تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  و مرگ لایق دجالان است  ( بیانیه ها )

 

 

و مرگ لایق دجالان است

زنده اند ، شهیدان راه آزادی ...

داریوش فروهر
پروانه اسکندری
مصطفی بزرگ نیا
مهدی شریف رضوی
احمد قندچی
کاظم سامی
محمد جعفر پوینده
محمد مختاری
مجید شریف
پیروز دوانی
اکبر محمدی
ولی الله فیض مهدوی
و ...

نه هراسی نیست
من هزاران بار
تیر باران شده ام
و هزاران بار دل زیبای مرا از دار آویخته اند
و هزاران بار
با شهیدان تمام تاریخ
خون جوشان مرا
به زمین ریخته اند.
...
نه هراسی نیست.
پیش ما ساده ترین مسئله مرگ است
مرگ ما سهل تر از کندن یک برگ است.
من به این باغ می اندیشم
که یکی پشت درش با تبری تیز
کمین کرده است.
...
دوستان گوش کنید
مرگ من مرگ شماست
مگذارید شما را بکشند
مگذارید که من بار دگر
در شما کشته شوم
...
دیباچه خون سروده ی هوشنگ ابتهاج


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه سی ام آبان 1385

  لینک مطلب         


  من رآی می دهم ...  ( نقد )

" من رآی می دهم ... "
ـ نه اصلآ فکرشم نکن ... من که بهش فکرم نمی کنم ... برای چی باید بریم رآی بدیم .

ـ می دونی رآی ما هیچ فایده ایی نداره ... اونی که می خواد انتخاب بشه انتخاب میشه ... .

ـ فقط تحریم ... با تحریم انتخابات به نتیجه مورد نظر می رسیم ... .

ـاما من ....  من رآی می دهم ..

زمان انتخابات نزدیک است و دوباره بازار حرف و سخن ها گرم و فراوان ... اما .اقعآ کدام یکی کار درستی می باشد ... با کدام روش به هدف نزدیک و نزدیک تر می شویم ... .غیر از این است که با تحریم های به جا و بی جا ... مجلس و شورا و ریاست جمهوری همه چیز را آرام آرام باختیم ... تحریم زمانی معنای درستی دارد که در جامعه دمکرات و آزاد و با استقبال عمومی همراه باشد ... در جامعه ایی که رئیس جمهورش با کمتر از ۵۰درصد کل آرای کسانی که حق انتخاب داشتند انتخاب نشده باشد ...

 وبلاگ : میرا

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  چرایی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات  ( بیانیه ها )

با توجه به نزدیک شدن به انتخابات شوراها و خبرگان رهبری ، اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت در نظر دارد با انعکاس نظرات بلاگر های منتقد مبنی بر "چرایی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات" به بررسی متمرکز این موضوع بپردازد . لذا از وبلاگ نویسان عضو و غیر عضو درخواست میشود ، لینک مطالب خود را که پیرامون این مسئله نگاشته اند به این اتحادیه معرفی کنند تا با ذکر منبع در اینجا درج شود . درضمن این اتحادیه هیچ گونه جانب داری از تفکر خاصی را در دستور کار خود ندارد .


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  بنویس،اگر شهامتش را داری  ( نوشته های سونیا )

بنویس اگر شهامتش را داری!در مصاحبه ی خبری هفته ی پیش آقای احمدی نژاد شنیدم که ایشان در صدد نوشتن نامه ای به ملت آمریکا و هم چنین انعکاس دیدگاه های مردم ایران هستند.ذکر چند نکته را برای ایشان ضروری دانستم:

آقای احمدی نژاد،

رئیس جمهور مهرورز و عدالت جو،

ضمن عرض خسته نباشید،راستش اگر خواستی از اول انقلاب به این ور را به نگارش در آوری و دست آوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران برای ایران و مردم جهان را متذکر شوی،لطفا آن چیزهایی را که من می گویم را هم بنویس:

بنویس که در همان ابتدای روی کار آمدنمان با فتح دیوارهای سفارتتان،به شما و جهانیان نشان دادیم که هیچ کدامتان را قبول نداریم؛ بنویس که اگر عراق آغاز کننده ی جنگ بود،ما ادامه ی دهنده آن بودیم و لذت می بردیم از این که جوانان کشورمان را بیخود و بی جهت 6 سال اضافه تر بفرستیم خط مقدم تا کشته شوند؛

بنویس که در سال های 61 و 67 عده ای را که با ما سر سازش نداشتند را بی هیچ دادگاه عادلانه ای به اعدام محکوم کردیم و سپس در گورهای دسته جمعی خاکشان کردیم،نظیر جنایت همین صدامی که حال خود به اعدام محکوم شده است؛ بنویس که هنگامی که آقای خمینی مرد چه جنگ قدرتی به راه افتاده بود و بالاخره از میان مدعیان ،شمشیر چه کسی به نشانه ی پیروزی بالا رفت؛ بنویس که در زمان آقای رفسنجانی،رقیب انتخاباتی ات،چقدر از دگر اندیشان راهی گورستان شدند؛ بنویس که پروانه و داریوش فروهر و پوینده و مختاری را،که نزدیک به هشتمین سالگرد کشتار وحشیانه اشان هستیم،چرا کشتیم؛ بنویس که با فریادهای آزادی خواهانه ی جوانان در 18 تیر،به خود لرزیدیم و هیچ چاره ای نداشتیم جز گرفتن دلاوران آن حماسه؛ بنویس که عشقمان کشید اکبر گنجی ای را حال پس از 6 سال زندانی بودن شیپور بی آبرویی ما را در جهان جار می زند،بگیریم و شکنجه اش کنیم؛ بنویس که چگونه از افشاری ها و پورزندها و ... اعتراف گرفتیم؛ بنویس که در زندان به زهرا کاظمی تجاوز کردیم؛ بنویس که زنان خود را سنگسار می کنیم؛ بنویس که فرزندان را از مادران خود چگونه جدا می کنیم؛ بنویس که چگونه از جعبه ی شعبده بازی رهبر معظم انقلاب بیرون آمدم؛ بنویس که چگونه رابین هود بازی در آوردم و نان نفت را از سفره ی چه کس و کسانی برداشتم و بر سر سفره ی خود و دوستان زیبایم گذاشتم؛ بنویس که در زمانی که جان اکبر محمدی را در زندان گرفتیم،من نگران 1% انسان های زندانی شما بودم؛ بنویس که هم وطنانم برای جان سالم به در بردن مجبور به ترک وطن و پناه آوردن به شما و کشورتان هستند؛ بنویس که عدالت تو در این است که کیانوش سنجری زیر کتک های باز جوهایش فریاد می زند"مرا می خواهند بکشند"...

همه ی این را بنویس...

اگر شهامتش را داری...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385

  لینک مطلب         


  کیانوش سنجری و تمامی زندانیان سیاسی را آزاد کنید  ( بیانیه ها )

حکومت فاشیستی ایران در این روزها کمترین انتقادی را تحمل نمیکند ، فشارها را هر روز بیشتر می کند . زندان ها و بندهای وزارت اطلاعات پر شده از کسانی که فقط به جرم بیان عقیده خود روزهای سختی را تجربه می کنند . خبرهای خوبی از بند ۲۰۹ و بقیه شکنجه گاه های رژیم نمی آید . کیانوش سنجری از جمله ی کسانی است که این روزها در انفرادی به سر می برد و نگرانی ها در قبال سلامتی او هر روز بیشتر می شود . این اتحادیه با حمایت وبلاگ های عضو و شما بازدید کنندگان آزادی خواه خواستار آزادی کیانوش سنجری عزیز و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی است .

کیانوش سنجری را آزاد کنید!

 

کارزار آزادی کیانوش سنجری


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385

  لینک مطلب         


  پیروزی ملت ایران در آمریکا!!!  ( نقد )

پیروزی ملت ایران در آمریکا!!!

پیروزی دموکراتها در انتخابات میان دوره ای آمریکا که بار دیگر پس از ۱۲ سال آنان را بر کنگره آمریکا متشکل از مجلس سنا و نمایندگان،مسلط کرد،خوشحالی مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته است تا جایی که بالاترین مقام رسمی حکومت-رهبری جمهوری اسلامی- از آن به پیروزی ملت ایران!! یاد کرد و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت اسلامی که خود نماینده محافظه کاران عاقل تر در حاکمیت به شمار می رود،دموکراتها را در برخورد با حکومت متبوعش عاقل تر دانست که از اعمال سیاستهای پیش دستی جویانه جمهوریخواهان در دولت بوش جلوگیری خواهند کرد.و این یعنی اطمینان حکومت اسلامی از عدم مداخله نظامی ایالات متحده در پرونده هسته ای.مساله ای که با برکناری دونالد رامسفلد از وزارت دفاع آمریکا و جانشینی احتمالی "رابرت گیتس" میانه رو،می رود تا رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد.رابرت گیتس رییس سابق سیا(C.I.A) که به خاطر سابقه اش در جریان پرونده ایران-کنترا در دوران ریاست جمهوری رونالد رایگان،چندان مطمئن به کسب رای اعتماد از سوی دموکراتها نیست،در سال ۲۰۰۴ ریاست یک تیم تحقیق ۲۲ نفری را به همراه برژینسکی در رابطه با ایران بر عهده داشته  که به انتشار گزارشی هفتاد صفحه ای با عنوان "ايران: زمان رويکردی تازه" منجر شده است.

وبلاگ : من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جدال در جدال  ( نقد )

پرزیدنت آرام در این بزنگاه دستگاه سیاست داخلی و خارجی ایران آنچنان بر لبه تیغ قرار گرفته که از یک سو پرزیدنت آرام را در تمام عرصه های داخلی دستخوش تلاطم کرده و از سوی دیگر سیاستهای حکومت اسلامی جمهوری اسلامی!!!در عرصه بین المللی کار را به باج دهی به روسیه برای استفاده از حق وتو به نفع ایران کشانده است.کاری که روسها بعید است به خاطر منافع کلانی که در ایالات متحده دارند بر وفق مراد ایران اجرایش کنند.در این میان سفرهای رهبر برای نشان دادن محبوبیت دستگاه حاکمیت ایران نزد مردم برپا می شود و مانور تهدید گر کشورهای همسایه به روز آخرین خود می رسد .در دعوای خبرگان و شوراها تمام مخالفان در اکثر شهرهایی که جای رد صلاحیت کردن وجود داشته رد صلاحیت شده اند و مردم ما هم گیج منگ از ترس شمشیر امریکا که حالا به نظر خیلیها با آمدن دموکراتها دیگر عریان در هوا تاب نمی خورد چشم به کاپر فیلد بازیهای پرزیدنت دوخته اند.

چه ساده دلند مردم ما ....

در قبال عراق  و کره شمالی و حتی لیبی سیاستهای امریکا با تعویض دولتها تغییری نکرد و سیر لازم تا سرازیر کردن حکومت عراق در میدان نبردی ویرانگر ادامه یافت...امیدوارم که در این مرحله از انتخابات شوراها یک مقدار به خود بیاییم و با اعمال فشار به دستگاه تندرو حاکمیت ترمز این جدال که هزینه آن فقط و فقط از جیب من و شما می شود را بکشیم.....

 

 

وبلاگ: یک نخ سیگار

 

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  آقا سيد!مرگه من،يه خورده مرد باش!!  ( نقد )

آقا سيد!مرگه من،يه خورده مرد باش!! ...آره داداش!فدات شم!اين رسمش نبود.ما باهات بوديم ولي تو نبودي با ما.چون از ما نبودي.ما رو ديوار بد كسي يادگاري نوشته بوديم...

آي...خدا!از كجاش بگم.يعني كجاشو بگم.شبي كه رييس شدي رو كه فراموش نكردي؟حتما خيلي كيفور بودي؟ها؟ولي ما يه جورايي ديگه بوديم.ما يعني حاجيت و داش بهرام.شبي كه تلويزيون گفت بيست مليون آوردي با بهرام زديم بيرون.رفتيم خونه آق بهمن.بساطش هم مثل هميشه روبه راه كرده بود بي پدر.قسم خورده بودم كه ديگه دهن نزنم ولي نشد.عشق تو خرم كرده بود.بهرام ريخت و من رفتم بالا.يعني رفتيم.بهرام گفت به سلامتي اختر.دختر حاج اصغر رو مي گفت كه خاطرش رو خيلي مي خواست.بهمن هم اسمايي گفت كه يادم نيست.ولي من نگفتم سلامتي نرگس كه براش مي مردم.نگفتم سلامتي نرگس كه يه تار موش رو با دنيا عوض نمي كردم...گفتم سلامتي آزادي.سلامتي زندونيايه بي ملاقاتي...

حالا مي فهمم كه چه غلطي كردم.نرگس رو به خاطر تو و حرفات فراموش كرده بودم.تا اون روز هيچ استكاني رو بدون اسم نرگس نخورده بودم ...تف به من!

و بعد از رييس شدن تو بود كه شروع شد.حرفات برام حجت بود.وقتي گفتي جوونا بايد دنبال مسائل روز مملكت باشن،درس رو شروع كردم كه برم دانشگاه.ولي نشد.سرباز فراري بودم آخه.بهرام ولی قبول شد.وقتي گفتي ملت بايد به جاي خشونت با هم مثل آدم حرف بزنن،ضامن دار دسته استخواني باباي خدابيامرزم رو فروختم به ميثم سگي. سه تومن!...عجب!!!!

آدم رو سگ بگيره بهتر از اينه كه جو بگيره.آخه يكي نبود بگه پسره خر!اين ضامن دار يادگاري بابات بود.به حرف يه آخوند قزبيت زدي زير همه قولهايي كه به بابات دادي؟...آره.زير حرفم زده بودم.باباهه وقتي داشت مي مرد گفت احمد!گفتم ها!گفت نه زمين دارم بهت بدم و نه مال.اينو مي بيني؟تو اين زمونه تيغ ‌تو جيب آدم از برادر بهش نزديكتره!

آره آقا سيد!بابام رو هم به خاطر تو خراب كردم.

 

وبلاگ: آه اگر آزادی سرودی می خواند !

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  سروش و نصر  ( نقد )

سروشنصر" باری بر صاحب این قلم کما بیش - در حد طاقت بشری - آشکار است که تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود،یعنی بر خلاف پندار و کوشش سنت گرایان که رجعتی خام ،و نا ممکن به گذشته را خواستارند،و البته آن را در جامهای از الفاظ پر طمطراق می پوشانندفو سر حلقه آنان که روزگاری از دفتر فرح پهلوی با تلسکوپ اشراق به دنبال امر قدسی در آسمان سلطنت می گشت ،اینک پر مدعا تر از همیشه به مدح مداحان و شاگردان دیرین خود به میدان آوازه جویی پا نهاده است.

دکتر عبدالکریم سروش.

این بخشی از سخنرانی دکتر سروش است که در " همایش دین و مدرنیته "توسط فرزند ایشان قرائت شد.

ذهنم ناگهان رجعتی کردبه روزگار " محمدیه معرفت " و کلاس های درسی که توسط استاد بزرگوار در قلهک بر گزار می شد.هفته را لحظه شماری می کردم تا چهارشنبه شب از راه برسد و از محضر ایشان خوشه چینی و تلمذ نمایم.چه نکته ها که از حضور ایشان نیاموختم.چه شیرین شب هایی که هر شبش " شب قدری " بود ،شب هایی که مرحمی بود بر زخم "روزها و شب های غدری " که در آن نه در "کسی نشاط عیشی "بود و " نه درد دینی ".هفته را به شوق آن شب می گذراندم.هر گاه وارد " محمدیه معرفت " می شدم این بیت حافظ از خاطرم می گذشت که

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی

 

وبلاگ: حقوق بشر و فرد گرایی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  باید نوشته هارا فریاد زد  ( نقد )

پاسی ازشب گذشته.هنوزپرسه می زنم در دنیای رنگارنگِ وبلاگها.ازشیرِمرغ گرفته تاجانِ آدمیزاد،اینجایافت می شود.چه دنیای مجازیِ متنوع وگاه متهوعی.ازاین همه افسارگسیختگی حالم دگرگون می شودوازاین آزادیِ مشکوکِ قلم نیز!

دردنیای حقیقی،سالهاست که آزادی را به اسارت برده اندوانسانیت را به یغما.فریادراناجوانمردانه سرکوب می کنند وحق را بیرحمانه شکنجه می دهند!

اینجا،اوین تبعیدگاهِ حنجره هایی است که آزادی راطلب می کردندوانسانیت راجست وجو.در این حصار،فریاد راناجوانمردانه ممنوع الملاقات می کنند وحق رابیرحمانه به اعتصاب وا می دارند!

اینان را به جرم تظلم وآزادی خواهی میگیرند.چه جرم سنگینی؟!ناگفته پیداست که درکدامین دادگاه برایشان به قضاوت نشسته اند.فریاد راناجوانمردانه می کشند وحق رابیرحمانه به دار می آویزند وبه ما می گویند:خودکشی کرد،وبرای مامی نویسند:خودکشی کرد ومامی خوانیم:خودکشی کرد،اما،خوب می دانیم که خودکشی نکرد،اورا نیز کشتند...

 

وبلاگ : utilitarianism

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  تهدید بنیادگرایی را جدی بگیریم  ( نقد )

تهدید بنیادگرایی را جدی بگیریمبنیاد گرایی از آن دست مسائل است که همیشه و همه جا نمود نمی یابد و معمولاً تنها در فضای عقلانیت به وضوح قابل مشاهده است و در موارد دیگر به خوبی خود را در پس پرده پنهان می سازد.

در تمام مدتی که امیر عباس هویدا در دادگاه می گفت که من قیمت کبریت (به روایتی خودکار) را سیزده سال یک قران نگاه داشتم و ملت به وی خندیدند - که فکر کنم آن ملت خندان امروز می فهمند که ثبات قیمت یک کالا در یک روز هم هنر است، چه رسد به سیزده سال - و آن هنگام که شیخ صادق خلخالی به چرخش قلمی عده ای باگناه و بیگناه را مفسد فی الارض و یا محکوم به اعدام می ساخت، با این استدلال که اگر گناهکارند باید اعدام شوند و اگر بیگناهند به بهشت می روند، و آن زمان که تعدادی از محکومین به اعدام را، در حالی که یک سر طناب به گردنشان و سر دیگر به نرده های پل سید خندان گره زده شده بود، از بالای پل به پایین پرت می کردند تا میان هوا و زمین جان دهند و مردم دست می زدند و هلهله می کردند و از دیدن این صحنه وحشیانه و فجیع به پایکوبی می پرداختند، بنیاد گرایی خود را در پس شور و نه شعور انقلابی پنهان کرده بود. در آن موقع که نود و هشت درصد مردم پرشور ایران، به قانون اساسی و چرخه باطل آن رای مثبت دادند، بدون اینکه مفهوم آنرا دریابند، باز هم از عقلانیت خبری نبود.

 

 

وبلاگ :مشقهای من

 

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  تئاتر دموکراسی  ( نقد )

تئاتر دموکراسیبا اندکی خرد شدن در نظام جمهوری اسلامی متوجه ی تئاتری به نام دموکراسی می شوید. در نظام جمهوری اسلامی رهبر بگونه ای توسط مردم انتخاب می شود در این نظام مجلس خبرگان مسئولیت انتخاب , تائید و بر کنار کردن رهبر را بر عهده دارند که طبق قانون اساسی اعضای این مجلس با رای مردم انتخاب می شوند و با این کار رهبری را از هر گونه اتهام به اسبتداد طلبی مبرا می کنند. در نظام جمهوری اسلامی بگونه ای مردم در قانون گزاری نقش دارند در این نظام مجلس شواری اسلامی وظیفه ی قانون گزاری را دارند که باز هم اعضای این مجلس توسط رای مردم انتخاب می شوند . رئیس جمهور هم در این نظام با رای مردم انتخاب می شود و یعنی مردم نیروی اجرای قوانین را هم خود انتخاب می کنند .

وبلاگ : هومت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  زیرخط فقر!  ( نقد )

زیر خط فقراین روزها،صحبت از انتخاباتی است که پیش رویمان قرار داده اند.باز هم تکرار عوام فریبی که خود دلیلی است بر سادگی و خوش باوری مردم و مکر و حیلهً اینان.رأی بدهم یا نه؟

رنگ و لعاب دروغین شهرها را کنار میزنم،شهر و روستاهای محروم و دور افتاده را از نظر می گذرانم.

چه می بینم؟فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.چشمانم را بر این تابلوی سیاه می بندم و ترجیح می دهم،شنونده باشم شاید،شنیدنی ها دلچسب باشند.

چه می شنوم؟آهنگ فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.انگار این قطعهً سیاه را برای همان تابلوی بالا نواخته اند.گوش هایم را از شنیدن این نغمهً تلخ باز می دارم و ترجیح می دهم حقیقت را لمس کنم.شاید،چشم و گوش من دچار مشکل شده اند.نزدیکتر می شوم برای لمس آنچه که از دیدن و شنیدنش عاجز ماندم.چه لمس دردآوری است.

اینجا ایران است واین منطقه زیر خط فقر،یا بعبارتی،پرتراکم ترین منطقهً مسکونیِ این دیار است!این همه آدم ِزیر نشین،شبانه روز با زندگی دست و پنجه نرم می کنند شاید،لقمه ای نان حلال بر سفره هایشان مهمان شود که آن نیز،اغلب نمیشود.خط فقر،روز به روز بالاتر و بالا تر می رود و زیرِخط نشینان لحظه به لحظه،بیش و بیشتر و بیچاره و بیچاره تر می شوند.چه دست و دلبازند بالا نشینان که مرتب خط را بالا می برند و بر مساحت این منطقه می افزایند!با این گستردگی مساحت منطقهً فقیرنشین و با این پتانسیل بالایی که اینان برای تحملِ فقر و فلاکت و بد بختی دارند،احمدی نژاد پر بیراه نمی گوید که جمعیت باید دو برابر گردد.آنوقت اینجا باید برای نفس کشیدن هم نوبت گرفت.

اینجا ایران است،زیر خط فقر.جاییکه هزاران پرسش بی پاسخ در ذهن رقم می خورد.در حیرتم از سکوت این قشر و تحمل شان که نمی دانم روزی بسر خواهد آمد یا نه؟اینجا همه ناراضی اند،اما،صندوق های رأی را پر می کنند!اصلا"،اکثر صندوق های رأی را اینان پر می کنند،یعنی،محبوبیت و مقبولیت نظام هم اینجا تأیید می شود.

 

وبلاگ : utilitarianism

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه هجدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جهان سوم  ( نقد )

جهان سومتفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. به عنوان مثال مصر 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است. اما کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و نیوزلند که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، در حال حاضر جزو کشورهای پیشرفته و ثروتمند هستند.

تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که زمینهای بسیار محدودی دارد و 80 درصد آنرا کوههایی تشکیل می دهند که مناسب کشاورزی نیست. اما بعد از آمریکا دومین قدرت اقتصادی جهان است و مانند یک کارخانه پهناور و شناور، مواد خام از همه جهان وارد آن شده و به صورت محصولات پیشرفته خارج می شود. مثال بعدی سوییس است. در سوییس اصلاً کاکائو به عمل نمی آید. اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر می کند. در سوییس سر که تنها چهار ماه در سال می توان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می گردد. سوییس کشوری است که بدلیل وجود امنیت، نظم و سختکوشی به بزرگترین گاوصندوق دنیا تبدیل گشته است (بانکهای سوییس).

افراد تحصیل کرده ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص می کنند که سطح هوش و استعداد هم در این میان نقش قابل توجهی ندارد.

نژاد و رنگ پوست هم مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می خورند، در کشورهای پیشرفته به نیروی مولد بدل می شوند.

پس تفاوت در چیست؟

 

وبلاگ: مشقهای من

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه هجدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  نقدی برای تمام فصول:  ( )

هستم!نه آنقدر پر امید...نه دیگر با ذهنی باز...تو این چند روز خیلی خوب
زندانیان سیاسی را درک کردم کسانی که از نظر ما پس از زندان مهره سوخته می شوند
نه.!آنها هیچ گاه سوخته و بی حرکت نمی شوند، بلکه تنها امیدشان نابود می شود
شوق پریدنشان...دیگر به هوای کدام پنچره شتاب کنند...مگر دگر پایی هم مانده؟
پاهایمان،پاهایشان در زنجیر است!در زنجیرست...
به نتیجه ای قاطعانه رسیدم آن هم این که((تمام مشکلات،اعم از خاص و عام-شخصی و عمومی))
از این حکومت و ارزش های غلطی که او تحمیل کرده  نشات می گیرد..همه ی آنها...

"هیچ می دانی وحشتناک تر از اردوگاهی که در آن آدم ها را می سوزانند هم هست؟!.نه نمی دانی!
برایت می گویم:اردوگاهی که امید در آن سوزانده می شود"
این نیز بگذرد...


"
امیدهایمان در کوره هایی می سوزد که انقلابی ها آنها را داغ کرده اند."

 

سبز ماندم،سبز خواهم ماند.
تا زمان دارم تا زمین پیداست
تا صنوبر هست
یا به قول شاعر کاشان شقایق هست-
تا صدایت می توانم زد
تا یکی در کوچه می خواند.
تا کسی یاد تو را-
در آینه ی کوچک و هر چه محو خاطرش-
محفوظ می دارد
تا ترا دارم- ای همیشه در دلم بیدار-سبز خواهم ماند
در سکوت،یا در غریو و ازدحام،در هر جا...
در حریم منع و بند-
با بازجویی و جون وچند-
در آن گرانی لبخند،
سبز ماندم،سبز خواهم ماند
خسته بودم،درد بردم؛
بغض کردم گاه،گریه هایم را فرو خوردم...
اما با امیدت-
ای دل امیدوارم گرم از تو-سبز خواهم ماند

 

یک:"به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سرايم"                   
صفر:"رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس..."

 

وبلاگ: اصلاحات زنده است


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  بدشانسي هاي يك ملت  ( طنز )

بد شانسی های یک ملتتا همين چند سال پيش ما به خوش‌شانسي آمريكايي ايمان داشتيم. هنوز هم به كودكان آمريكايي در مدارس مي‌آموزند كه به خاطر وجود رهبراني عاقل در لحظات حساس تاريخ ما ملتي خوش شانس بوده‌ايم. ما چقدر خوش اقبال بوديم وقتي موسسان شجاع و باهوش آمريكا در سال 1776 در فيلادلفيا دور هم جمع شدند، در‌حالي كه مي‌توانستند تك‌تك عمل كنند.

ما خوش‌شانس بوديم وقتي اولين رئيس‌جمهورمان جورج واشنگتن بود كه وقتي بين نظام‌هاي پادشاهي و جمهوري حق انتخاب داشت دومي ‌را برگزيد. بخت يار ما بود آنگاه كه كشور به سمت دوپارگي پيش مي‌رفت رهبري در حد و اندازه‌هاي جهاني به نام آبراهام لينكن ثبات را به آمريكا بازگرداند. از خوش‌شانسي آمريكايي‌ها بود كه در دهه‌هاي شوم 30 و 40 قرن بيستم فرانكلين دي. روزولت به رياست‌جمهوري آمريكا برگزيده شد. وقتي در آغاز جنگ سرد هري ترومن يك تاجر پارچه ورشكسته تبديل به سياستمداري آگاه شد باز‌هم خوش‌اقبال بوديم و آنگاه كه رونالد ريگان بازيگر درجه دوم سينما به رياست‌جمهوري آمريكا انتخاب شد باز‌هم خوش‌شانسي آورديم، چون او بود كه فهميد چگونه جنگ سرد را به پايان برساند.

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  ما و انتخابات خبرگان  ( نقد )

فرزندان یک مرحوم در حال نزاع بر سر تقسیم میراث پدر بودند که مردی از راه رسید و گفت سهم ما را هم از این مرده ریگ بدهید . اولاد متوفی گفتند : شما که هستید ؟ مرد گفت : من همسایه شما هستم . فرزندان با مرد مدعی به نزاع برخا ستند که تو کدام همسایه هستی که تا کنون تو را ندیده ایم ؟

مردان میراثی به جای اینکه بپرسند ، همسایه هستی که هستی ! مگر همسایه ارث می برد ؟ در پی اثبات همسایه نبودن آن مرد بر آمدند .

حال حکایت ماست و انتخابات مجلس خبرگان .

این باور که " رهبر " منصوب خداوند و ائمه (ع) است ، تئوری شناخته شده ای است . بارها این مطلب را از زبان اولیای امورمان شنیده ایم که کار مجلس خبرگان " کشف " رهبر است نه انتخاب او . و بر اساس همین باور است که در این همه سال هیچ گاه گزارشی از خبرگان رهبری در نظارت بر عملکرد رهبر و نهاد های زیر نظر ایشان نشنیده ایم . این تفکر ، عزل و نصب رهبر را از دایره قدرت انسان خاکی خارج می داند . زیرا که رهبر را از آب و گل دیگری می داند ، که انتقاد از او، شایسته آدمیان " تردامن " " شراب آلوده " زمینی نیست .

 

 

وبلاگ: حقوق بشر و فرد گرایی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  روز من!!!  ( نوشته های سونیا )

صفحات تقویم را ورق می زنم و به 13 آبان می رسم:

تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان خط امام!!!-روز دانش آموز

پس امروز روز من است؛

در این 10 ساله چقدر مجبورم کردند که برای کسانی که با بالا رفتن از دیوار سفارت کاخ های آرزوی یک ملت را فرو ریختند دست بزنم و هورا بکشم یا شاید هم صلوات بفرستم،

در این 10 ساله چقدر در گوشم خواندند که آمریکا یعنی استکبار جهانی و تو برای این که نشان دهی از آن بدت می آید باید برگ های دفتر نقاشی ات را جدا کنی و با آن ها پرچمش را درست کنی و در آتش بزرگی که در وسط حیاط مدرسه درست کرده ایم،بسوزانی ...  خواه ناخواه مثل همیشه از یاد می بردم که شب در منزل این کا را بکنم،

و فردا در مدرسه سر رنگ کردن پرچم چقدر با بچه ها رقابت می کردم، ولی هیچ گاه زیبا نشدند،

و من برای این که نگویند او نمی تواند، به همه می گفتم که اوّل تر از همه انداخته ام تا بسوزد!!!

یاد آن روزها را بگویم به خیر یا نه؟؟؟

چقدر با احساسات بچه گانه ام بازی کردند تا نشان دهند که امروز روز من است... امّا امروز من بهتر از همیشه می دانم که روز من فرداست.. فردایی که تمام سختی های راهی را که انتخاب کرده ام به جان بخرم و از بیابان بی آب و علف که روز های سوزاننده و شب هایی لرزاننده دارد بگذرم و به جنگ اژداهای نمی دانم چند سر بروم و سیمرغ التیام بخش زخم های روحی و جسمی ام با دیدن شعله های عشقم به آن جا بیاید...

روز من فردایی است که سرزمین آزادی را فتح کنم...

خواه 13 آبان باشد خواه هر تاریخ دیگری...

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه چهاردهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  13 آبان 58 از زاویه ای دیگر  ( نقد )

1-روز 24 بهمن 1357،2 روز پس از اعلام پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا توسط چریک های فدایی خلق مورد حمله قرار می گیرد.چریک ها که از پیش روی بام ساختمان های اطراف سفارت مستقر شده بودند،با مسلسل به ساختمان سفارت شلیک کرده و پس از اشغال سفارت ،کارمندان آن را به گروگان می گیرند.با پادرمیانی آیت الله طالقانی،این گروگان گیری خاتمه می یابد و پس از آن کمیته ای به سرپرستی ماشاالله قصاب و ما شاالله کاشانی در سفارت تشکیل می شود.

2-در هفته ی پایانی اسفند ماه سال 1357، ساعت 11 شب، سولیوان و جان استمپل به نخست وزیری می روند و در خواست آزادی یکی از افراد گارد محافظ شرکت آمریکایی خلیج در خیابان سلطنت آباد را می کنند.امیرانتظام بازرگان را با تلفن خبر می کند و کسب تکلیف می کند.با درخواست سولیوان موافقت می شود و تیمسار ایمانیان فرمانده ی نیروی هوایی با فرستادن نیرو کار را انجام می دهد.فردای آن شب سولیوان نامه ای تشکرآمیز با این مطلی برای امیرانتظام ارسال می کند:          Dear Mr.Amir Entezam…

 

 

وبلاگ : اعترافات یک ذهن خطرناک

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه چهاردهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  رابطه نظام آموزشی با استقلال فرد  ( نقد )

از آغاز قرن بیستم بسیاری از امور انسانی وواقعیاتی که نسبتی با انسان داشته ونقشی را در زیستدنیایی او بازی میکنند تن به تحلیل هاوبررسی های عقلانی سپرده اند.در این میان نظام آموزشی که ازجهتی دستگاهی تحلیل گر وسرویس ده در عرصه دانش بشمار میرود که فعالیت آن معطوف به خارج میباشد چگونه میتواند عقلانیت واستقلال فرد را در رابطه او با دین اخلاق جامعه وبنیاده های نظری به وجود آورد. اگر نظام آکادمیک در ایران را مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که ازخود غفلت کرده واز خود ارزیابی گویی دور افتاده است وفقط با اغماص میتوانیم کسی را از این آشفته بازار به ظاهر موفق بدانیم که متخصص تو خالی بوده وفقط مدرکی صوری در اختیار داشته واز عقلانیت فردیت وآزادیخواهی محروم شده است واو همانی بود که بود وحتی شادابی و روح تحقیق گری را از او گرفته اند. نظام آموزشی آموخته های پراکنده ومعطوف به حوزه های  متمایز در مقاطع مختلف تعلیم وتربیت از دبستان تا دانشگاه را کلیت میبخشد وآنها را همچون بر هه ایی در صیرورت روح در یک روایت عقلانی پیوند میزند زیرا نظام آموزشی در تمامی دورهها محور اصلی حرکت پدیدار شناختی آگاهی در گستره همگانی بوده است و از این رو نظام آموزشی همواره در مرکز جامعه مدنی قرار داشته است.

وبلاگ: عقلانیت- فردیت - آزادی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه یازدهم آبان 1385

  لینک مطلب         


  بیاییم به خبرگان رهبری فکر هم نکنیم!!  ( نقد )

بیاییم به خبرگان رهبری فکر هم نکنیم!!1-شاید خود محمد رضا شاه پهلوی هم فکر نمی کرد که مردم و گروه هایی که از او به خاطر حکومت تک نفره بر ایران ،شیطانی نزد همه ساخته بودند،فقط چند ماه بعد از خروجش از ایران  دوباره شاهی دیگر را به حکومت برسانند.یعنی جمهوری کشک!!!که البته شاه جدید رهبر نام داشت.این که کاریزماتیک آقای خمینی و یا شجاعت و سادگی   وشاید هم قدرت طلبی او و هم فکرانش بود که باعث بوجود آمدن پست رهبری در ایران شد،دیگر مهم نیست.مهم اینست که اکنون کشور ما دارای یک حکومت استثایی و بی سابقه از هر جهت است.که نه جمهوری کامل است ونه اسلامی واقعی.بلکه ترکیبی است از دیدگاه بنیادگرایانه اسلامی و دیدگاه حداقلی جمهوریت.و در این میان مهمترین پست همان رهبری جامعه اسلامی ایران!!! است.که به طور واضح نشان دهنده نگرش بزرگان جمهوری اسلامی به نحوه حکومت در ایران است.

اما نکته جالب همین جاست!

اینجاست که همان بنیادگرایان اسلامی که از دید  خیلی ها توان اداره یک شهر را هم نداشتند،هوش و ذکاوت فوق العاده خود را نشان دادند.

وبلاگ : آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه ششم آبان 1385

  لینک مطلب         


  جسم سخت !  ( طنز )

یه روز یه خانم خبر نگارداشته از پیک نیک چند تا خانواده عکس می گرفته که چند تا آقای محترم میان بهش می گن : دم در بده  بفرمایین تو !

. . .

 

آقای ... : لطفا خیلی دقیق توضیح بده که اون بیرون داشتی چه غلطی می کردی ؟

خانم خبر نگار : هیچی ، داشتم عکس می انداختم  که ماموراتون اومدن منو گرفتن.

 آقای ... :  دروغ نگو ماموران ما تو رو در حین ارتکاب به جرم دستگیر گردند

خانم خبر نگار :مگه عکس انداختن جرمه ؟

آقای ... : خیر خانم عکس برداشتن جرمه ، تازه ما اجازه نمی دیم کسی عکس کاری که ما دوست داریم رو انجام بده چه برسه به خود عکس ، اگر هم دیگه ازاین حرفهای غیر مسموع بزنی می دم همه عکسهایی که در عمرت گرفتی رو توقیف فله ای بکنن.  

 

وبلاگ : شورای عالی نوسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه ششم آبان 1385

  لینک مطلب         


  دستاورد های جمهوری اسلامی در منطقه سیستان  ( نقد )

 
 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه پنجم آبان 1385

  لینک مطلب         


  حکایت ما  ( نقد )

شما از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
شرحی از خصوصیت مردان وزنان در این کتاب نوشته شده است به هر حال اگه خوانده باشید و یا برعکس چیزی را از دست ندادید.منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از آلبرکامو نویسنده الجزیره ای تبار چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
او یک روزنامه نگار محقق ونویسنده است که من به شخصه رمان طاعون ایشان رو می پرستم.منم الان در این مورد هم نمی خوام حرف بزنم !!

شما از کلود روا فرانسوی چیزی می دونید؟ایشان از اسیران جنگ جهانی دوم و همچنین شاعر و نویسنده بوده. منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از شازده کوچولو چیزی شنیده اید و یا احتمالا داستانش را خوانده اید؟

پس چی ؟تو که هیچی نخوندی حتی شازده کوچولو رو!!
همین!بیشتر از این چیزی هم وجود داره؟

نه راست می گی می دونی من وتو ..تو یه داستان با هم اشتراک داریم همون داستان شازده کوچولو که نخوندی...شازده کوچولو وقتی به ستاره اول می رسه پادشاه فرمانمهای عاقلانه ای میده چون خیلی دوست داره فرمانش اجرا بشه مثلا وقتی شازده کوچولو میگه اجازه هست که غذا بخورم پادشاه می گه بله من به شما دستور می دم که غذا بخوری ویا وقتی شازده کوچولو می گه اجازه هست که قدری استراحت کنم پادشاه به او می گوید:بله من به شما فرمان می دهم که قدری استراحت کنید و هر وقت دلت خواست بیدار شوی.

حالا چند وقت پیش گفتند که مذاکرات رو با ایران از سر می گیریم و استاد هم گفت خوب ما هم تصمیم گرفتیم مذاکرات رو ادامه بدیم.
بعد از چند روز قضیه برعکس شد.
این حکایت همچنان ادامه دارد...

 

وبلاگ : عالیجناب نویسنده " احسان صدیقی "


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه چهارم آبان 1385

  لینک مطلب         


  ایران تا سقف 120 ملیون نفر جا دارد  ( نقد )


چی میگه این آقای به ظاهر رئیس جمهور.بابا این یه معجزه است در عصر تکنولوژی ظهور کرده .معجزه ای که خیلی زود ناپدیدی میشود و هاله های نورش زود خاموش میشود.احمدی نژاد گفته است که:من با اینکه میگویند دو بچه کافی است مخالفم.این سخن محمود احمدی نؤاد است که در نشست مشترک دولت و مجلس مطرح شد و همه از خنده روده بر شدند.او گفته ایران ظرفیت 120ملیون نفر را دارد.این آقا انگار از گرانی خبر ندارد آها راستی یادم رفت بگم که از نظر احمدی نژاد گرانی وجود ندارد و همه ی این گرانی ها تقصیر رسانه ها است .یکی نیست به قبل از اینکه ین آقا حرفی بزند متن سخنانش را بخواند و جاهایی را که ایراد دارد برایش اصلاح کند.مثل اینکه نمیداند مردم وقتی بچه دار میشوند چه خرجهایی باید بکنند.
آخ شاید هم میخواد این بچه ها رو خودش بزرگ کنه و وقتی جنگ شد همه حمله کنند به امریکا یا شاید هم بخواد یه رکورد در کتاب گینس به ثبت برساند.
مردم دارند برای پول به دست آوردند سر هم دیگر رو کلاه میزارند بعدا این ریس جمهوری که هردفعه با سخنانش کلی از آدمها حیرون میزاره میگه ایران ظرفیت 120ملیون آدم رو داره.کلی آدم موندن بدونن این ریس جمهور مدرک تحصیلیش چیه؟
ولی بهتره که ندونن و بزارن این ریس جمهور ایران همه ی جهان رو حیرون بکنه!! حالا دیگه خودتون قضاوت کنید

 

وبلاگ : ایرانیان


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  نسل سوخته  ( نوشته های سونیا )

به کدامین گناه شدیم:

نسلی که دیروز برای همه امید امروز بود...

و امروز باز هم برای همه ننگ فردا...

نسلی که با خاطرات حماسی انقلاب و جنگ بزرگ شد...

نسلی که باید ادامه دهنده باشد...

و امروز که خود در صدد زدن راهی است برای رفتن؛

چه سد ها که بر مسیر جدید در یاچه اش نمی زنند...

نسلی که هیچ گاه درک نشد...

نسلی که همه بهتر از او می دانند غیر از خودش...

نسلی که برای اندیشه اش تازیانه را تحمل می کند...

نسلی که حقایقش اعدام می شود...

نسلی که شهامت هایش کشته می شود...

نسلی که آرزوی آیندگان را دارد و و محدودیت های گذشتگان...

نسلی که می سوزد در آتش بهشت...

نسل سوخته..

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

 

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  روزگار سالهاست که توقیف است.  ( آخرین اخبار )

در خبرها آمده بود که "روزگار" توقیف شد.

خبر تازه ای نبود.

"روزگار" دیر بازیست که توقیف شده است.روزگار ما در توقیف اندک گروه عوامفریبی ست که فریاد وا اسلامایش گوش مردم را کر کرده است. روزگار ما دیربازیست  توسط گروهی توقیف شده است که قرآن بر سر نیزه زده است و از هیچ دروغی و از هیچ فریبی دوری نمی جوید، آن ها با نام خدا جان انسان ها را می گیرند، شکنجه می کنند ،زندانی می کنند ، به انفرادی می برند و به قتل می رسانند. آن ها انسان ها را مثله مثله می کنند و کارد آجین.آن ها رییس جمهوری دارند که جز دروغ هیچ نمی گوید.دولتش وزرایی دارد که آمر قتل های سیاسی سال ۶۷ و آذر ۷۷ هستند! رئیس جمهوری دارند که به راحتی وعده دروغ می دهد و با وقاحت تکذیبیه می دهد.

 کسانی که بالای منبر دروغ رفته اند و بر ستون شریعت گنبدی ساخته اند از جنس ریا و تزویر و فریب ، دیر بازیست که روزگار ایرانیان را سیاه کرده اند . روزگار سالهاست که توقیف شده است. آری خبر جدیدی نبود. نه توقیف روزگار جدید بود و نه توقیف یک نشریه در کشوری که رهبرش ملقب به قاتل مطبوعات است و کشور تحت سیطره اش زندان خبرنگاران نام گرفته است.

 * اصل خبر : هيات نظارت بر مطبوعات با اكثريت آرا نشريه‌ي " روزگار " را توقيف كرد.

 

وبلاگ : جمهوریت


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         


  همه كيشيم...  ( طنز )

روزگار نیامده توقیف شد . يك عمه اي داشتيم، خدا بيامرزدش، به نام جميله خانم. فقط تركي حرف مي زد و مثل هاي خوبي داشت. مي گفت هر از چند وقتي كه مرغ هاي حياط حمله مي كنند به اتاق، كدبانو چوب را برمي دارد به دنبالشان و داد مي زند :؟«كيش، كيش.» اين مرغ ها هم هي دور اتاق مي دوند و از هم مي پرسند:«كيش تويي؟» و مي گويند:« من كه نيستم اما هر كه هست ببيني چه كار كرده كه خانم اينقدر از دستش عصباني است!» و همگي دور مي دوند و مي دوند تا كدبانوي محترمه با چوب مي زند پاي يكي از آنها را مي شكند. مرغ ها هم همانطور در حال دويدن مي گويند:« آها! پس كيش اين بود!»

 

قصه روزگار ما ، قصه اي كه از شرق طلوع كرد و پس از اندك زماني افول كرد زياد هم بي ربط به نسلي كه به مثابه مرغان عمه خانم محترم اينجانب سرگشته و حيرانند نيست.نسلي كه خاطراتش را يا بايد با موش و گربه بازي پشت خطوط ديل آپ به روز كند يا در آنسوي مرزها با هزار تهمت و بُهتان تك دلاريش را به جاي مشروب سوئدي خرج  كارت اقامت خودش بكند و يا در گوشه اي از گورستان خاوران... بقيه اش هم كه كليشه اي شده...

 

وبلاگ: شواری عالی نویسندگان جیغ و داد نو

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه دوم آبان 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand