تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  دموکراسی ، مردم و حکومت.  ( نقد )

دموکراسی ، مردم و حکومت.اندیشه دموکراسی یه عنوان الگو و یا مدل حکومتی مبتنی بر یک سری پیش فرض هائی  پیرامون مردم و حکومت  است . در این مقاله این پیش فرض ها را به طور اجمالی بیان می کنیم  و تطبیق این پیش فرض ها با نظام جمهوری اسلامی و نظریه سازگاری اسلام و دموکراسی را به عهده خود خواننده می گذاریم .

 

1-  نخستین پیش فرض دموکراسی که شاید بتوان آن را زیربنائی ترین نامید باز میگردد به نگاه به انسان و ذات او . در مناقشه تاریخی میان اینکه آیا انسان ذاتا فاسد ، متجاوز ، ظالم و ... میباشد و یا آنکه بر عکس به حق خود قانع بوده و فاقد خوی تجاوز گری میباشد . دموکراسی به نگاه دوم اعتقاد دارد . دموکراسی معتقد است انسان ذاتا تجاوزگر نیست بنابراین نیازی به کنترل و مراقبت ندارد . لذا نیازی به این نیست که یک نهاد به نام حکومت ایجاد شود تا انسان را کنترل نماید .

 

وبلاگ: آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

  لینک مطلب         


  هوای متعفن انتخابات  ( نقد )

هوای متعفن انتخاباتهوای انتخابات متعفن است. آن­چنان که لعنت بر من باد را هزاران بار گفتم بر خودم که چرا رای دادم. عصبی­ام. خدا کند بوی گند نفت را به زور سر سفره­مان نچپانند. فکر کنم بعدش اعتصاب غذا باید کرد برای زنده ماندن. آخر یکی بگوید این اتوبوس­های خاک آلود که هی می­آیند به میدان هفت­حوض و جماعتی را جلوی در مسجد یاعلی یاعلی گویان پیاده می­کنند از کجاست؟
یعنی رای من کشک؟ یعنی تف به رای من؟ رای؟ چه واژه­ی مسخره­ای! به خدا اگر اصلاح طلبان هم انتخاب شوند دیگر رای نمی­دهم. مملکت این­قدر بی­صاحب؟ این­قدر مسخره؟ 2 ساعت داشتم مخ دوستم را می­سابیدم که برود به این جماعت رای بدهد. به میدان که رسیدیم خیلی شیک پارک کرد گفت نگاه کن. دیدم که در عرض نیم ساعت حداقل 30-40 دستگاهی اتوبوس هی آمدند و دهاتی خالی کردند و رفتند به ناکجا آبادی که آمده بودند. زن بچه به بغل به خدا تا بحال تهران نیامده بود از بس به در و دیوار نگاه می­کرد و تعجب زده بود که این­جا کجاست!
نارحتم. عصبی و دل­گیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.اگر بچه­ی نارمک­اید و حالش را دارید سری به میدان بزنید. این هجوم حتما تا الان هم ادامه دارد.

 

وبلاگ: گاه نوشته های امیر عباس ریاضی


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه بیست و پنجم آذر 1385

  لینک مطلب         


  دو راهی  ( نوشته های گدا )

       
 
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان ست
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید٬ نتواند
که ره تاریک و لغزان ست
و گر دست محبت سوی کس یازی٬
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان ست

ساعت ۶ با یکی از دوستام قرار داشتم .. الان ۴۵ دقیقه هست که توی ترافیک پل کیانپارس٬زیتون گیر افتادیم..تو تمام این مدت یا سیگار کشیدیم یا راجب نمایشگاه صوتی و تصویری صحبت کردیم..خلاصه راهی که با دوچرخه ۱۰ دقیقه می شد رفتو ما ۱ ساعته امدیم .. ولی نمایشگاه اون چیزی نبود که تبلیغاتش می گفت همه چیز داشت جز لوازم صوتی تصویری..++++

پیاده کل کیانپارس رو گز کردیم و به سرمون زد بریم از چنتا ستاد انتخاباتی عکس بگیریم که شانس خورد به طور داریوش ممبینی ..خیابان ۲غربی بود ..یک خونه بزرگ و دو طبقه ..تعداد اتاقاش از خونه ۲ خوابه ما که بیشتر بود..چون دوربین داشتیم سریعا تابلو شدیم .یک آقای که خودشو روح... ممبینی معرفی کرد و گفت بیاین داخل و بعدش یکی دیگه به اسم احمد ممبینی ما رو مورد باز جوی قرار داد (اونجا انگاری همه فامیل بودن.. من چیزی از حضور مردمی یا آقای جمهور ندیدم) .. خلاصه کلام اینکه یک آقای که ریئس ستاد بود به اسم علای که خودشو روزنامه نگار روزان معرفی کرده بود به ما اجازه خبر ٬عکس و آب خوردن نداد .. به زبان لری خودشون یعنی ما رو با تیپا انداخت بیرون .. معمولا توی شهر اهواز آدمای که با بقیه متفاوت باشن محکوم به مسخره شدن هستن و از اونجای که من موهام بلند بود به محض وارد شدنم با یک برخورد بد از طرف مسولین اونجا مواجه شدم ..البته من چنتا عکس گرفتم تا بدونید آقایونی که براشون سینه چاک می دید کوچک ترین احترامی به خلق الناس نمی زارن .. البته می تونید هم رنگ خودشون بشید مثل+ تا بزارن عکس شونو بگیرید ... راجب این موضوع بیشتر توضیح می دم..

فردا انتخابات شروع می شه .. بیشتر دوستان وبلاگ نویس سر دو راهی گیر کردن که برن رای بدن یا نه ..از یک طرف می گن رای دادن به این رژیم یعنی یک آری بزرگ گفتن به اصل نظام و از طرف دیگه می ترسن احمدی نژاد با دارو دستش بیان رو کار .. (این نوشته ها خیلی خودمانی هست.خیلی هم صادقانه نوشته شده از همه اون افرادی که مخاطب قرار می گیرن پوزش می خوام) ...اکثر دوستان کاری به کار لیست موجود در شهر های خودشون ندارن فقط از تجربه ی تلخ ریاست جمهوری ٬می گردن تا لیبرال ترین یا اطلاح طلب رو پیدا کنن و بهش رای بدن ..بدون در نظر گرفتن سابقه کاندید .. مثلا تا حالا شده پیشه خودتون فکر کنید آقای داریوش ممبینی چه کار کرده واسه شهر اهواز که حالا دوباره کاندید شده؟ علت سیاسی کردن این انتخابات چیست؟ مگه شورای شهر شعاع قدرتش بیشتر از ریئس جمهور است؟ مگه ریئس جمهور و مجلس و شوراها اصلاح طلب بودن چه کاری برای مردم انجان دادن به جز پر کردن جیب خودشان . در این مواقع انسان های نادان این پاسخ را می دهند «نگذاشتن کار بکند»«کاری بلد نبود». که ما تازه شروع کنیم به برنامه ریزی برای مجلس و بعدش ریئاست جمهوری ... وای از دست این عوام الناس که با کوچکترین تبلیغات فریب می خورند...

این انتخابات علاوه بر دعوای حزبی(اصلاح طلب،بنیاد گرا) ٬ صفوف مبارزه را مشخص می کند.. یعنی جمهوری اسلامی را می خواهید یا نه ؟آیا موافق ادامه قتل های زنجره ی هستید یا نه ؟ هنوز جسد اکبر محمدی فاسد نشده.. هنوز خون فروهر ها خشک نشده .. هنوز فکر می کنید هر چه قدر تعداد محرهای شناسنامه شما بیشتر باشد٬در کنکور  رتبه بهتر را به شما می دهند یا می خواهید بر خلاف جهت آب(بر خلاف حقیقت) شنا کنید تا بگویند عجب آدم روشن فکری است.انسان خاصی ست.. یا علاقه به کارهای سیاسی دارید و فضای مناسب تر از ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان ندیده اید؟

من ایجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم٬
قدم در راه بی برگشت بگذاریم٬
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟

فردا از این شهر(اهواز) می رم و همه خاطرات بد رو فراموش می کنم فقط شما منو فراموش کنید..معزرت می خوام با این طرز بیان غیر مطبوعاتی یا وبلاگ نویسی٬ نوشتم (به کسی نگید ولی مریضی محمد جواد روح مسریه)..    


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه بیست و چهارم آذر 1385

  لینک مطلب         


  این دانشجویان آمریکایی  ( نقد )

این دانشجویان امریکاییبه فاصله چند روز از تجمع بزرگ دانشجویان در دانشگاه تهران این بار دانشجویان پلی تکنیکی درحالی از رییس دولت اسلامی استقبال کردند که روز قبل از آن و در جریان تجمع اعتراضی خود محمود احمدی نژاد و دولت پادگانی اش را به شدت زیر سوال برده بودند.آنان که پیشاپیش از حضور رییس جمهوری اسلامی در روز دوشنبه در دانشگاه باخبر شده بودند علی رغم تمهیدات صورت گرفته از سوی ریاست انتصابی دانشگاه و تیم حفاظت ریاست جمهوری برای پر کردن سالن محل برگزاری مراسم توسط دانشجویان بسیجی از سایر دانشگاهها و به ویژه دانشجویان دانشگاههای امام حسین و امام صادق،موفق شدند از سد موجود بگذرند و بخشی از فضای سالن را در اختیار بگیرند تا روزی سیاه را برای احمدی نژاد و بسیجیان حامی او فراهم آورند.امروز دانشجویان شجاع پلی تکنیک در حالی که عکس احمدی نژاد را به صورت وارونه در دست گرفته و عکس دانشجویان اخراجی و سه ستاره و دکتر کیوان انصاری را در دست داشتند، شعار می دادند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نظامی حیا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بیرون"
 

وبلاگ: من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

  لینک مطلب         


  انتخابات خبرگان و شوراها  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت بعد از صحبتی ایمیلی با یکی از دوستان در ” وبلاگ منتقدین حکومت” قول دادم که مطلبی در باره انتخابات پیش رو بنویسم.. نیک می دانم که بسیاری  از خوانندگان این وبلاگ نه ذوق و شوقی به انتخابات خبرگان و شوراها دارند، نه اخبار و مسائل آن را دنبال و نه حتی حوصله مطالعه مطلبی در این باره را دارند، با اینهمه از آنجا که قرار است در این سایت از زاویه ای دیگر به مسائل نگاه شود، بد نیست چنانچه خوانندگان با همه بی حوصله گی نسبت به این مسئله، زحمت خواندن مطلب زیر ( که شاید خسته کننده هم باشد) را بخود بدهند.

 در انتخابات هر کشوری عمومآ در صدی از مردم بخصوص جوانان که علاقه چندانی به سیاست ندارند در انتخابات شرکت نمی کنند. اما عدم استقبال از انتخابات در کشور ما دلائل دیگری دارد و در نتیجه راه حل خاص خود را می طلبد.

بنا به تعالیم مذهب مسیحیت، مؤمنان رمه ای هستند که توسط شبانی ( حضرت عیسی مسیح) هدایت می شوند.در دوره ای که حضرت مسیح غایب است، نماینده او ( پاپ) بعنوان رئیس و رهبر واتیکان، با تفسیر دستورات انجیل،  شبانی رمه ( مؤمنان) را بعهده دارد تا روزی که حضرت مسیح دوباره ظهور کند و….. 

وبلاگ:تیز بین

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

  لینک مطلب         


  بی انقلاب مشکل ما حل نمی شود  ( نوشته های گدا )

شعری برای دوستان اصلاح طلب :

 

بی انقلاب مشکل ما حل نمی شود

وین وحی بی مجاهده منزل نمی شود

از دزدی است و راه حرام٬ آنچه هست و نیست

پول حلال کاخ مجلل نمی شود

خود تن مده به ظلم که بی اتقیاد و میل

زالو به خون هیچ کس انگل نمی شود

هشدار٬ مشکلات تو در مجمع ملل

ای دوست٬ طرح اگر بشود٬ حل نمی شود

خود فکر کار باش٬ که قولی مدلل ست

توفیق بی جهاد مدلل نمی شود

باور مکن٬ بدون چهل سال ارتیاض

بیخود کسی محمد مرسل نمی شود

من تشنه حقیقت محضم٬بگو  (گدا)

بی انقلاب مشکل ما حل نمی شود

 

. پشت این پنجره ٬ جز هیچ بزرگ٬هیچ چیز نیست.

 

۱-دوستان وبلاگ نویس مثل اینکه شستوشوی مغزی شدن و دوباره دارن تبلیغات اصلاح طلبان رو می کنن . توی این مدت من به این نتیجه رسیدم که اصلاح طلب ها شباهت زیادی به چپی ها دارن ... معمولا این دو دیدگاه دچار تعصب بیجا نسبت به جایگاه خودشونن ... یعنی واسه هر انتقادی هم کور هستن هم کر ... یعنی اینکه کار ندارن به اینکه ۸ سال قدرت رو در دست داشتن و تو این مدت هیچ کاری نکردن و با علاقه ی بیش از حد ٬ ائتلاف تشکیل می دن برای رای جمع کردن مثل [+]  .البته در این گروه(اصلاحات)دو دسته وجود دارن یکی جوانهای هستن که علاقمند به کار سیاسی هستن و چون در ایران فضای خفقان اجازه عرض اندام (بجز خودی ها) به کسی نمی ده ، در نتیجه یک عده جوانانی که به بلوغ سیاسی نرسیدن سراغ این گروه میرن ، و از طرف دیگه دست راستی های هستن که فضای برای رشد در سمت راست ندارن و توان مبارزه با سران راست رو هم ندارن به سمت چپ یعنی اصلاحات گرایش پیدا می کنن که اغلب اینها سود جو و منافع طلب هستن و با ترشیدن ریش و عوض کردن مدل مو و لباس میان و در انتخابات با چهره ی عوض شده و در نقش یک کاندید از نسل و جنس جوان حاضر می شه . مسخره تر از همه اینکه وبلاگ نویس هم شده توی این مدت (سيدشهاب الدين طباطبايي) . البته باید به جلسه چند روز پیش اشاره کنم که همین چهره با وبلاگ نویسان کنفراسی داشته که وبلاگ نویسانی که در این مدت دچار بدترین دردسرها بودن به زندان رفتن ، فیلتر شدن ، هک شدن و تازه یاد آنها افتادن ، متاسفانه خیلی از وبلاگ نویسان عقده ی تحویل گرفتن داشتن یعنی تا یکی بهشون چراغ سبز نشون داد ٬ تمام پست های وبلاگ رو بهش اختصاص که نمی دن هیچ براش کنفراس و نشست تبلیغاتی هم می زارن . واقعا جای تاسف داره برای این وبلاگ نویسان ، کشف جدید دیگه این بود که اصلاح طلب ها شباهتی هم به دمکرات های آمریکا دارن یادمه در انتخابات آمریکا بیشتر مردم رفتن به کلینتون رای دادن البته نه بخاطر دمکرات بودنش فقط بخاطر چهره و تیپش و بعضی ها اونو (بیلی جون) صدا می کردن ، اصلاحاتی ها هم به هر صورت دارن رای میدن یعنی فقط به خاطر تیپ و چهره خاتمی و اینکه این کاندیدها نور چشم و مورد تایید ایشون هست ، در بیشتر وبلاگهاشون که برید به جای عکس خودشون عکس خاتمی رو گذاشتن و مرتب عکسشو با دستمال تمیز می کنن و قربون صدقش می رن و برای خوشنودی آقا (2) مقاله از وصف خندهاش می گن . من این موضوع را با دیدن لینکی به اسم(سید همیشه خندان من٬ خاتمی) دریافتم که البته کشف بزرگی در زمان خودش محسوب می شه . البته به این موضوع باید اشاره کرد که تب انتخابات در دنیای مجازی گرمتر از دنیای واقعی هست . این روزها تبلیغات اینترنتی بیشتر پوسترهای خیابانی هست .

2) 16آذر امسال خوب برگزار شد و زیاد درگیری به وجود نیامد . البته این سیاست رژیم هست که نزدیک انتخابات یک آزادی نیم بند به مردم داده می شه و بعد انتخابات ازشون گرفته میشه مثل همین تجمع و یا در انتخابات ریاست جمهوری ٬بعد از پیروزی ایران و راه یابی به جام جهانی و خوش حالی مردم ، هیچ گونه برخوردی به وجود نیامد حتی مامورین ، خود با مردم شادی می کردن که این خود غیرقابل قبول است . مدت ها بود که فکر می کردم نسل و ریشه چپ از ایران و دانشگاها بریده باشد ولی این طور نبود و با نهایت تعجب دیدم که پلاکاردهای قرمز و با شعار های چپی (آزادی ٬ برابری ، عدالت اجتماعی) در همه عکس ها وجود دارد . من فکر کرده بودم در نهایت دو تا سه استاد آن هم چند پیرمرد در دانشگاه تهران چپی باشند ولی اکثرا چپی ها جوان بودن البته باز به این نکته توجه کنید که مردم و به خصوص قشر جوان ایران از روی احساس تصمیم گیری می کنند نه از روی عقل و این نکته که نصف چپی های جوان ایران شاید با گوش دادن به اشعار شاملو یا نگاه کردن به برنامه ی دکتر مرتضی محیط  ، چپی شدن و در سال های آینده متوجه می شوند که چپ از حرف تا عمل فاصله دارد و باید واقعیت ها رو بچسبن تا ایده آل هاشونو . مثلا اینکه در روز دانشجو به جای بلند کردن تابلوی برابری٬عدالت اجتماعی ، تابلوی تحت عنوان آزادی باطبی  یا سنجری یا  یادی از اکبر محمدی می کردن . یک پیشنهاد هم دارم برای بهتر دانستن این که در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ چه گذشت باید کتاب (همراه با مصدق و دکتر فاطمی) رو بخونین که اگه وقت کردم براتون چند خطی از اونو  تعریف می کنم نوشته ی اکبر نجمی.. تقریبا مثل ۱۸ تیر خودمون هست.

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه هجدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  لحظه انتخابات نزدیک است .  ( نقد )

يك عالمه حرف براي زدن.يك عالمه مطلب براي نوشتن...دستانم روي كيبورد مي لغزد.پاهايم روي صندلي مي لرزد.گردنم به زور زير سنگيني كلمات بزرگ و سترگ انباشته شده در مغزم تاب مي آورد و نمي شكند.حروف زير انگشتانم به زور جفت مي شود...من مي نويسم،پس من هستم.من مي لرزم،و باز من ديوانه ام،مستم.باز مي لرزد دلم،دستم.باز گويي در جهان ديگري هستم.لحظه ي انتخابات نزديك است.هاي نخراشي يه غفلت گونه ام را تيغ(اين ديگر مطلقا ربطي به موضوع نداشت)...شوق نوشتن،فقط همين،ه...وو...مم...ولي چي؟! نه واقعا،راجع به چي؟...شما مي دانيد؟!..تمام حس و حال نوشتن از دستم رفته.آن همه تب و تاب دود شد رفت هوا... بخشكي شانس...اندكي صبر...!سحر نزديك است...

 

چشمانم را مي بندم ....آه...انتخابات.. گاه مي انديشم روزگارم را بي تو چگونه سر كنم... تو چه كردي با من كه با يك نگاه ديوانه ي  تو شدم...

 

اندكي مي گذرد...مغزم بوق مي زند...چشمانم error  مي زند.خاطرات بچگي ام به ناگاه از جلوي چشمانم مي گذرد.خاطرات آن خرداد لعنتي...بهار76 ...بيست ميليون راي به اصلاح طلبان و هشت سالي كه به پوچي و خماري گذشت...!!!چه روشنايي بيهوده اي كه در اين دريچه ي مسدود سر كشيد...كاش هرگز نتابيده بود آن ستاره ي بي فروغ كه تمام لحظه هاي سعادت را با يك دست ويران كرد و با دست ديگرش همه ي روزنه هاي اميد را به روي ماهايي كه به نوميدي خود معتاد شده بوديم بست.. از اين به بعدش را كمي كدر خاطرم هست...

 

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه هفدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  نبرد عوام گرایی رمانتیک و عقل گرایی نابالغ  ( نقد )

بررسی علل شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت۱) کم کم تب انتخابات دوباره دارد بالا میگیرد. و باز بحث های گرم و طوفانی ولی نه چندان عمیق در بین نیروهای علاقه مند به مباحث سیاسی قابل مشاهده است. اینبار اما، اوضاع کمی نسبت به انتخابات قبلی متفاوت است. یکطرف تقریبا خود را از پیش برنده میداند و طرف دیگر، اگرچه خود قبول ندارد، ولی کمابیش من حیث امتحان و خودآزمایی در این انتخابات شرکت میکند.در این میان باز حسین شیخ احساس حرف داشتن کرده و میخواهد یک پست را به این موضوع اختصاص دهد که چرا انتخابات شوراها مهم است و چرا به نظر او باید هر علاقه مند به عقلانیتی در این انتخابات شرکت کند.

۲) دیشب که مشغول وبگردی بودم، دیدم چند وبلاگ نویس متمایل به مدرنیته و عقلانیت مدرن، راجع به ضرورت شرکت در انتخابات صحبت کرده اند. یکی نوشته بود من هنوز اصلا نمیدانم چرا انتخابات شورای شهر مهم است، دیگری اضافه کرده بود که این انتخابات، انتخاباتی شهری و در حوزه ی مسایل غیر سیاسی است و بنابراین چندان اهمیتی برای جناح های سیاسی ندارد (عادت به حفط لینک ندارم و گرنه مستقیما لینک میدادم.). برای من جالب بود که کسی واقعا انتخابات شوراها را، همان چیزی که بدون توجه به حواشی و زمینه هست بداند یعنی معتقد باشد که انتخابات شوراها واقعا فقط در حوزه ی مدیریت شهری تاثیر گذار است و اهمیت دیگری ندارد و بعد بنشیند پیش خودش فکر کند که خوب حالا اگر مسائل شهری برای ما مهم نیست پس ضرورت چندانی هم برای مشارکت در این انتخابات متوجه ما نیست.

 

 

وبلاگ: باز تعریف

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  مگر فصل خرمالو رسیده است ؟ "در باب انتخابات ایران"  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت شاید تجربه کرده باشید زمانی را که خرمالو می خورید و حالتی را که از خوردن این اعجوبه گس  به هتان دست می دهد.یکجور هایی تا چند وقت حتی روحمان هم گس می شود ـ دست کم من این جور هستم ـ گس می شوم میان دوطعم که نمی دانم کدامش در کجا بر ذائقه متغییرم پیروز می گردد و کدامش چرا بر ذائقه ام پیروز می گردد.زمانهایی می شود که آدمی راهش را بر سبیل دیگری می پیماید و گاه هم مسیری در زمانی گذرش اشتباه است و همان مسیر در شرایطی گذرش شاید حتی واجب.خوب ! اینست جالبی یک زندگی در پرتو تجربه. حال بنا دارم " خرمالوی داستان " را به سطح بیاورم و با نوع پوست کنده اش اینبار گفتمان نمایم. داستان از آنجایی شروع می کند به آغازیدن که با عنوانی برخورد می نماییم به نام " آزادی " . شاید در نگاه نخست " آزادی " هم تنها یک کلمه باشد مثل " بابا " یا " آب " یا " اسب " اما اگر کمی دقیق شویم در آن تفاوتهایی را درمی یابیم میان آزادی و سایر قلل حروف.آزادی رستنگاه بسیاری از کلمات دیگریست که هر کدام دریایی از مفاهیم را به دوش می کشند/ آزادی "حق" را می آفریند / "شرف" را می آفریند / "گذشت" را می آفریند / "حرکت"را می آفریند/ و بسیاری دیگر را معنا می بخشد که یکی از آفریده گانش را نام نهاده ایم " انتخاب ".

وبلاگ: مهر ایران

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  تنها نا فرمانی مدنی در جمهوری اسلامی ، تحریــــم انتــــخابات  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتزمزمه های را می شنوم که می گویند تحریم کنندگان انتخابات با موج تبلیغاتی که راه می اندازند فقط با تحریک مردم بخش کثیری از رای مردم را که شاید برای انتخاب شخص مفیدی برای کشور نیاز باشد را از چرخه انتخابات خارج می کنند و باعث می شنود که اشخاصی همچون احمدی نژاد بر روی کار بیایند و زمام مملکت را در دست بگیرند . در واقع این اشخاص با گفتن چنین سخنانی مهر تائیدی بر جمهوری اسلامی می زنند و چشم هایشان را بر روی اعمال جمهوری اسلامی می بندند و فقط به نما ظاهری جمهوری اسلامی می نگرند فکر نمی کنم که وظیفه و فعالیت ارگانی به نام شواری نگهبان کار سخت و دشواری باشد. شایان به ذکر است که شواری نگهبان از حق و حقوق شهروندان به هیچ عنوان نگهبانی نمی کند و فقط و فقط به نگهبانی سلطه ی همجانبه ی رهبر جمهوری اسلامی بر مردم است.

 

وبلاگ: هومت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  ننگ بر سانسور  ( آخرین اخبار )

وبلاگ یکی از اعضای اتحادیه توسط حزب الله هک شده ، وبلاگ اصلاحات زنده است . نویسنده وبلاگ با تاسیس وبلاگ جدید خود منتظر شماست .

 

اصلاحات زنده است


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سیزدهم آذر 1385

  لینک مطلب     


  انتخابات ، تحریم یا شرکت  ( نقد )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتباز هم انتخاباتی دیگر در پیش است و بحثهای همیشگی. بحثهای تحریم، بحثهای شرکت همه جانبه. بحث نظارت استصوابی و رد صلاحیت ها و ...

در اینکه انتخابات و صندوق رای مهمترین ابزار دموکراسی به شمار می رود هیچ شکی نیست. ذات دموکراسی و ماهیت انتخابات پیوندی ناگسستنی پیدا کرده اند و هر کدام با کمک دیگری تعریف می شود. در ایران نیز بحث انتخابات از زمان روی کار آمدن مشروطه بوجود آمد و به مرور جای خود را میان مردم باز کرد. اما پس از گذشت یکصد سال از انقلاب مشروطه همچنان بحث تحریم و یا شرکت در انتخابات در این مرز و بوم پابرجا ست. شاید اگر پدران و پدر بزرگهای ما در گذشته بیشتر به چنین موردی توجه می کردند و به جای پرستیدن خان و شاه و روحانی محل، اندکی واقعی تر به زندگی می نگریستند، ما امروز دیگر این بحثها را نداشتیم.

 

 

وبلاگ : مشق های من

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سیزدهم آذر 1385

  لینک مطلب         


  انتخاب  ( نوشته های گدا )

بررسی علل شرکت یا عدم شرکت وبلاگ نویسان در انتخابات ؛ در اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومتمن اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ..

تعطیلات فرصت خوبیست برای فکر کردن به آنچه که پشت سر گذاشته ایم .. به آینده فکر نمی کنیم چون قدرت انتخاب را نداریم .. چون آینده نامشخص همیشه مارا از خود ترسانده تا مبادا کمی در باره اش فکر بکنیم .. کریسمس می آید .. سال نو با سرمای بیش از حد .. از پای میز کارم بلند می شوم و به کنار پچنره می روم و طبق عادت یک نخ سیگار که روی پاکتش با خط قرمز اسم سیگار و سرطان رو نوشته . روشن می کنم .. در پیاده رو دختر و پسری را می بینم که عاشقانه قدم می زنند .. از شادی لبخندی می زنم که هنوز زنده ام و راز عشق برایم مبهم است ولی خوب می دانم که سالهاست که مرده ام ...

یاس و ناامیدی.. سر خوردگی .. بی فردای و نداشتن آینده ی مشخص.. اشتغال و در آمد حداقل برای یک زندگی متوسط .. ترس از ابراز مسایل سیاسی و اجتماعی .. اینها همه موضوعاتی کوچک از مشکلات جوانان این مملکت بود . امسال ۸ سال از تاسیس شورای شهر می گذرد تا به حال فکر کرده اید شورای شهر شما که قدم مثبتی برای رفع این مشکلات انجام داده ؟ اصلا نمایندگان شورای شهر چه وظیفه ای دارند ؟

راجب این دو انتخابات اصلا قصد نوشتن نداشتم ولی این نصیحت را به دوستانی که قصد شرکت دارن باید بدم که هر چقدر شرکت شما بیشتر باشد دایره ی خفقان بیشتر می شود یعنی در هر کجا که دیگر اندیشی بخواهد عرض اندامی بکند با سرکوب رژیم مواجه می شود با این سرپوش که مردم به ما رای دادن پس موافق ما هستن یعن