تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  شاه رفت!!!  ( نقد )

شاه رفت ”شاه براي آخرين خداحافظي ها توقف كرد.در حالي كه كروات راه راهش از زير يقه ي پالتو ديده مي شد،شق ورق ايستاد،پاي چپش را كمي به جلو گذاشت،چنان كه گويي آماده است به سرعت راه بيفتد.چند تن از امراي ارتش كه چندي بعد جانشان را از دست دادند براي بوسيدن دست راست شاه خم شدند.يكي از آنان به زمين افتاد تا پايش را ببوسد.شاه عينكش را در دست چپ مي فشرد.طي چند شبانه روز اخير تقريبا نخوابيده بود و ابروان كلفت سياهش كه به شدت گره خورده و بيان گر غم و اندوه و ضمنا عدم درك او بود،بر چهره ي سفيدش سايه افكنده بود.در كنار او چهره ي ملكه از فرط در ماندگي درهم رفته بود.

تقريبا همه مي گريستند،حتي بختيار كه شايد در ميان آن جمع تنها كسي بود كه خواستار رفتن شاه بود.تقريبا همه ي امراي ارتش به شاه التماس كرده بودند كه نرود.چشمان خود شاه نيز اشك آلود بود.اين نخستين بار نبود كه افسران شاه را در اوج هيجان مي ديدند.به فرمانده ي گارد گفت:”هر كاري لازم مي دانيد بكنيد.اميدوارم مردم كشته نشوند.“بعدها شاه در خاطراتش نوشت:”از وفاداري افسران كه  به هنگام ترك ايران به من ابراز شد،به شدت تحت تاثير قرار گرفتم.سكوت غم انگيزي حكم فرما بود كه با هق هق گريه شكسته مي شد.“

 

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه بیست و ششم دی 1385

  لینک مطلب         


  عکس و شعری از شهید ابراهیم نژاد ؛ لاله سرخ کوی دانشگاه  ( نقد )

پیکر شهید عزت ابراهیم نژاد (لاله سرخ کوی دانشگاه)

 

باز هم مرگ

 

گردونه مرگ

 

صورت چهار چرخش

 

موسيقي نابهنجار است و عبوس

 

مركب ماجراهاي ناساز

 

كه ديگر

 

بوي سدر مي دهد

 

ماجراي تو و من

 

ماجراي

 

دندانْ قروچه

 

انارهاي سوخته

 

مرگ هاي گرم .

عزت ابراهیم نژاد

شهريور 77

وبلاگ : لاله سرخ کوی دانشگاه


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385

  لینک مطلب         


  با دستورالعمل نمی‌توان مشکلات را حل کرد  ( سیاست )

رئیس‌جمهور سابق ایران در واکنش به اقدام شورای امنیت نسبت به پرونده‌ هسته‌ای ایران گفت: هیچ چیز غیرمنتظره‌ای رخ نداده است.
سیدمحمد خاتمی در حاشیه دیدار اعضای ستاد «ربع قرن فعالیت دانشگاه آزاد» در جمع خبرنگاران افزود: متأسفانه این رویکرد شورای امنیت کاملا قابل پیش‌بینی بود.
یکی از اختلاف سیاست‌ها در عین پافشاری بر حفظ حقوق ایران در استفاده‌ صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای، این بود که اعتقاد داشتیم پرونده‌ ایران به شورای امنیت نرود. حقی که با کمی تأمل کاملًا قابل دستیابی است.
خاتمی با تأکید بر این‌که هیچ‌کس نسبت به حق ایران در بهره‌برداری از فناوری صلح‌آمیز هسته ای تردید ندارد و همه تلاش می‌کنند این امر محقق شود افزود: وقتی که پرونده‌ ایران به شورای امنیت رفت مشخص بود که چنین تصمیمی اتخاذ خواهد شد.

منبع : خاتمی دات آی آر

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385

  لینک مطلب         


  از شعارگرایی تا عملگرایی  ( نقد )

از شعار گرایی تا عمل گراییماجرای فیلم منتشر شده از حضور معاون رییس جمهوری اسلامی در مراسم رقص زنان در ترکیه،نمونه دیگری از تناقضات موجود میان گفتار و رفتار حاکمان اسلامی را نمایان ساخت.پیش از این محمود احمدی نژاد رییس دولت اسلامی مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ در دوحه قطر را در کنار بشار اسد رییس دولت سوریه و اسماعیل هنیه نخست وزیر فلسطینی به طور کامل به تماشا نشسته بود تا بعدها در مقابل انتقادات صورت گرفته به تکذیب اتفاقی که به شهادت دوربینهای تلویزیونی رخ داده بود بپردازد و حضور خود را در هنگام مراسم رقص و آواز در ورزشگاه انکار کند.گویی انکار واقعیات از سوی رییس جمهوری اسلامی به امری عادی بدل گشته است.از شرح ماجرای هاله نور در حضور جوادی آملی گرفته تا وعده آوردن نفت بر سر سفره مردم که از قضا فیلم هر دو مورد انکارشده نیز در آرشیو سایتهای اینترنتی موجود می باشد.اما فیلم مورد اخیر یعنی حضور اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان گردشگری و معاون محمود احمدی نژاد در مراسمی در حاشیه نمایشگاهی در ترکیه،ابتدا از سوی چند نماینده اصولگرای مجلس هفتم در اختیار "خبرگزاری ایرانیوز" نزدیک به باقر قالیباف قرار گرفت تا با قرار گرفتن بخشی از این فیلم بر روی سایت این خبرگزاری،اختلافات در جبهه اصولگرایان رسانه ای تر از گذشته گردد.اختلافاتی که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد شروع شد و در جریان انتخابات اخیر شوراها با ارائه دو لیست جداگانه،به اوج خود رسید.اما در کنار اختلافات موجود،آنچه اهمیت بیشتری می یابد این است که با حضور اصولگرایان تندرو در راس دولت به عنوان نهاد اجرایی در حکومت اسلامی،ناتوانی این گروه در مملکت داری بر همگان آشکار گردیده است.

وبلاگ: من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیستم دی 1385

  لینک مطلب         


  اشتبا ه نشود !  ( نقد )

اشتباه نشود عراق با اعدام دیکتاتور در راه بازتولید دیکتاتوری است

هزیمت سیاسی و  نظامی آمریکا که روند دادگاهی صدام تا اعدام آن گویا بخشی از نسخه شفا بخش برای آمریکا بود به هیج وجه نتوانسته است و نمیتواند در آتیه نیز یا ری رساند اشغالگران و دولت دست نشانده را.مخالفت با اعدام صدام موافقت با جنایاتی نیست که صدام دست نشانده آمریکا مرتکب آنها شده است. مخالفت  با اعدام حتی اعدام صدام نیز انکار جنایات این دیکتاتور نیست بلکه هر بیننده این که تصاویر اعدام صدام را مشاهده کرده باشد در این اثنا باید این سئوال  به ذهنش خطور کند که این اعدام قرار بود چه کاری را به انجام برساند ، یا اعدام صدام جلوی چه پدیده ای را میبایست سد کند. آیا به این خواستهای سیاسی که در پس این روند دادگاهی و اعدام بود خواهند رسید آیا در آینده ای نه چندان دور این مقاماتی که توسط آمریکا بر کرسی ریاست عراق نشانده شده اند  و همان راهی را میپیمایند که صدام پیمود و اکنون حکم اعدام صدام را امضا کردند در فردای تناقض با مواضع امروزشان حکم اعدامشان را امضا نخواهند کرد و به گونه ای دیگر این سیستم که حکم اعدام را مورد تائید و اجرا گذاشته است همین بلا را برسر مردم عراق نخواهد آورد آیا اعدام نکردن صدام به منظور تبدیل نکردن وی به یک قهرمان ملی بود یا ترس از افشای سیاستهای آمریکا  آیا صدام اعدام شد یا یک زبان که شاید روزی علیه سیاستهای امریکا افشاگری میکرد .

وبلاگ : سوسیالیسم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیستم دی 1385

  لینک مطلب         


  دشمن دشمن من، دوست من نیست!!!  ( نقد )

همچنان فکرم مشغول تضادهای جریان چپ و راست است.در اینکه از اصول فکری،هدفها، آرمانها و منافع طبقاتی گرفته تا شیوه های عمل سیاسی رو در روی یکدیگر قرار گرفته ایم شکی نیست. مسئله ی من نحوه عمل در برابر دشمن مشترک قدرتمندی است که بی هیچ شکی و شبهه ای از نظر امکانات مادی توانا و قدرت یک سرکوب دسته جمعی را در اختیار دارد.

عملا در حال حاضر نیروهای راست در ایران به سه بخش تقسیم می شوند..دسته اول معتقدند که تنها راه حل نجات ایران از شرایط فعلی، دخالت خارجی ] به هر نحو ممکن[  است.به غیر از مرتبطین دانشجویی این جریان هم اکنون همه ی بزرگان و تئوری پردازان این جریان در خارج از کشور پناهنده و یا مقیم هستند. دسته ی دوم گروه های راستی هستند که به دلیل داشتن گرایشات ناسیونالیستی قوی با دخالت خارجی از نوع حمله ی نظامی مخالف هستند.دسته ی سوم زیر عنوان اصلاح طلبان شناخته می شوند که با آنکه از تریبئن و فرصتی برای اعلام این نکته که معتقد به حفظ چهارچوب کلی نظام  ایران هستند استفاده می کنند اما در مدت اخیر با قوت گیری احتمال وقوع حمله ی خارجی،کاهش شدید سهم این عده از منافع قدرت، تنگ تر شدن خطوط قرمز حاکمیت و پائین آمدن سطح تحمل پشت پرده قدرت ایران، در سکوت معنا داری فرو رفته اند و چشم به حوادث آینده دوخته اند. گروه اخیر به دو دلیل تمایل چندانی به تغییرات بنیادی و ساختاری در حکومت ایران ندارند.اول آنکه کم یا زیاد به هر حال صاحب منافع بسیاری در حکومت فعلی هستند و  از  طریق این سیستم ارتزاق می کنند و دلیل دیگر آنکه تقریبا همه ی بزرگان جریانات و گروه های اصلاح طلب شریک حاکمان فعلی در بسیاری از حوادث تلخ و خونبار  دهه ی اول حیات رژیم مستقر در ایران هستند و نگران آینده خود در یک تحول سریع سیاسی هستند.

منبع: علیه وضعیت موجود(عابد توانچه)

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه نوزدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  نه الگوی اسپارتاکوس نه تفکر فرانک میلر  ( )

 پاسخی به نوشته ی شهرام در مورد اتحادیه .

من خسته شده ام گدا را چون حدیثی بر سر در نوشته تان کوبیده اید . گویی این سخن از آسمان آمده  یا شاید هم از اعماق زمین . برایتان آشنا نیست ؟ خسته شده ام . شهرام عزیز همه خسته می شوند . یقینا" اقرار می کنید که خود نیز گاهی از این همه سختی راه خسته شده اید . اما فرقتان با گدا این است که او شهامت اعتراف به خسته شدن را دارد ، حتی اگر بداند روزها بعد منتقدش از آن سوء برداشت خواهد کرد .

نقطه ی شروع اختلاف شما با اتحادیه از آن اعتصاب (فراخوان گنجی) آغاز شد . اعتصابی که با رای اکثریت وبلاگ نویسان عضو ، موضع رسمی اتحادیه شد . شما گنجی را فلان و بهمان دانستید که این حقتان است ، بعد حمایت از کار او را نیز برای کسی جایز نمی دانید . هشدار خروج از ریل می دهید به قطار اتحادیه .

عزیز شما کسی بیشتر از شهرام (وبلاگ نویس ، کمابیش فعال سیاسی ) نیستید . لطفا به شما توهم شورای نگهبان مبارزین سیاسی دست ندهد . تایید صلاحیت هر یک از مبارزین ، از گنجی گرفته تا ایمان فروتن و حتی گدا بر عهده ی هر کسی باشد وظیفه ی شما دوست عزیز نیست .

شهرام عزیز گویی به تماشای فیلم علاقه ی خاصی دارید ، اتحادیه  ما اگر نتوانست اسپارتاکوس آرزو های شما باشد . ولی می داند دوری از تفکرات  فرانک میلری شما باعث موفقیت محسوسش شده است .

تاریخ اگرچه گواهی بر اشتباه بودن مسیر گدا ها و اتحادیه های میانه رو ندارد ، اما شاهدی ناطق است بر بی تجربگی طرفداران تفکر مبارزه ی مسلحانه ی شهرام هاست . گویی انگیزه ی شما برای مبارزه با رژِیم چیز دیگری است . ولی برای ما انگیزه ، پایان یافتن خون ریزی و شکنجه و رسیدن به صلحی همراه با رفاه است . به یقین مبارزه ی مسلحانه همچین هدفی را دنبال نمی کند .

آرزوی می کنم پیش بینی شما در مورد سرانجام این مبارزه درست از آب در نیاید . که خود از هم اکنون مخالف انقلابی هستم که با سلاح های بی رحم به بار نشیند .شهرام عزیز ، ریئس جمهور آینده نام من را از هم اکنون در صف مخالفین انقلابی که برنده ی اصلی اش مسلحان امروزند بنویسید .

کدام یک از گام های اتحادیه آب بر آسیاب رژیم بود . مطمئنم قصد جک گفتن نداری ، ولی چه کنم که هر چه می اندیشم دلیلی برای ریختن آب به آسیاب رژیم نمی یابم و سرانجام خنده بر لبانم می نشیند .

در پایان شما دوست عزیز را به آرامش دعوت میکنم .

 

آرمین سنایی

وبلاگ : هزینه آزادی

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه هفدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  تاريخ شکست نخوردگان  ( نقد )

تاريخ شکست نخوردگانميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و چپگرايان اپوزيسيون ايران در جريان بوده است. نگاهى به نشريات متعددى که اين طيف بويژه در خارج کشور منتشر ميکند به وجود چيزى از اين دست صحه ميگذارد، هرچند در اينکه "بازبينى" کلمه مناسبى براى توصيف اين روند باشد جاى ترديد جدى هست. در خلوت، وقتى بيان حقيقت کسى را نميرنجاند، ميتوان اين روند را يک روند ندامت توصيف کرد. اما در انظار عموم، جايى که، بويژه اين روزها، نزاکت سياسى (Political Correctness) حکم ميراند، شايد کلمه "نو انديشى" معادل بهترى باشد. يکى از اولين قربانيان اين روند نو انديشى مقوله انقلاب و انقلابيگرى بطور کلى و انقلاب ٥٧ بطور اخص بوده است.
3هر ماه کوهى مطلب توسط افراد و محافل و جريانات متشکل از بازماندگان و انقلابيون پا به سن گذاشته انقلاب ٥٧ منتشر ميشود. خواندن و تعقيب کردن همه اينها و شريک شدن در مشغله ها و دنياهاى ذهنى نويسندگان آنها هم عبث و هم بسيار دشوار است. اما ديدن روند "نو انديشى" که ذکرش رفت سخت نيست. ميتوان از شيوه "تداعى معانى" که يک ابزار روانشناسهاست سود جست و عکس العمل اين ادبيات را به کلمات کليدى اى، مثلا خود مقوله انقلاب، چک کرد. تصويرى که بدست مى آيد جاى ابهام باقى نميگذارد. انقلاب: افراط، انقلاب: خشونت، انقلاب: استبداد، انقلاب: انهدام.

 

منبع : سایت منصور حکمت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه شانزدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  عکس های روز یکشنبه در پیست اسکی ..  ( نوشته های گدا )

This album is powered by BubbleShare - Add to my blog اطلاعات بیشتر رو در سایت فرهنگ و گفتگو نوشتم .. اونجا بخوانید ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه چهاردهم دی 1385

  لینک مطلب         


  کشتار سال ۱۳۶۷  ( سیاست )

... در نخستين ساعات روز جمعه بيست و هشتم تيرماه ۱۳۶۷ (نوزدهم جولای 1998) حصارهای آهنينی بر گرد زندان های اصلی در سرتاسر ايران کشيده شد. دروازه ها بسته و تلفن ها قطع شد. تلويزيون ها را از برق کشيدند و از توزيع نامه ها، روزنامه ها و بسته های دارويی (در زندان ها) خودداری ورزيدند.

ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانيان را از حول و حوش زندان ها پراکنده ساختند. به زندانيان دستور داده شد که در سلولهای خود باقی بماند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانی خودداری کنند. رفت و آمد به مکان های عمومی مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهای تدريس و حيات ها ممنوع شد. از آنجايی که زندانبانان هر کدام مامور مهار کردن دسته های مشابهی از زندانيان بودند، اين امر سبب گرديد که زندانيان سياسی از غير سياسی، چپى ها از مجاهدين، سلطنت طلبان از غير سلطنت طلبان، توابين (زندانيانی که توبه کرده و به صورت خبرچينان دستگاه در آمده بوده اند) از غير توابين، مردان از زنان، کسانی که به زندان های طولانی محکوم شده، از آنهايی که محکوميت کوتاه مدت يافته بودند، کسانی که تازه محکوم شده از آنها که مدت ها قبل دوره ی محکوميت خود را گذارنده بودند، جدا شوند. گروه اخير به نحو طنزآميزی نام «ملی کش» بر خود گذاشته بودند و مىخواستند اين معنا را القا کنند که به طور رايگان از کيسه ملت تغديه مى شوند
.

" آيا شما مسلمانيد؟"
" آيا به خدا اعتقاد داريد؟
"
" آيا به بهشت و جهنم معتقد هستيد ؟
"
" آيا محمد را به عنوان خاتم ا نبيا، قبول داريد؟
"
" آيا در ماه رمضان روزه مى گيريد؟
"
" آيا قرآن مى خوانيد ؟
"
" آيا هر روز نماز مى خوانيد؟
"
" آيا ترجيح مى دهيد با يک مسلمان هم بند شويد و يا يک غير مسلمان؟
"
" آيا حاضريد زير ورقه ای را داير بر ااين كه به خدا، به پيغمبر، به قرآن و به روز رستاخيز ايمان داريد، امضا کنيد؟
"
نوشته ی:يرواند آبراهاميان

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه سیزدهم دی 1385

  لینک مطلب         


  خدایا خدایا تا اتقلاب مهدی از جنبش ایران فردا محافظت بفرما  ( نوشته های گدا )

راستش با اینکه در سفر هستم و الانم از امکانات خوبی برخوردار نیستم .. حیفم امد چنتا نکته رو به دوستانم در جنبش ایران فردا متذکر نشم .. البته همش از روی دل سوزی هست..از وقتی کلمه سیاسی و سیاسی بودن رو فهمیدم همیشه همراهش ساز مخالف هم به نواختن می پرداخته ولی نمی دونم چرا هیچ وقت نسبت به این جنبش چنین احساسی رو نداشتم و گاهی مثل الان براش هم دل سوزی می کنم چون مثل بقیه مردم شاهد به وجود امدنش بودم و با اینکه هسته ی درست نکردم ولی ناظر به وجود امدن اکثر هسته ها بودم ..جنبش بر خلاف جنبش های دیگه(جنبش مستقل دانشجویی) خیلی مردمی و اکثر کارهاش به دست هسته ها سپرده شده بود و مخفی کاری زیادی نداشت ..تقریبا همه چیز روشن و به دست خود هسته ها می چرخید و واسه وارد شدن به محیط خصوصی اونا هفت خان رو نمی خواست رد کنی یا ادای سازمان های فراماسیونی رو در نمی یوردن و چنتا خوبی دیگه که باعث علاقه من به این جنبش بشه تا اینکه........تا اینکه یواش یواش جنبش از رونق افتاد و دیگه چرخش مثل قدیم نمی چرخید...جنبش خیلی عوامانه تصمیم می گرفت مثلا اگه از آقای فروتن می پرسیدید :به نظر شما برای رفع فقر در ایران باید چه کار کرد؟ پاسخ می داد: باید به مردم حقوق بیکاری داد .. بعد شما می گید که مردم ایران 70 میلون هستن و اگه حقوق بیکاری باشه، هیچ کس کار نمی کنه(از خصوصیات مردم ایران) بعدش کل بودجه کشور هم کفاف 2 ماه اینارو نمی کنه .. فروتن:خوب کارخونه می زنیم تا اشتغال زایی بشه و هر کس مزد کارشو می گیره ..گدا:آقایی فروتن فکر بودجه رو کردید؟ فروتن: آقا این همه چاه نفت پس چیه؟ مال همین روزا ست دیگه ...گدا:آقای فروتن هر محصولی که از اون کاخونه تولید بشه ، احتیاج به بازار فروش داره و گرنه ... فروتن:آقا من اعصابم ضعیفه، کل زندگیمو واسه این جنبش از دست دادم حالا هم که شما گیر دادی اصلا همه فقیرها رو میریزیم تو دریا هم واسه کنترل جمعیت خوبه هم واسه تغذیه ی ماهی های بدبخت ...

تقریبا جنبش این کارها رو کرده و این حرف ها رو زده ولی به شکل های دیگه مثل طرح پشیز و چنتای دیگه از همه جالب تر اینکه نزدیک به 18 تیر من تو یکی از جلسات خصوصی بودم که کنترل کننده اتاق که کماندو اسمش بود گفت بهترین کار اینه که به سفارت ایران تو هامبورگ حمله کنیم و اونو بگیریم ..تغریبا همون فلسفه قدیمی اینجا هم اجرا شد که هدف وسیله رو توجیح می کنه و بعدش هم گفت به علت رفتار زشت ایرانی های مخالف رژیم، پلیس اجازه نزدیک شدن به سفارت رو بهمون نمی دین و می گن باید اون دست خیابون تجمع کنید.. (حق دارن بیچاره ها)..
تقریبا جنبش داره به یک حزب تبدیل می شه .. تعریف جنبش با این چیزی که الان هست فرق داره . جنبش ها در تجمعات به وجود می یان و فعال می شن ولی جنبش ایران فردا خواهان به وجود اوردن یک انقلابه .. این دیگه یک جنبش نیست من اونو حزب خطاب می کنم.. با فاصله گرفتن از مردم که عامل اصلیش اون رفتار پوپولیستی بچگانه و عوامانه بود... جهت گیری سران حزب به سمت راست و مطرح کردن این موضوع در مکان های مختلف مثلا من عضو هیئت مدیره هستم و راست گرا هستم و اصلا هم چپی نداریم و راهش نمی دیم(چت روم رادیو جنبش).. جزب تقریبا به یک حزبه اینترنتی تبدیل شده و اون هم پالتاکی...بدبختی اینجاست که هیچ بشری هم شجاعت نفس کشیدن رو نداه چون یک باندی اونجا هست که سه یا چهار نفره می ریزن سرش و تا جای که می تونی بخوره می زننش...
حزب نسبت به اتفاقاتی که در ایران می افته واکنشی نشان نمی ده ... مثلا نظرشو راجب جنداله و گروهای مسلح یا اعتصابات غذا نمی ده ... جس می کنم سران حزب هم دچار سر خوردگی سیاسی شدن و دیگه دلو دماغ این ریاکشن نشون دادن ها رو ندارن .. شاید اگه پیشوا ایمان فروتن چهار تا دعوای سیاسی می کرد براش بهتر تمام می شد ..
این حرفهای من تمامی ندارن .. من می رم تا شومینه رو زیاد کنم و کمی بخوابم ... بعدا بیشتر می نویسم .. قبل از خوابیدن دعا می کنم که رهبران حزب این نوشته ها رو ببینن .. راستی شما دیگه مثل این آخوندا رو خودتون اسم و القاب نذارید .. جلسه هیئت امنا ..هیئت مدیره ..معاون رابط عمومی .. یاد تابلوهای داخل راهروی دادگستری می افتم


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه دهم دی 1385

  لینک مطلب         


  اعترافات کسی که روزی به طرفداری از اصلاح طلبان حکومتی افتخار می کرد!  ( نقد )

خاتمی عزیز امروز هم به شغل شریف پااندازی برای جمهوری اسلامی "گمارده شده است."کم طاقت نبودیم.صبر و امید کلماتی بود که در این چند سال ما با آن وصف می شدیم.امید داشتیم به خوبی خاتمی و جسارت کروبی و خرد حجاریان وانبوهی روشنفکران دینی...و بیست ملیون رای.و صبر داشتیم.صبری که هر چه می گذشت بیشتر بیهوده بودن "امید" را نوید میداد...کلماتم تکراری است.ولی چه می شود کرد.اینها درد دلهاییست از سکوتی که سال به سال بر دلمان سنگین تر شد و بغضی که از پس سکوت و صبر،به کینه ای تبدیل شد که چند سالی بود سعی داشتیم از کنج مغزمان بیرون بیاندازیمش.و حالا دیگر نه امید داریم و نه بغض.تنها کینه ای بر سینه هایمان فشار می آورد که مسبب آن همان کسانی بودند آن امید لعنتی را به روح ما پاشیدند و چه راحت طی این سالها گند زدند به هرچه آزادی و آرزو ومردم.

 

 

 

وبلاگ : آه ... اگر آزادی سرودی می خواند !

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه ششم دی 1385

  لینک مطلب         


  گرانی فنته ی کدام امپریالیسم ؟ دسیسه ی کدام جهان خوار ؟  ( نقد )

گرانی؛فتنه ی کدام امپریالیسم؟دسیسه ی کدام جهان خوار؟از زمان آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد تا الان قیمت کالاها به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده.اون زمان با مرغ و شکر شروع شد و اخیرا هم نوبت تخم مرغ شد_که از کیلویی 600،700تومن به 1200تومن رسید_.

جالبه بدونید که تخم مرغ در مارکت های قم تقریبا نایاب شده،و جالب تر این که وقتی از یک فروشنده جویای دلیل شدم،گفت:تعزیرات می گه باید کیلویی950 تومن بفروشید در حالی که ما خودمون 1100تومن می خریم!!!(خب اینم از شیرین کاری های اداره تعزیرات شهر قم)

از همه ی اینها که بگذریم من متوجه نمی شم که گرانی توطئه ی کدام یک از مخالفین اسلام و انقلاب و ولایت فقیه و رهبری و احمدی نژاد و ... هست؟

آیا دولت بوش برای بقای جمهوری خواه ها اقدام به همچین کاری کرده؟یا اولمرت برای فشار بر مردم در راستای انقلاب مخملی؟شاید هم بلر خواسته با این کار به پیشواز جنگ با ایران بره! یا اصلا شاید دست چین و روسیه در کار هست تا از دولت امتیاز های بیشترتری! بگیرن!؟ کور خوندن،امت شهید پرور تا آخر ایستادن.

 

 

وبلاگ: Voice Of Freedom

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه پنجم دی 1385

  لینک مطلب         


  بر سر رأي من چه آمده است؟  ( نقد )

بر سر رأي من چه آمده است؟امروز كه اين مطلب را مي‌نويسم ، بيش از يك هفته از انتخابات 24 آذر مي‌گذرد . نتايج آن نيز توسط وزارت كشور اعلام شده است . اما بايد ديد كه چقدر اين نتايج اعلام شده به واقعيت نزديكند . آيا بايد حرف آقاي ثمره هاشمي را قبول كرد يا آن‌كه آمارهاي سايت‌هاي اصلاح‌طلبان را باور كرد؟ آن طوري كه در شهر فردا و اعتماد ملي  روز به روز و لحظه به لحظه اعلام شد ، نتايج به نفع اصلاح‌طلبان به پيش مي‌رفت تا اين‌كه دوباره دست معجزه‌گري پيدا شد و نتايج را عوض كرد . صندوق‌هايي گم شدند و در جاايي نيز بر اثر همان معجزات ، صندوقهاي جديدي پيدا شده‌اند . تا اين‌كه نتيجه همان شد كه ستاد انتخابات وزارت كشور اعلام كرد . مسجد جامعي گقت ما هشت نفريم . يكي مي‌گفت تعداد ما زياد شده و طرفداران دولت سعي دارند كه نتايج را دير اعلام كنند تا اينكه به تدريج زمينه را براي اعلام اين نتيجه فراهم كنند . اما ديديم كه هيچ اين‌طور نشد . ديديم كه از روز اول اعلام آمار اوليه توسط وزارت كشور ، تا آخرين روز ، تغيير چنداني در ليست 15 نفره مشاهده نشد . مگر اينكه پروين خانم از پايين ليست به ميان ليست صعود فرمودند تا بيش از اين آبروي رئيس جمهور و طرفدارانش نرود و اين شائبه كه تقلب در انتخابات صورت مي‌گيرد قوت بيشتري پيدا كند .

وبلاگ: آفتاب از نگاه تو می روید

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه سوم دی 1385

  لینک مطلب         


  سلطه جویی و تفرقه  ( نقد )

سلطه جویی و تفرقهبیست و هشت سال از انقلاب اسلامی گذشت ولی هنوز این انقلاب علی رغم نارضایتی همه جانبه ی مردم ایران این حکومت هنوز در ایران پا بر جا است , دولت ننگین جمهوری اسلامی در سال های اولیه ی پیدایشش به سبب اطلاع رسانی ضعیف مبارزین با اتکا به جبر و زور آنها را سرکوب می کرد ( همگان شاهد اعدام های مکرر در سالهای 61 و 67 بودند ) ولی در شرایط کنونی به سبب این پیشرفت ارتباطات و رسا تر شدن مبارزین استفاده از جبر و زور راه نا معقولی است به همین سبب جمهوری اسلامی سیاست جدیدی برای مقابله با مبارزین راه آزادی پیش گرفته است .

 

 

وبلاگ : هومت

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه یکم دی 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand