این روزها،صحبت از انتخاباتی است که پیش رویمان قرار داده اند.باز هم تکرار عوام فریبی که خود دلیلی است بر سادگی و خوش باوری مردم و مکر و حیلهً اینان.رأی بدهم یا نه؟
رنگ و لعاب دروغین شهرها را کنار میزنم،شهر و روستاهای محروم و دور افتاده را از نظر می گذرانم.
چه می بینم؟فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.چشمانم را بر این تابلوی سیاه می بندم و ترجیح می دهم،شنونده باشم شاید،شنیدنی ها دلچسب باشند.
چه می شنوم؟آهنگ فقر،رنج،بیعدالتی،تبعیض،دروغ،سرکوب،خفقان و روز مرگی تا مرگ.انگار این قطعهً سیاه را برای همان تابلوی بالا نواخته اند.گوش هایم را از شنیدن این نغمهً تلخ باز می دارم و ترجیح می دهم حقیقت را لمس کنم.شاید،چشم و گوش من دچار مشکل شده اند.نزدیکتر می شوم برای لمس آنچه که از دیدن و شنیدنش عاجز ماندم.چه لمس دردآوری است.
اینجا ایران است واین منطقه زیر خط فقر،یا بعبارتی،پرتراکم ترین منطقهً مسکونیِ این دیار است!این همه آدم ِزیر نشین،شبانه روز با زندگی دست و پنجه نرم می کنند شاید،لقمه ای نان حلال بر سفره هایشان مهمان شود که آن نیز،اغلب نمیشود.خط فقر،روز به روز بالاتر و بالا تر می رود و زیرِخط نشینان لحظه به لحظه،بیش و بیشتر و بیچاره و بیچاره تر می شوند.چه دست و دلبازند بالا نشینان که مرتب خط را بالا می برند و بر مساحت این منطقه می افزایند!با این گستردگی مساحت منطقهً فقیرنشین و با این پتانسیل بالایی که اینان برای تحملِ فقر و فلاکت و بد بختی دارند،احمدی نژاد پر بیراه نمی گوید که جمعیت باید دو برابر گردد.آنوقت اینجا باید برای نفس کشیدن هم نوبت گرفت.
اینجا ایران است،زیر خط فقر.جاییکه هزاران پرسش بی پاسخ در ذهن رقم می خورد.در حیرتم از سکوت این قشر و تحمل شان که نمی دانم روزی بسر خواهد آمد یا نه؟اینجا همه ناراضی اند،اما،صندوق های رأی را پر می کنند!اصلا"،اکثر صندوق های رأی را اینان پر می کنند،یعنی،محبوبیت و مقبولیت نظام هم اینجا تأیید می شود.
وبلاگ : utilitarianism
ادامه ی مطلب ...
:: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه سی ام آبان 1385