط با تحریک مردم بخش کثیری از رای مردم را که شاید برای انتخاب شخص مفیدی برای کشور نیاز باشد را از چرخه انتخابات خارج می کنند و باعث می شنود که اشخاصی همچون احمدی نژاد بر روی کار بیایند و زمام مملکت را در دست بگیرند . در واقع این اشخاص با گفتن چنین سخنانی مهر تائیدی بر جمهوری اسلامی می زنند و چشم هایشان را بر روی اعمال جمهوری اسلامی می بندند و فقط به نما ظاهری جمهوری اسلامی می نگرند فکر نمی کنم که وظیفه و فعالیت ارگانی به نام شواری نگهبان کار سخت و دشواری باشد. شایان به ذکر است که شواری نگهبان از حق و حقوق شهروندان به هیچ عنوان نگهبانی نمی کند و فقط و فقط به نگهبانی سلطه ی همجانبه ی رهبر جمهوری اسلامی بر مردم است.

 

وبلاگ: هومت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  انتخابات ، تحریم یا شرکت  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتباز هم انتخاباتی دیگر در پیش است و بحثهای همیشگی. بحثهای تحریم، بحثهای شرکت همه جانبه. بحث نظارت استصوابی و رد صلاحیت ها و ...

در اینکه انتخابات و صندوق رای مهمترین ابزار دموکراسی به شمار می رود هیچ شکی نیست. ذات دموکراسی و ماهیت انتخابات پیوندی ناگسستنی پیدا کرده اند و هر کدام با کمک دیگری تعریف می شود. در ایران نیز بحث انتخابات از زمان روی کار آمدن مشروطه بوجود آمد و به مرور جای خود را میان مردم باز کرد. اما پس از گذشت یکصد سال از انقلاب مشروطه همچنان بحث تحریم و یا شرکت در انتخابات در این مرز و بوم پابرجا ست. شاید اگر پدران و پدر بزرگهای ما در گذشته بیشتر به چنین موردی توجه می کردند و به جای پرستیدن خان و شاه و روحانی محل، اندکی واقعی تر به زندگی می نگریستند، ما امروز دیگر این بحثها را نداشتیم.

 

 

وبلاگ : مشق های من

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سیزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  تنها فرصت تمرین دموکراسی جمعی ، تحریم انتخابات  ( نقد )

وقتی در انتخابات ریاست جمهوری گذشت بر خلاف میل باطنی ام به معین رای ندادم و به قول ناراضیان انتخابات را تحریم کردم،از نظر خودم بهترین کار رو انجام داده بودم.چون معین و حامیانش در طول هشت سال قدرت داشتن عیار خودشان را به مردم نشان داده بودند و احتیاج به فرصت جدیدی نداشتند.اما بهد از رای آوردن احمدی نژاد،از این کارم پشیمان شدم.در آن زمان فکر می کردم که ریاست معین علیرغم تمام بی فایدگی ها،فوایدی هم داشت.از جمله اینکه دوگانه شدن حاکمیت می تواند باعث اصطکاک بین دو طرف شود و در نهایت این مردم هستند که می توانند از این اختلافات به نفع خود از حاکمیت باج بگیرند.

اما امروز دیگر اوضاع من متفاوت است:

                       

 

"من رای نمی دهم"

به چند دلیل مهم.

 

وبلاگ: آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه یازدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  تحليل مشخص از اوضاع مشخص  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتچند روزیست که تقریبا به تمام وبلاگهای سیاسی سر میزنم و با افکار و نظرات دوستان وبلاگ نویس بیشتر و بهتر آشنا میشوم اما نکته ای در همه وبلاگها به عینه به چشم میاید این است که همه معتقدند برایه رسیدن به آزادی هزینه اش را باید بدهیم و کشورهایی که دموکراسی دارند نیز در زمان خود هزینه این دموکراسی را داده اند  آزادی چیزی نیست که آسان به دست آید. اما نکته ای دیگر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات است که در سطح وسیع  به آن پرداخته اند اما نکته ای در این بین آشکارا به چشم میخورد این است که دوستانی که معتقد به شرکت در انتخابات هستند که من نیز جز این دوستان هستم همگی با هم در یک نکته متفق القول هستیم که تنها راه فقط اصلاح از درون است و با این وضعیت نمیتوان به گزینه های دیگر که بیشتر به آن دیگر دوستان پرداخته اند فکر کرد چون هزینه های آن بسیار زیاد است .

اما دوستان تحریمی از اول تحلیل درستی برایه تحریم انتخابات ارایه نمیدهند یا بیشتر تحت تاثیر اپوزیسیون خارج نشین که  تحلیل درستی از شرایط اوضاع در داخل کشور ندارند قرار میگیرند و میگویند چون نظام اصلاح پذیر نیست پس در این انتخابات یا هر انتخابات دیگر شرکت نمیکنم غافل از این نکته که بدترین حکومتهای جهان نیز در بعضی شرایط مجبورند تن به خواست عموم مردم بدهند .

 

وبلاگ : ساوالان

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه نهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  ما و انتخابات خبرگان رهبری  ( نقد )

بررسي علل شرکت يا عدم شرکت وبلاگ نويسان ، در انتخابات در اتحاديه وبلاگ نويسان منتقد حکومت   فرزندان یک مرحوم در حال نزاع بر سر تقسیم میراث پدر بودند که مردی از راه رسید و گفت سهم ما را هم از این مرده ریگ بدهید . اولاد متوفی گفتند : شما که هستید ؟ مرد گفت : من همسایه شما هستم . فرزندان با مرد مدعی به نزاع برخا ستند که تو کدام همسایه هستی که تا کنون تو را ندیده ایم ؟
 
مردان میراثی به جای اینکه بپرسند ، همسایه هستی که هستی ! مگر همسایه ارث می برد ؟ در پی اثبات همسایه نبودن آن مرد بر آمدند .
 
حال حکایت ماست و انتخابات مجلس خبرگان .
 
این باور که " رهبر " منصوب خداوند و ائمه (ع) است ، تئوری شناخته شده ای است . بارها این مطلب را از زبان اولیای امورمان شنیده ایم که کار مجلس خبرگان " کشف " رهبر است نه انتخاب او . و بر اساس همین باور است که در این همه سال هیچ گاه گزارشی از خبرگان رهبری در نظارت بر عملکرد رهبر و نهاد های زیر نظر ایشان نشنیده ایم . این تفکر ، عزل و نصب رهبر را از دایره قدرت انسان خاکی خارج می داند . زیرا که رهبر را از آب و گل دیگری می داند ، که انتقاد از او، شایسته آدمیان " تردامن " " شراب آلوده " زمینی نیست .

منبع: ایران فردا

بهزاد مهرانی "وبلاگ نویس و فعال حقوق بشری"

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه هشتم آذر 1385

  لینک مطلب         


  چرا در انتخابات شرکت می کنم؟  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت ، وبلاگ نویسان در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتبرای همه ی دوستان تحریمیم که قلبشان برای انسان و ایران زمین می تپد

در ابتدا خواستم عنوان مطلب را بگذارم چرا باید در انتخابات خبرگان شرکت کنیم؟  ولی بعد به نظرم آمد که شاید آوردن باید در جمله ای که نظر شخصی فرد است چندان درست نباشد٬ حتی اگر قصد تنها نمایاندن لزوم مطلب باشد. پس سخن را با این سوال آغاز می کنم: چرا در انتخابات خبرگان شرکت می کنم؟  در وهله ی اول بد نیست یادآور شوم که همه ی ما از وضعیت  اسف بار حقوق بشر و آزادی بیان٬ وضع بد اقتصاد٬ سیاست خارجی و... با خبریم و در اینکه نیاز مبرمی به تغییر احساس می شود و همه خواستار ایرانی آباد و آزاد هستیم شکی نیست. اما مساله ی مهمی که همه ی اختلاف ها بر سر آنست این که راه رسیدن به این هدف چیست؟  پیش از هر چیز نباید فراموش کرد که اصلاح جامعه و نظام حاکمه لازم و ملزوم یکدیگرند. حکومت ناصالح البته اجازه ی اصلاح جامعه را به ما نخواهد داد و جامعه ی بیمار هم اجازه ی اصلاح حکومت را . پس به حرکتی نیاز است دو جانبه هم در حکومت و هم در مردم(نقل به مضمون از دکتر شریعتی). بنابر این ایجاد تغییر در حکومت لازم است. و اما سوال مهمتر اینکه چگونه؟

 

وبلاگ: طبقه دوازدهم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه هفتم آذر 1385

  لینک مطلب         


  به نام انتخاب به کام انتصاب  ( نقد )

انتخاب از میان انتخاب شدگان!!! انتخاب از میان انتخاب شدگان!!!
 وای خسته شدیم چه قدر باید رای بدیم همین چند وقت پیش بود که رییس جمهورمون با رای قاطع مردم انتخاب شد!!! حالا خبرگان واقعا خیلی سخته از میون این همه آدم با سلایق و طرز فکرای مختلف چنتارو انتخاب کرد باید کلی تحقیق کنیم آخه اینا می خوان تو آینده بالا ترین شخص مملکتمو انتخاب کنن ولی خیلی خوشحالم که اینقدر حق انتخاب دارم...!!!  بله میتونیم تو سرزمین رویاها همونجایی که پادشاه به خاطر دامادش که اتفاقا یه غول زشت و بدترکیبه جلوی نور فرشته ی مهربون میپره و تبدیل به غورباقه میشه اینطوری فکر کنیم.می تونیم فکر کنیم که همه چیز داره خوب پیش میره و تو سرزمینمون یه انتخاباتی داره برگزار میشه که همه ی کسایی که ما دوستشون داریم و کسانی که دوستشون نداریم تو اون هستن. میتونیم فکر کنیم که خدای نکرده تو کشور ما کارهای بی سابقه انجام نمیشه و یک دفعه ۲۴۰ نفر از ثبت نام شده ها که اتفاقا با طرز فکر بعضیا جور در نمیان رد صلاحیت نمیشن. تو سرزمین رویاها میتونیم یه شورای نگهبانیو ببینیم که اصلا افراطی عمل نمیکنه و رییسش صلاحیت رییس بودنو داره... ولی! یه دفعه که میخایم یه ذره از رویاهامون بیایم بیرونو واقع اندیش باشیم همه چیز تو سرمون خراب میشه میبینیم یه انتخاباتی داره اینجا انجام میشه که ناغض حقوق بشر    دموکراسی   و هر قانون دیگه ای که فکرشو میکنیه میبینی خیلی راحت میخوان مجبورت کنن از بین کسایی که سناتورا دوستشون دارن چنتاییو انتخاب کنی اون موقس که همه ی دنیا رو سرت خراب میشه اون موقس که پیش خودت فکر میکنی که این بود اون دموکراسیی که پدرتو بقیه به خاطرش گوشت و پوستشونو گذاشتن؟آره خیلی باورش سخته همچین انتخاباتی انتخاب از میون کسایی که همه از یک گروهند از میون کسایی که همه یه جور فکر میکنن و اتفاقا همه اونجوری که تو نمیخای فکر میکنن همه چیزاییو می خوان که تو ازشون بدت میاد میبینی هیچ حق انتخابی نداری حتی بدی هم وجود نداره که به کوری چشم  بدتر انتخابش کنی میبینی که تئوکراسی داره بیداد میکنه  ومیبینی که بهتره برگردی به سرزمین رویاهاتو همونجا زندگی کنی البته اگه کسی به زور از اونجا بیرونت نیاره........ 
 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه ششم آذر 1385

  لینک مطلب         


  بودن یا نبودن مسئله این است.  ( نقد )

بودن یا نبودن مسئله این است.1- با گرم شدن تنور انتخابات و نزدیک شدن موسم تبلیغات ، هر روز شاهد تکاپوی بیشتر گروه ها ، تشکل ها و احزاب برای چگونگی حضور موثرتر در انتخابات هستیم. هر روز در اخبار و رسانه ها مخوانیم و می شنویم که یک جناح از رد صلاحیت کاندیداهای نام آشنای خویش می نالد و دیگری در پی راهیست برای راهیست برای غلبه بر تفرق بین خود و رسیدن به لیست واحد. به هر حال بازار انتخابات هر روز گرم تر و گرم تر می شود و جریانات سیاسی خود را برای حضور هر چه پر شور تر در انتخابات آماده می کنند.

2- در این میان البته مرد نیز تنها نظاره گر ماجرا نیستند و در محافل خصوصی و حتی ادرات و محل کارشان بحث هایی در این مورد می کنند ؛ یکی از بحث های داغی که بین مردم عل الخصوص بین قشر تحصیل کرده رایج است ، بحث تحریم یا شرکت در انتخابات است ، به عبارت دیگر « بودن یا نبودن ، مسئله این است » و هر کس هم بنا به تفکرات و نگرش خود ، پاسخی به این سوال نه چندان ساده می دهد. عده ای معتقدن که انتخابات و صندوق های رای در این حکومت بی معنیست و هیچ کدام از دو جناح سیاسی کشور صلاحیت اداره حکومت را ندارند و لذا تنها راه اصلاح جامعه و تغییر روند نامطلئب موجود را شرکت نکردن در انتخابات و تحریم صندوق های رای می دانند ، این طیف معتقددن که می توان با « نافرمانی مدنی » بهصورت مسالمت آمیز مشروعیت نظام را زیر سوال برد و حکم به تغییر و اصلاح داد ، این دوستان ، جماعت رای دهنده را متهم به مشروعیت سازی کاذب برای نظام می کنند. در مقابل عده ای معتقدند که در اوضاع تقریباً وخیم کنونی که هر روز به سمات انسداد سیاسی و اجتماعی پیش می رویم و جناح حاکم سعی در بی معنی کردن انتخابات دارد ، باید به فکر حفظ حداقل ها باشیم و راه حفظ حداقل ها از صندوق های رای میگذرد ، استدالالی که این طیف مخصوصاً برای شرکت در انتخابات این دوره می آورند ، پایان دادن به حاکمیت یک دست جناح مقابل است ، به زعم این گروه ، حاکمیت دوگانه در ج. ا. ا اکنون به حاکمیت یگانه تبدیل شده و این می تواند عواقب خطرناکی همچون فساد و استبداد را به همراه داشته باشد ، کمااین که در این دوره خبرگان و شوراها شاهد گسترده ترین رد صلاحیت در تاریخ ج.ا.ا بودیم. انتقاد این دسته به تحریم کنندگان این است که با عمل نابخردانه خود موجب از دست رفتن حداقل ها شدند.

 

وبلاگ: آش ایرونی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه پنجم آذر 1385

  لینک مطلب         


  پیش بسوی انتخابات حساس اما نابرابر  ( نقد )

پیش بسوی انتخابات حساس اما نابرابراندک اندک به ایام انتخابات نزدیک می شویم.آنطور که انتظار میرفت بسیاری از محذوفین جامعه که در انتخابات فعلی هم کاندیدا شده بودند دوباره با رای غیر عادلانه شورای نگهبان هم برای انتخابات خبرگان و هم شوراهای شهر حذف شدند و یا به اصطلاح رد صلاحیت شدند. این سناریو در شهرستانهای بزرگ بخصوص مشهد و اصفهان و چند شهر دیگر نمود بارزتری داشت.

در گشتی که در وبلاگها میزدم بارها به این اظهار نظر برخوردم که برخی از جوانان محذوف می گویند انتخابات شوراها چندان سیاسی نیست و بیشتر صنفی است بنابراین زیاد نباید آن را جدی گرفت. ولی واقعیت این است که اصولگرایان آن را کاملا سیاسی فرض می کنند.مگر نه این است که دومینوی انتخاباتی اصولگرایان از انتخابات شورای دوم آغاز شد و به ریاست جمهوری احمدی نژاد رسید؟و مگر نه اینکه عده کثیری از منتقدین و مخالفین اصولگرایان دوباره رد صلاحیت شده اند؟پس این سیاسی بودن این انتخابات را لااقل از دیدگاه آنان اثبات میکند.

وبلاگ: این حرفها

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سوم آذر 1385

  لینک مطلب         


  من رآی می دهم ...  ( نقد )

" من رآی می دهم ... "
ـ نه اصلآ فکرشم نکن ... من که بهش فکرم نمی کنم ... برای چی باید بریم رآی بدیم .

ـ می دونی رآی ما هیچ فایده ایی نداره ... اونی که می خواد انتخاب بشه انتخاب میشه ... .

ـ فقط تحریم ... با تحریم انتخابات به نتیجه مورد نظر می رسیم ... .

ـاما من ....  من رآی می دهم ..

زمان انتخابات نزدیک است و دوباره بازار حرف و سخن ها گرم و فراوان ... اما .اقعآ کدام یکی کار درستی می باشد ... با کدام روش به هدف نزدیک و نزدیک تر می شویم ... .غیر از این است که با تحریم های به جا و بی جا ... مجلس و شورا و ریاست جمهوری همه چیز را آرام آرام باختیم ... تحریم زمانی معنای درستی دارد که در جامعه دمکرات و آزاد و با استقبال عمومی همراه باشد ... در جامعه ایی که رئیس جمهورش با کمتر از ۵۰درصد کل آرای کسانی که حق انتخاب داشتند انتخاب نشده باشد ...

 وبلاگ : میرا

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  پیروزی ملت ایران در آمریکا!!!  ( نقد )

پیروزی ملت ایران در آمریکا!!!

پیروزی دموکراتها در انتخابات میان دوره ای آمریکا که بار دیگر پس از ۱۲ سال آنان را بر کنگره آمریکا متشکل از مجلس سنا و نمایندگان،مسلط کرد،خوشحالی مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته است تا جایی که بالاترین مقام رسمی حکومت-رهبری جمهوری اسلامی- از آن به پیروزی ملت ایران!! یاد کرد و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت اسلامی که خود نماینده محافظه کاران عاقل تر در حاکمیت به شمار می رود،دموکراتها را در برخورد با حکومت متبوعش عاقل تر دانست که از اعمال سیاستهای پیش دستی جویانه جمهوریخواهان در دولت بوش جلوگیری خواهند کرد.و این یعنی اطمینان حکومت اسلامی از عدم مداخله نظامی ایالات متحده در پرونده هسته ای.مساله ای که با برکناری دونالد رامسفلد از وزارت دفاع آمریکا و جانشینی احتمالی "رابرت گیتس" میانه رو،می رود تا رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد.رابرت گیتس رییس سابق سیا(C.I.A) که به خاطر سابقه اش در جریان پرونده ایران-کنترا در دوران ریاست جمهوری رونالد رایگان،چندان مطمئن به کسب رای اعتماد از سوی دموکراتها نیست،در سال ۲۰۰۴ ریاست یک تیم تحقیق ۲۲ نفری را به همراه برژینسکی در رابطه با ایران بر عهده داشته  که به انتشار گزارشی هفتاد صفحه ای با عنوان "ايران: زمان رويکردی تازه" منجر شده است.

وبلاگ : من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جدال در جدال  ( نقد )

پرزیدنت آرام در این بزنگاه دستگاه سیاست داخلی و خارجی ایران آنچنان بر لبه تیغ قرار گرفته که از یک سو پرزیدنت آرام را در تمام عرصه های داخلی دستخوش تلاطم کرده و از سوی دیگر سیاستهای حکومت اسلامی جمهوری اسلامی!!!در عرصه بین المللی کار را به باج دهی به روسیه برای استفاده از حق وتو به نفع ایران کشانده است.کاری که روسها بعید است به خاطر منافع کلانی که در ایالات متحده دارند بر وفق مراد ایران اجرایش کنند.در این میان سفرهای رهبر برای نشان دادن محبوبیت دستگاه حاکمیت ایران نزد مردم برپا می شود و مانور تهدید گر کشورهای همسایه به روز آخرین خود می رسد .در دعوای خبرگان و شوراها تمام مخالفان در اکثر شهرهایی که جای رد صلاحیت کردن وجود داشته رد صلاحیت شده اند و مردم ما هم گیج منگ از ترس شمشیر امریکا که حالا به نظر خیلیها با آمدن دموکراتها دیگر عریان در هوا تاب نمی خورد چشم به کاپر فیلد بازیهای پرزیدنت دوخته اند.

چه ساده دلند مردم ما ....

در قبال عراق  و کره شمالی و حتی لیبی سیاستهای امریکا با تعویض دولتها تغییری نکرد و سیر لازم تا سرازیر کردن حکومت عراق در میدان نبردی ویرانگر ادامه یافت...امیدوارم که در این مرحله از انتخابات شوراها یک مقدار به خود بیاییم و با اعمال فشار به دستگاه تندرو حاکمیت ترمز این جدال که هزینه آن فقط و فقط از جیب من و شما می شود را بکشیم.....

 

 

وبلاگ: یک نخ سیگار

 

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  آقا سيد!مرگه من،يه خورده مرد باش!!  ( نقد )

آقا سيد!مرگه من،يه خورده مرد باش!! ...آره داداش!فدات شم!اين رسمش نبود.ما باهات بوديم ولي تو نبودي با ما.چون از ما نبودي.ما رو ديوار بد كسي يادگاري نوشته بوديم...

آي...خدا!از كجاش بگم.يعني كجاشو بگم.شبي كه رييس شدي رو كه فراموش نكردي؟حتما خيلي كيفور بودي؟ها؟ولي ما يه جورايي ديگه بوديم.ما يعني حاجيت و داش بهرام.شبي كه تلويزيون گفت بيست مليون آوردي با بهرام زديم بيرون.رفتيم خونه آق بهمن.بساطش هم مثل هميشه روبه راه كرده بود بي پدر.قسم خورده بودم كه ديگه دهن نزنم ولي نشد.عشق تو خرم كرده بود.بهرام ريخت و من رفتم بالا.يعني رفتيم.بهرام گفت به سلامتي اختر.دختر حاج اصغر رو مي گفت كه خاطرش رو خيلي مي خواست.بهمن هم اسمايي گفت كه يادم نيست.ولي من نگفتم سلامتي نرگس كه براش مي مردم.نگفتم سلامتي نرگس كه يه تار موش رو با دنيا عوض نمي كردم...گفتم سلامتي آزادي.سلامتي زندونيايه بي ملاقاتي...

حالا مي فهمم كه چه غلطي كردم.نرگس رو به خاطر تو و حرفات فراموش كرده بودم.تا اون روز هيچ استكاني رو بدون اسم نرگس نخورده بودم ...تف به من!

و بعد از رييس شدن تو بود كه شروع شد.حرفات برام حجت بود.وقتي گفتي جوونا بايد دنبال مسائل روز مملكت باشن،درس رو شروع كردم كه برم دانشگاه.ولي نشد.سرباز فراري بودم آخه.بهرام ولی قبول شد.وقتي گفتي ملت بايد به جاي خشونت با هم مثل آدم حرف بزنن،ضامن دار دسته استخواني باباي خدابيامرزم رو فروختم به ميثم سگي. سه تومن!...عجب!!!!

آدم رو سگ بگيره بهتر از اينه كه جو بگيره.آخه يكي نبود بگه پسره خر!اين ضامن دار يادگاري بابات بود.به حرف يه آخوند قزبيت زدي زير همه قولهايي كه به بابات دادي؟...آره.زير حرفم زده بودم.باباهه وقتي داشت مي مرد گفت احمد!گفتم ها!گفت نه زمين دارم بهت بدم و نه مال.اينو مي بيني؟تو اين زمونه تيغ ‌تو جيب آدم از برادر بهش نزديكتره!

آره آقا سيد!بابام رو هم به خاطر تو خراب كردم.

 

وبلاگ: آه اگر آزادی سرودی می خواند !

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  سروش و نصر  ( نقد )

سروشنصر" باری بر صاحب این قلم کما بیش - در حد طاقت بشری - آشکار است که تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود،یعنی بر خلاف پندار و کوشش سنت گرایان که رجعتی خام ،و نا ممکن به گذشته را خواستارند،و البته آن را در جامهای از الفاظ پر طمطراق می پوشانندفو سر حلقه آنان که روزگاری از دفتر فرح پهلوی با تلسکوپ اشراق به دنبال امر قدسی در آسمان سلطنت می گشت ،اینک پر مدعا تر از همیشه به مدح مداحان و شاگردان دیرین خود به میدان آوازه جویی پا نهاده است.

دکتر عبدالکریم سروش.

این بخشی از سخنرانی دکتر سروش است که در " همایش دین و مدرنیته "توسط فرزند ایشان قرائت شد.

ذهنم ناگهان رجعتی کردبه روزگار " محمدیه معرفت " و کلاس های درسی که توسط استاد بزرگوار در قلهک بر گزار می شد.هفته را لحظه شماری می کردم تا چهارشنبه شب از راه برسد و از محضر ایشان خوشه چینی و تلمذ نمایم.چه نکته ها که از حضور ایشان نیاموختم.چه شیرین شب هایی که هر شبش " شب قدری " بود ،شب هایی که مرحمی بود بر زخم "روزها و شب های غدری " که در آن نه در "کسی نشاط عیشی "بود و " نه درد دینی ".هفته را به شوق آن شب می گذراندم.هر گاه وارد " محمدیه معرفت " می شدم این بیت حافظ از خاطرم می گذشت که

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی

 

وبلاگ: حقوق بشر و فرد گرایی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  باید نوشته هارا فریاد زد  ( نقد )

پاسی ازشب گذشته.هنوزپرسه می زنم در دنیای رنگارنگِ وبلاگها.ازشیرِمرغ گرفته تاجانِ آدمیزاد،اینجایافت می شود.چه دنیای مجازیِ متنوع وگاه متهوعی.ازاین همه افسارگسیختگی حالم دگرگون می شودوازاین آزادیِ مشکوکِ قلم نیز!

دردنیای حقیقی،سالهاست که آزادی را به اسارت برده اندوانسانیت را به یغما.فریادراناجوانمردانه سرکوب می کنند وحق را بیرحمانه شکنجه می دهند!

اینجا،اوین تبعیدگاهِ حنجره هایی است که آزادی راطلب می کردندوانسانیت راجست وجو.در این حصار،فریاد راناجوانمردانه ممنوع الملاقات می کنند وحق رابیرحمانه به اعتصاب وا می دارند!

اینان را به جرم تظلم وآزادی خواهی میگیرند.چه جرم سنگینی؟!ناگفته پیداست که درکدامین دادگاه برایشان به قضاوت نشسته اند.فریاد راناجوانمردانه می کشند وحق رابیرحمانه به دار می آویزند وبه ما می گویند:خودکشی کرد،وبرای مامی نویسند:خودکشی کرد ومامی خوانیم:خودکشی کرد،اما،خوب می دانیم که خودکشی نکرد،اورا نیز کشتند...

 

وبلاگ : utilitarianism

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  تهدید بنیادگرایی را جدی بگیریم  ( نقد )

تهدید بنیادگرایی را جدی بگیریمبنیاد گرایی از آن دست مسائل است که همیشه و همه جا نمود نمی یابد و معمولاً تنها در فضای عقلانیت به وضوح قابل مشاهده است و در موارد دیگر به خوبی خود را در پس پرده پنهان می سازد.

در تمام مدتی که امیر عباس هویدا در دادگاه می گفت که من قیمت کبریت (به روایتی خودکار) را سیزده سال یک قران نگاه داشتم و ملت به وی خندیدند - که فکر کنم آن ملت خندان امروز می فهمند که ثبات قیمت یک کالا در یک روز هم هنر است، چه رسد به سیزده سال - و آن هنگام که شیخ صادق خلخالی به چرخش قلمی عده ای باگناه و بیگناه را مفسد فی الارض و یا محکوم به اعدام می ساخت، با این استدلال که اگر گناهکارند باید اعدام شوند و اگر بیگناهند به بهشت می روند، و آن زمان که تعدادی از محکومین به اعدام را، در حالی که یک سر طناب به گردنشان و سر دیگر به نرده های پل سید خندان گره زده شده بود، از بالای پل به پایین پرت می کردند تا میان هوا و زمین جان دهند و مردم دست می زدند و هلهله می کردند و از دیدن این صحنه وحشیانه و فجیع به پایکوبی می پرداختند، بنیاد گرایی خود را در پس شور و نه شعور انقلابی پنهان کرده بود. در آن موقع که نود و هشت درصد مردم پرشور ایران، به قانون اساسی و چرخه باطل آن رای مثبت دادند، بدون اینکه مفهوم آنرا دریابند، باز هم از عقلانیت خبری نبود.

 

 

وبلاگ :مشقهای من

 

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  تئاتر دموکراسی  ( نقد )

تئاتر دموکراسیبا اندکی خرد شدن در نظام جمهوری اسلامی متوجه ی تئاتری به نام دموکراسی می شوید. در نظام جمهوری اسلامی رهبر بگونه ای توسط مردم انتخاب می شود در این نظام مجلس خبرگان مسئولیت انتخاب , تائید و بر کنار کردن رهبر را بر عهده دارند که طبق قانون اساسی اعضای این مجلس با رای مردم انتخاب می شوند و با این کار رهبری را از هر گونه اتهام به اسبتداد طلبی مبرا می کنند. در نظام جمهوری اسلامی بگونه ای مردم در قانون گزاری نقش دارند در این نظام مجلس شواری اسلامی وظیفه ی قانون گزاری را دارند که باز هم اعضای این مجلس توسط رای مردم انتخاب می شوند . رئیس جمهور هم در این نظام با رای مردم انتخاب می شود و یعنی مردم نیروی اجرای قوانین را هم خود انتخاب می کنند .

وبلاگ : هومت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  زیرخط فقر!  ( نقد )

زیر خط فقراین روزها،صحبت از انتخاباتی است که پیش رویمان قرار داده اند.باز هم تکرار عوام فریبی که خود دلیلی است بر سادگی و خوش باوری مردم و مکر و حیلهً اینان.رأی بدهم یا نه؟

رنگ و لعاب دروغین شهرها را کنار میزنم،شهر و روستاهای محروم و دور افتاده را از نظر می گذرانم.

چه می بینم؟فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.چشمانم را بر این تابلوی سیاه می بندم و ترجیح می دهم،شنونده باشم شاید،شنیدنی ها دلچسب باشند.

چه می شنوم؟آهنگ فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.انگار این قطعهً سیاه را برای همان تابلوی بالا نواخته اند.گوش هایم را از شنیدن این نغمهً تلخ باز می دارم و ترجیح می دهم حقیقت را لمس کنم.شاید،چشم و گوش من دچار مشکل شده اند.نزدیکتر می شوم برای لمس آنچه که از دیدن و شنیدنش عاجز ماندم.چه لمس دردآوری است.

اینجا ایران است واین منطقه زیر خط فقر،یا بعبارتی،پرتراکم ترین منطقهً مسکونیِ این دیار است!این همه آدم ِزیر نشین،شبانه روز با زندگی دست و پنجه نرم می کنند شاید،لقمه ای نان حلال بر سفره هایشان مهمان شود که آن نیز،اغلب نمیشود.خط فقر،روز به روز بالاتر و بالا تر می رود و زیرِخط نشینان لحظه به لحظه،بیش و بیشتر و بیچاره و بیچاره تر می شوند.چه دست و دلبازند بالا نشینان که مرتب خط را بالا می برند و بر مساحت این منطقه می افزایند!با این گستردگی مساحت منطقهً فقیرنشین و با این پتانسیل بالایی که اینان برای تحملِ فقر و فلاکت و بد بختی دارند،احمدی نژاد پر بیراه نمی گوید که جمعیت باید دو برابر گردد.آنوقت اینجا باید برای نفس کشیدن هم نوبت گرفت.

اینجا ایران است،زیر خط فقر.جاییکه هزاران پرسش بی پاسخ در ذهن رقم می خورد.در حیرتم از سکوت این قشر و تحمل شان که نمی دانم روزی بسر خواهد آمد یا نه؟اینجا همه ناراضی اند،اما،صندوق های رأی را پر می کنند!اصلا"،اکثر صندوق های رأی را اینان پر می کنند،یعنی،محبوبیت و مقبولیت نظام هم اینجا تأیید می شود.

 

وبلاگ : utilitarianism

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه هجدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جهان سوم  ( نقد )

جهان سومتفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. به عنوان مثال مصر 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است. اما کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و نیوزلند که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، در حال حاضر جزو کشورهای پیشرفته و ثروتمند هستند.

تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که زمینهای بسیار محدودی دارد و 80 درصد آنرا کوههایی تشکیل می دهند که مناسب کشاورزی نیست. اما بعد از آمریکا دومین قدرت اقتصادی جهان است و مانند یک کارخانه پهناور و شناور، مواد خام از همه جهان وارد آن شده و به صورت محصولات پیشرفته خارج می شود. مثال بعدی سوییس است. در سوییس اصلاً کاکائو به عمل نمی آید. اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر می کند. در سوییس سر که تنها چهار ماه در سال می توان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می گردد. سوییس کشوری است که بدلیل وجود امنیت، نظم و سختکوشی به بزرگترین گاوصندوق دنیا تبدیل گشته است (بانکهای سوییس).

افراد تحصیل کرده ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص می کنند که سطح هوش و استعداد هم در این میان نقش قابل توجهی ندارد.

نژاد و رنگ پوست هم مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می خورند، در کشورهای پیشرفته به نیروی مولد بدل می شوند.

پس تفاوت در چیست؟

 

وبلاگ: مشقهای من

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه هجدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  ما و انتخابات خبرگان  ( نقد )

فرزندان یک مرحوم در حال نزاع بر سر تقسیم میراث پدر بودند که مردی از راه رسید و گفت سهم ما را هم از این مرده ریگ بدهید . اولاد متوفی گفتند : شما که هستید ؟ مرد گفت : من همسایه شما هستم . فرزندان با مرد مدعی به نزاع برخا ستند که تو کدام همسایه هستی که تا کنون تو را ندیده ایم ؟

مردان میراثی به جای اینکه بپرسند ، همسایه هستی که هستی ! مگر همسایه ارث می برد ؟ در پی اثبات همسایه نبودن آن مرد بر آمدند .

حال حکایت ماست و انتخابات مجلس خبرگان .

این باور که " رهبر " منصوب خداوند و ائمه (ع) است ، تئوری شناخته شده ای است . بارها این مطلب را از زبان اولیای امورمان شنیده ایم که کار مجلس خبرگان " کشف " رهبر است نه انتخاب او . و بر اساس همین باور است که در این همه سال هیچ گاه گزارشی از خبرگان رهبری در نظارت بر عملکرد رهبر و نهاد های زیر نظر ایشان نشنیده ایم . این تفکر ، عزل و نصب رهبر را از دایره قدرت انسان خاکی خارج می داند . زیرا که رهبر را از آب و گل دیگری می داند ، که انتقاد از او، شایسته آدمیان " تردامن " " شراب آلوده " زمینی نیست .

 

 

وبلاگ: حقوق بشر و فرد گرایی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  13 آبان 58 از زاویه ای دیگر  ( نقد )

1-روز 24 بهمن 1357،2 روز پس از اعلام پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا توسط چریک های فدایی خلق مورد حمله قرار می گیرد.چریک ها که از پیش روی بام ساختمان های اطراف سفارت مستقر شده بودند،با مسلسل به ساختمان سفارت شلیک کرده و پس از اشغال سفارت ،کارمندان آن را به گروگان می گیرند.با پادرمیانی آیت الله طالقانی،این گروگان گیری خاتمه می یابد و پس از آن کمیته ای به سرپرستی ماشاالله قصاب و ما شاالله کاشانی در سفارت تشکیل می شود.

2-در هفته ی پایانی اسفند ماه سال 1357، ساعت 11 شب، سولیوان و جان استمپل به نخست وزیری می روند و در خواست آزادی یکی از افراد گارد محافظ شرکت آمریکایی خلیج در خیابان سلطنت آباد را می کنند.امیرانتظام بازرگان را با تلفن خبر می کند و کسب تکلیف می کند.با درخواست سولیوان موافقت می شود و تیمسار ایمانیان فرمانده ی نیروی هوایی با فرستادن نیرو کار را انجام می دهد.فردای آن شب سولیوان نامه ای تشکرآمیز با این مطلی برای امیرانتظام ارسال می کند:          Dear Mr.Amir Entezam…

 

 

وبلاگ : اعترافات یک ذهن خطرناک

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه چهاردهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  رابطه نظام آموزشی با استقلال فرد  ( نقد )

از آغاز قرن بیستم بسیاری از امور انسانی وواقعیاتی که نسبتی با انسان داشته ونقشی را در زیستدنیایی او بازی میکنند تن به تحلیل هاوبررسی های عقلانی سپرده اند.در این میان نظام آموزشی که ازجهتی دستگاهی تحلیل گر وسرویس ده در عرصه دانش بشمار میرود که فعالیت آن معطوف به خارج میباشد چگونه میتواند عقلانیت واستقلال فرد را در رابطه او با دین اخلاق جامعه وبنیاده های نظری به وجود آورد. اگر نظام آکادمیک در ایران را مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که ازخود غفلت کرده واز خود ارزیابی گویی دور افتاده است وفقط با اغماص میتوانیم کسی را از این آشفته بازار به ظاهر موفق بدانیم که متخصص تو خالی بوده وفقط مدرکی صوری در اختیار داشته واز عقلانیت فردیت وآزادیخواهی محروم شده است واو همانی بود که بود وحتی شادابی و روح تحقیق گری را از او گرفته اند. نظام آموزشی آموخته های پراکنده ومعطوف به حوزه های  متمایز در مقاطع مختلف تعلیم وتربیت از دبستان تا دانشگاه را کلیت میبخشد وآنها را همچون بر هه ایی در صیرورت روح در یک روایت عقلانی پیوند میزند زیرا نظام آموزشی در تمامی دورهها محور اصلی حرکت پدیدار شناختی آگاهی در گستره همگانی بوده است و از این رو نظام آموزشی همواره در مرکز جامعه مدنی قرار داشته است.

وبلاگ: عقلانیت- فردیت - آزادی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه یازدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  بیاییم به خبرگان رهبری فکر هم نکنیم!!  ( نقد )

بیاییم به خبرگان رهبری فکر هم نکنیم!!1-شاید خود محمد رضا شاه پهلوی هم فکر نمی کرد که مردم و گروه هایی که از او به خاطر حکومت تک نفره بر ایران ،شیطانی نزد همه ساخته بودند،فقط چند ماه بعد از خروجش از ایران  دوباره شاهی دیگر را به حکومت برسانند.یعنی جمهوری کشک!!!که البته شاه جدید رهبر نام داشت.این که کاریزماتیک آقای خمینی و یا شجاعت و سادگی   وشاید هم قدرت طلبی او و هم فکرانش بود که باعث بوجود آمدن پست رهبری در ایران شد،دیگر مهم نیست.مهم اینست که اکنون کشور ما دارای یک حکومت استثایی و بی سابقه از هر جهت است.که نه جمهوری کامل است ونه اسلامی واقعی.بلکه ترکیبی است از دیدگاه بنیادگرایانه اسلامی و دیدگاه حداقلی جمهوریت.و در این میان مهمترین پست همان رهبری جامعه اسلامی ایران!!! است.که به طور واضح نشان دهنده نگرش بزرگان جمهوری اسلامی به نحوه حکومت در ایران است.

اما نکته جالب همین جاست!

اینجاست که همان بنیادگرایان اسلامی که از دید  خیلی ها توان اداره یک شهر را هم نداشتند،هوش و ذکاوت فوق العاده خود را نشان دادند.

وبلاگ : آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه ششم آبان 1385

  لینک مطلب         


  دستاورد های جمهوری اسلامی در منطقه سیستان  ( نقد )

 
 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه پنجم آبان 1385

  لینک مطلب         


  حکایت ما  ( نقد )

شما از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
شرحی از خصوصیت مردان وزنان در این کتاب نوشته شده است به هر حال اگه خوانده باشید و یا برعکس چیزی را از دست ندادید.منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از آلبرکامو نویسنده الجزیره ای تبار چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
او یک روزنامه نگار محقق ونویسنده است که من به شخصه رمان طاعون ایشان رو می پرستم.منم الان در این مورد هم نمی خوام حرف بزنم !!

شما از کلود روا فرانسوی چیزی می دونید؟ایشان از اسیران جنگ جهانی دوم و همچنین شاعر و نویسنده بوده. منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از شازده کوچولو چیزی شنیده اید و یا احتمالا داستانش را خوانده اید؟

پس چی ؟تو که هیچی نخوندی حتی شازده کوچولو رو!!
همین!بیشتر از این چیزی هم وجود داره؟

نه راست می گی می دونی من وتو ..تو یه داستان با هم اشتراک داریم همون داستان شازده کوچولو که نخوندی...شازده کوچولو وقتی به ستاره اول می رسه پادشاه فرمانمهای عاقلانه ای میده چون خیلی دوست داره فرمانش اجرا بشه مثلا وقتی شازده کوچولو میگه اجازه هست که غذا بخورم پادشاه می گه بله من به شما دستور می دم که غذا بخوری ویا وقتی شازده کوچولو می گه اجازه هست که قدری استراحت کنم پادشاه به او می گوید:بله من به شما فرمان می دهم که قدری استراحت کنید و هر وقت دلت خواست بیدار شوی.

حالا چند وقت پیش گفتند که مذاکرات رو با ایران از سر می گیریم و استاد هم گفت خوب ما هم تصمیم گرفتیم مذاکرات رو ادامه بدیم.
بعد از چند روز قضیه برعکس شد.
این حکایت همچنان ادامه دارد...

 

وبلاگ : عالیجناب نویسنده " احسان صدیقی "


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه چهارم آبان 1385

  لینک مطلب         


  ایران تا سقف 120 ملیون نفر جا دارد  ( نقد )


چی میگه این آقای به ظاهر رئیس جمهور.بابا این یه معجزه است در عصر تکنولوژی ظهور کرده .معجزه ای که خیلی زود ناپدیدی میشود و هاله های نورش زود خاموش میشود.احمدی نژاد گفته است که:من با اینکه میگویند دو بچه کافی است مخالفم.این سخن محمود احمدی نؤاد است که در نشست مشترک دولت و مجلس مطرح شد و همه از خنده روده بر شدند.او گفته ایران ظرفیت 120ملیون نفر را دارد.این آقا انگار از گرانی خبر ندارد آها راستی یادم رفت بگم که از نظر احمدی نژاد گرانی وجود ندارد و همه ی این گرانی ها تقصیر رسانه ها است .یکی نیست به قبل از اینکه ین آقا حرفی بزند متن سخنانش را بخواند و جاهایی را که ایراد دارد برایش اصلاح کند.مثل اینکه نمیداند مردم وقتی بچه دار میشوند چه خرجهایی باید بکنند.
آخ شاید هم میخواد این بچه ها رو خودش بزرگ کنه و وقتی جنگ شد همه حمله کنند به امریکا یا شاید هم بخواد یه رکورد در کتاب گینس به ثبت برساند.
مردم دارند برای پول به دست آوردند سر هم دیگر رو کلاه میزارند بعدا این ریس جمهوری که هردفعه با سخنانش کلی از آدمها حیرون میزاره میگه ایران ظرفیت 120ملیون آدم رو داره.کلی آدم موندن بدونن این ریس جمهور مدرک تحصیلیش چیه؟
ولی بهتره که ندونن و بزارن این ریس جمهور ایران همه ی جهان رو حیرون بکنه!! حالا دیگه خودتون قضاوت کنید

 

وبلاگ : ایرانیان


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand