گروهی از دوستان با راه اندازی مکانی مجازی خواستار آزادی کیانوش سنجری شده اند ! برای حمایت از آزادی کیانوش عزیز به این آدرس مراجعه کنید :

Loading...
|
|
|
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
|
|
آزادی برای کیانوش سنجری
( بیانیه ها )
گروهی از دوستان با راه اندازی مکانی مجازی خواستار آزادی کیانوش سنجری شده اند ! برای حمایت از آزادی کیانوش عزیز به این آدرس مراجعه کنید :

موضوع انشا : دوست داشتن شرافت
( نقد )
به نام خداوند مهربان و بزرگ:
وقتی خانوم کاظمی گفت که باید یک دانه انشاء درباره دوست داشتن بنویسید من خیلی خیلی خوشحال شدم چون فکر می کنم که انشاء خوبی بنویسم و یک بیست خو شگل خانوم کاظمی به من بدهد.البته او می گوید که ما بچه ها باید خودمان از او نمره بگیریم.در باره دوست داشتن من خیلی چیزها دوست دارم بگویم.زیرا من خیلی ها را دوست دارم.از کسانی که من رویم می شود و خجالت نمی کشم اسمشان را بگویم،مثلا اکبر گنجی است که من خیلی دوستش دارم.زیرا چند سال در زندان قرار گرفت و نگفت گه خوردم.نگفت دیگه غلط کردم،نزن!نگفت پشیمانم.ام به خاطر حرفهایی که زده بود،جان کند!او خیلی مرد است که زیر حرفش نزد.من دوست دارم وقتی بزرگ شدم مثل گنجی بشوم و از هیشکی نترسم.در آن موقع دیگر من به خاطر اینکه نمی توانم در املاء کلمات فاشیسم و دیکتاتوری پرولتاریا وامپریالیسم شرقی را درست بنویسم، وبعد از اینکه چندتا با خط کش از خانوم کاظمی خوردم،دیگر گریه نمی کنم و نمی گویم غلط کردم.من از امروز این قول را به خودم می دهم که وقتی چوب خوردم گریه نکنم و در عوض به او بگویم که خیلی نامرد می باشد و این کارش با اصول اولیه انسانی در تضاد است.
از دیگر کسانی که من به ایشان علاقه دارم آقای زرافشان است.که دایی ام می گوید خیلی دوستش داردو من هم به دلیل اینکه او خیلی آدم خوبی است و برای زندانیها در زندان خیلی تلاش می کند دوستش دارم.
البته رسول گربه که میز دوم کلاس می نشیند وخیلی بی تربیت است و در کلاس کارهای بی ادبی می کند،میگفت که نمی شود هم گنجی را دوست داشت و هم زرافشان را.رسول می گفت چون سوسیالیسم و لیبرالیسم ازلحاظ ایدیولوژیکی ناسازگار هستند باید یکی شان را انتخاب کرد.من هم چون می دانم که رسول خیلی من را اذیت می کند و معنی حرفش را هم نمی فهمم ،بهش گفتم که هردوشان را هم دوست دارم و به کسی هم مربوط نیست.چون اصلا من با ایدیولوژیک! و این چیزهای آنها کاری ندارم و دوستشان دارم چون خیلی مرد هستند.
من یک نفر دیگر را هم دوست دارم که اسمش آقای موسوی است و سید است وته ریش دارد.ایشان حالا در زندان است و رسول هر وت اسم او را می شنود می گوید که آخه آدمی که مرد باشه به خاطر زنها زندان میفته؟؟ولی من فکر می کنم که او خیلی آدم خوبی است که به خاطر دیگران به زندان افتاده است.
در آخر باید بگویم که من خیلی های دیگر را هم دوست دارم ولی چون خانوم گفته کم بنویسیم چون چشمهاش درد می گیرد همه اش را بخواند،من انشاء خود را با یک دعا تمام می کنم.چون من تازه نماز یاد گرفته ام و می خوانم،از خدا سر نماز می خواهم که کمی از شرافت و مردی موسوی و امثال او به من و امثال من بدهد تا از این کثافت و لجنی که درونش گیر کرده ایم نجات پیدا کنیم.
:: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه بیست و یکم مهر 1385
کاظمینی بروجردی و جریان سکولاریسم
( نقد )
خبر دستگیری آقای کاظمینی بروجردی را شنیدم.حکومت جمهوری اسلامی اگر به اسلامی معتقد باشد به اسلامی معتقد است که خود آن را تفسیر کند و مفسرش هم ولی فقیه است. بیرون از این تفسیر همه را با چوب تکفیر می راند و چوب هر نخل که منبر نشود را دار می کند و بالای دار می برد هر که اسلام ولی فقیه را نخواهد حتی اگر آن بخت برگشته از صنف روحانیت باشد.
کاظمینی بروجردی اولین آخوندی نیست که حکومت اسلامی او را در بند می کشد. در محکومیت عمل زشت حکومت در حمله بردن به خانه آقای بروجردی شکی نیست و هر عملی در خصوص دفاع از حقوق انسانی وی بر هر فعال حقوق بشر واجب است. کاظمینی بروجردی جدا از هر تفکری که دارد یک انسان است و کرامت انسانی او باید محترم شمرده شود. تا اینجا تکلیفمان با ایشان و حکومت روشن است .
:: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه بیست و یکم مهر 1385
نگاهی به مبانی تئوریک " اسلام غیر سیاسی آیت الله بروجردی"
( )
علی شریعتی هیچ گاه در آثارش خواهان تشکیل حکومت اسلامی با محوریت اجرای احکام فقهی اسلام نبود . طعنش بر روحانیت ، خصوصا محمد باقر مجلسی فقیه عصر صفوی نشان از آن دارد که چندان در پی برقراری احکام شریعت اسلام نبوده است . بارها در آثارش هر گونه انقلابی قبل از آگاهی را فاجعه دانسته است . اما تاکید او بر " اسلام انقلابی " در نهایت منجر به " انقلاب اسلامی " گردید ، که بعد ها زعمای سیاسی آن مدعی شدند که هیچ کاری " جز برقراری احکام اسلامی " ندارند ، تفکری که گمان می برد اگر حکم های فقهی- شریعتی به درستی اجرا شوند کشور گلستانی خواهد شد که مردمش هم دنیا دارندو هم آخرت . گمان می کردند که اگر دست دزد قطع شود ، اگر زانی سنگسار شود ، شرب خمر را تازیانه در پی باشد ،روضه رضوان موعود در زمین به پا خواهد شد . " انقلاب اسلامی " پی آمد نا خواسته آن تفکر " اسلام انقلابی " دهه 40 و50 بود که از پیوند اندیشه های عدالت خواهانه چپ و ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد و این همه ، از نتایج ناخواسته تفکرات علی شریعتی بود .
وبلاگ : حقوق بشر و فردگرایی " بهزاد مهرانی "
:: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه بیست و یکم مهر 1385
اطراف خانه ی آیت الله بروجردی صحنه درگیری ، کیانوش سنجری و عده ای دیگر دستگیر شدند !
( آخرین اخبار )
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : بنا بر اخبار رسیده، حوالی ساعت ۴صبح امروز نیروهای ضد شورش با حمله به هواداران آیتالله بروجردی و درگیری خونین تعداد بسیاری را بازداشت و آیت الله بروجردی را نیز دستگیر کردند. این خبر می افزاید در جریان این درگیری تعداد زیادی از طرفین زخمی شدند. تاکنون خبری مبنی بر کشته شدن طرفین منتشر نشده است.
بنابراین گزارش نیروهای ضدشورش پس از ناتوانی در پراکنده ساختن جمعیت حتی پس از حضور گسترده و چشمگیرنیروهای انصارحزبالله ، ابتدا با پرتاب گاز اشکآور و پاشیدن آب از ماشینهای آتشنشانی و سپس با شلیک تیر علیه معترضین وارد عمل شدند. که در جریان این درگیری تعداد زیادی مجروح شدند.
این ناآرامی ها که از ساعات ابتدایی صبح دیروز آغاز شده بود با وجود حضور گسترده نیروهای امنیتی و یگانهای ضد شورش در حدود ۲۴ ساعت ادامه یافت. هواداران آیت الله بروجردی که اغلب مجهز به سلاحهای سرد چون شمشیر، چوب و .. بودند، خواهان آزادی کلیه بازداشت شدگان و هواداران آیتالله بروجردی شده اند. همچنین در میان تجمع کنندگان که تعداد آنها بیش از ۲۰۰۰ نفر تخمین زده میشود، حضور گسترده زنان مجهز به سلاح سرد قابل توجه بود.
هواداران آیت الله همچنین تعداد زیادی از نیروهای امنیتی حاضر در محل را به گروگان گرفته بودند.
هم اکنون خیابان اوستا محل سکونت آیت الله بروجردی و کلیه خیابانهای منتهی به آن تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی قرار دارد. بنابر اخبار رسیده کیانوش سنجری، فعال سیاسی و عضو جبهه متحد دانشجویی از جمله بازداشتشدگان است.
تا لحظهی مخابره این خبر اطلاعی از وضعیت بازداشتشدگان در دست نیست .
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه شانزدهم مهر 1385
مهرداد لهراسبی، زندانی ِ بازمانده از 18 تیر 78 را دریابیم
( آخرین اخبار )
1۱ دسامبر 2005 نوشته بودم او پس از یک مرخصی کوتاه مدت به زندان اوین بازگشت و پس از بالا گرفتن جر و بحث اش با مدیر وقت زندان، بر سر لج و لج بازی آقای مدیر، به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
و نیز 11 آوریل 2006 نوشته بودم او که به سختی بیمار است، برای بیرون آمدن از زندان و بستری شدن روی تخت بیمارستان، باید 200 میلیون تومان وثیقه به امانت بسپارد به دادگاه!
از تاریخ نخست بیش از 9 ماه، و از تاریخ دوم بیش از 5 ماه گذشته است اما مهرداد، این جوان ِ براستی بی گناه هنوز لای فراموشی ِ زندان جا مانده و کسی نیست به دادش برسد.
یکی دو روز پیش، او تلفن زد و خواست بروم بالای شهر، اعلامیه پخش کنم تا کسی پیدا شود و حاضر شود سندی در دادگاه به امانت بسپارد تا او بتواند از زندان بیرون بیاید و جسم ِ بیمارش را یکی دو ماه ببرد دوا و درمان کند.
نیست که دل اش ساده ست، هنوز در این باور است که آن بالا بالا های شهر هستند هنوز آدم هایی که اگر بدانند جوان بی گناهی در زندان مانده، می شتابند برای کمک به او. اما به او گفتم اگر هم قرار باشد با این شیوه کسی پیدا شود برای کمک به او، بی شک خانه اش ته تهران است نه سر اش!
آنطرف ها کسی برای کسی دل نمی سوزاند، بیشتر دارند باز می خواهند بیشتر داشته باشند، اینکه تو برای چه در زندان مانده ای، برای آنها پول نمی شود تا روی پول بخوابد! که اگر اینطور نبود، تو 7 سال آزگار در زندان نمی ماندی!
:: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه یازدهم مهر 1385
وقتی ایمان جواب اس ام اس نسترن را نداد .
( نقد )
پسر بد ترکیبی بود . از همون اول هم به نسترن گفته بودم که این ایمان از اون پسرای بکن در رو هستش ولی گوشش بدهکار نبود . نسترن یک روز میره تو ساندیویچی که فلافل بخوره بعد ایمانم اونجا غذاشو خورده بوده داشته پا می شده که یهو دست نسترن می خوره به پاش . ایمان فکر میکنه که دختره ! آره!
سفارش یه سالاد میده و منتظر می مونه تا نسترنم غذاش رو بخوره . بعد که تموم میشه ، غذای نسترن و سالاد ایمان . دوتاشون همزمان پا میشن که حساب کنن و برن بیرون . ایمان به یه لهجه ی ترکی میگه . خانم جان مهمون ما باشا ! … نسترنم خاک تو سر خندش میگیره . ایمانم بلادرنگ حسابش میکنه . بعد میره بیرون . نسترن میگه : آقا پسر خیلی ممنون . حالا اگه اجازه بدین ما بریم دیگه . 5 دقیقه دیگه کلاسم شروع میشه . ایمانم شمارشو روی کاغذ نوشته بوده البته به اسم نریمان ، میده به نسترن و میگه اگه بازم حوس فلافل کردی یه زنگ بهم بزن . نسترنم همون موقع منو دید و خداحافظی کرد و دوید این طرف خیابون . پرسیدم این کی بود ؟ تو مگه بنا نشد تا خرداد پسر بازیو بزاری کنار ؟ شروع کرد به اراجیف گفتن . که آره این پسره اوسگله ، خیلی پایه خندس همینطور الکی حسابم کرد . گفتم خاک تو سرت ، یه پسر هیچ وقت الکی حساب نمیکنه که ! که بهش برخورد و ول کرد رفت . یه چیزی زیر لب گفت که هیچ وقت نفهمیدم .
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
دارویی چپگرایانه و داستان یک مشکل.....
( نقد )
در این دست نویس بنا دارم تا باز هم دست به نوشتاری فلسفی ببرم و بر شانه های کلماتی " دیر تعریف " مغالطه اجتماعیمان را پنهان سازم.هماره از دیدگان برخی افراد جامعه را به سان یک آش شور بد طعم می بینیم و از جانب گروهی دیگر آن را به مثابه رودی پاک و زلال که در جستجوی عاقبت خوش معهود خود است و این ها نیز در شرایطی احوالات درونی جوامع را به مذاق فلسفه برگزیده خود باز تعریف می نمایند.اینبار شاید پشت پای حساب شده ای که بی اختیار نثار جامعه می کنیم را باز خوانی کنیم و یا شاید پشت پایی را که جامعه بر ما فرود آورده بر دیده گذاریم.مهم این نیست که در این مجال انگشت اتهام را بر کدامین جریان اجتماعی نشانه بگیریم یا کدامین فلسفه سیاسی را ناجی بیانگاریم بلکه اهم بحث را در این می دانم که بپذیریم در وهله اول دچار مشکلی هستیم عمیق در عرصه اجتماع.اگر تاریخ را برگ - برگ ورق بزنیم نیک در آن پیداست که تمامی جنبشهای برخاسته در یک بازه زمانی تنها در جایی اثر گذار بوده است که توده اجتماع با توسل به آن راه را بر سبیل پیشینیانشان مسدود کرده باشند و حرکتهای موضعی و گاه بی بنیان جز " به هدر " دادن نیرو و انرژی دست آوردی را بر نیروهای تجدد طلب ـ به معنای عام ـ تحمیل نکرده است.
وبلاگ : مهر ایران
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
دانشگاه آزاد رحمت ا... علیه !
( طنز )
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي.هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد مسبب ضرر. پس در هر سال دو ترم موجود است و بر هر ترمي شهريه اي واجب.
از جـيب و جــــــــان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد؟!
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا تو مدرک به کف آري و به کارش نبري
همه مانند تو سرگشته و بيکار و غمـين طي شود عمربه بي حاصلي و دربه دري
(شیخ مصلح الدین جاسبی)
****
چند وقت پيش يك طنزي از تلويزيون پخش مي شد و طرف مي گفت اگر هم سرزمين كشف نشده اي در دنيا وجود داشته، دانشگاه آزاد با تأسيس واحدهاي جديدش آن ها را كشف كرده!
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
منافع ملی ؛ اصل فراموش شده
( نقد )
«طالبانی چگونه میهمان نوازی ایرانیان از اکراد آواره عراقی و شخص وی در سال های ۱۹۶۴، ۱۹۸۰ و ۱۹۹۱ میلادی و در جريان جنگ ايران و عراق را از یاد برده است ، حال آنکه این فقط ایران بود که در آن شرایط دشوار به داد اکراد فراری رسیده بود.» [+]
جملات بالا بخشی از گزارش خبرگزاری انتخاب است که در واکنش به اظهارات اخیر جلال طالبانی رییس جمهور عراق كه در ایلات متحده ی آمریکا بیان نموده، نگاشته شده است.
در این سفر طالبانی در مصاحبه ای با رادیو صدای آمریکاNPR کشورهای ترکيه، سوريه و ايران را به دخالت در امور داخلی عراق متهم نموده و از گروه های اپوزیسیون این کشورها از جمله گروه های پ.ک.ک، مجاهدین خلق و گروه های معارض سوری حمایت تلویحی کرده است.
مقاله نویس این سایت با یادآوری حمایتهای ایران از مخالفان دولت عراق و مخصوصا کردها نسبت به این رفتار طالبانی گله کرده است. اما تجربه نشان داده که واکنش طالبانی اصلا عجیب نیست.
وبلاگ : جمهور
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
آمریکا...جانوری که هرگز نشناختمش!!!
( نقد )
1- آمريكا-ايران:بدون شك هم اكنون آمريكا مشهور ترين كشور نزد جهان سوم است.كه احتمالا ميتوان آنرا منفور ترين دولت نزد اين مردمان هم دانست.اين مسئله اما،در ايران متفاوت است.اگر از توده ي مردم ايران راهكارهايي براي رشد كشور سوال شود،قطعا از اصلي ترين آنها آغاز رابطه با آمريكاست. مردم ايران هرچند با بسياري از سياست هاي آمريكا مخالف اند،ولي (اكثرا)آمريكا را كشوري قدرتمند از نظر اقتصادي،صنعت و نظامي ميدانند .از نظر مردم رابطه با آمريكا ميتواند منافع بسياري براي مردم ايران داشته باشد. كه همين نظر مردم،خبر از ديدگاه مصلحت جويانه ي آنها ميدهد.
2-آمريكا-عراق:بعد از ماهها تبليغات گسترده،آمريكا جنگ با عراق را آغاز كرد.بعد از حمله به اين كشور "ظاهرا"آزادي بر قرار شد.چند انتخابات"ظاهرا"آزاد بر گذار شد.پس دموكراسي آمريكايي"ظاهرا"مشكلي ندارد.اما نكته جالب همين جاست كه در همين انتخابات ها كانديدا هاي مورد حمايت آمريكا يعني لائيك هاو گروه ايادعلاوي درصد بسيار كمي از آرا را بدست آوردند و در حقيقت شكست خوردند.
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
چرا با نام مستعار نمی نویسم؟
( نقد )
دوستی ، مشفقانه مرا پند می فرمود که چرا در وب لاگ خود ، با اسم مستعار نمی نویسی ؟ گفتم : چه می گویم که نیاز به چنین کاری باشد .
می گویم : انسان زیباست ، زیباتر از اندیشه . همین موجود دارای رگ و پوست و خون ، همین موجودی که در باور ادیان ابراهیمی از گل رسوب گرفته ، آفریده شده است .انسان غایت بالذات است.
همین انسان " خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده" . چه گره های فروبسته از ما گشوده خواهد شد،اگر انسان را برتر از اندیشه بدانیم. دیگر هیچ کس " بندی " اندیشه نخواهد بود .
کفر و ایمان از یک آبشخور ، رفع عطش خواهند کرد . مگر نه این است که کفر و ارتداد بدترین گناه در باور سنت است و هدم و نابودی بادافره آن . اگر انسان را والاتر و برتر از هر تفکری بدانیم ، دیگر ، چیزی ارزشمندتر از انسان نخواهیم داشت تا آدمی را قربانی آن بت عیار کنیم . مولانا می فرماید :
ای برادر تو همان اندیشه ای /ما بقی خود استخوان و ریشه ای /گر بود اندیشه ات گل ، گلشنی / ور بود خواری تو هیمه گلخنی
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
خانه اي خواهم ساخت
( )
خانه اي خواهم ساخت
"سايه بانش همه عشق
زير پا فرش غرور
و حصارش همه تکرار صفا"
خانه اي خواهم ساخت
آسمانش آبي
روشنايش خورشيد
نور شامش مهتاب
برکه آيينه اي از جنس صداقت، آرام
دور بايد شد از آن خانه ي زرين شما
دور بايد شد، دور
جام هايش سيمين
نقره آيينه اي از جنس پليدي ،افسوس
زير پا فرش حرير
و حصارش همه از نيزه ي تيز
دور بايد شد از آن خانه ي ننگين شما
دور بايد، دور، دور
که اگر شهوت ما
طمع خانه ي زرين بکند
عشق ما خواهد مرد
آن صفا خواهد رفت
ماه بار خود از اين خانه ي ما خواهد بست
خانه اي کاين گونه
سايه بانش عشق است
و حصارش همه تکرار صفاست
آسمانش آبي است
روشنايش خورشيد
نور شامش مهتاب
عکس ماهش زيبا
خفته در برکه اي از جنس صداقت، آرام
دور بايد بود از حرص و طمع
که اگر عشق از اين خانه رود
خانه ام خواهد سوخت
مي شوم خانه خراب
خانه اي بايد ساخت
خانه اي خواهم ساخت
وبلاگ : کمونه
:: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نهم مهر 1385
اکبر ، شرمنده ایم !
( بیانیه ها )
وبلاگ رسمی شهید محمدی

این وبلاگ رسمی اکبر محمدی است که توسط خانواده اکبر محمدی درست شده است
که در بر گیرنده اهداف مبارزات خاطرات و اخبار مربوط و عکسهای آن شهید می باشد
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سوم مهر 1385
آفتاب تموز در سرمای امروز...
( نقد )
چند روزی نبودم و آن زمان که بازگشتم دیدم که نامی برده اند دوستان از دوستی قدیمی و انسانی تمام آنقدر خرسند گشتم که مانند دوران کودکی زود گذشته ام فریادی کشیدم شبیه یک جیغ.نا خودآگاه یاد روزهایی می افتم که او را در دسترس داشتیم و هر زمان نیازش داشتیم با چند دکمه اورا به حرف می کشیدیم و او یز آرام و محترم مانند همیشه اش باکلمه " آقا جان " رویمان را به زمین گند نمی زد و شراره آبرو و نگاره صداقتش را تقدیم می کرد.
شاید تا به حال تجربه کرده باشیم آن روزی را که از فرط سرما زیر پتوی پر قویمان لمیده ایم و به آسمان ابی و زمین یخ زده شاخی می نگریم. گاه نیز به رسم معهودمان چشم می گشاییم تا بار دیگر خواب خود و سرمای زمین را دنبال کنیم که ناگه دیده بر خورشیدی می دوزیم که از لا به لای کثافت ابرها راه می گشاید بر چشمانمان که بی فروغند از شدت خواب.
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سوم مهر 1385
حذف مذهب در ایران
( نقد )
اسلام به هر صورتي كه وارد ايران شده باشد ، هم اكنون عضو جدا نشدني جامعه ايران است ، مذهب به عنوان يكي از بازيگران اصلي تاريخ معاصر ايران ، نقشي پنهان نشدني در رويدادهای سالهای اخیر دارد . اما دخالت دولت ها و نظام ها در دين يكي از موضوعات اصلي امروز ايران است ، با بررسي اين مسئله راحت مي توان نتيجه گرفت كه دخالت دولت هاي ايران در دين هميشه با شكست مواجه بوده حال چه در نفي دين و چه در در تبليغ دين .
نمونه هاي بارز اين سياست ها شكست كشف حجاب رضا خان بود و ديگري عملكرد ديني و فرهنگي جمهوري اسلامي و مشاهده نتایج مختلف آن بعد از 27 سال و شكست و رويارويي مردم و حكومت بر سر دين است . به طور كلي نگاه به تاريخ ايران نشان مي دهد كه دين را نه مي شود به زور از مردم گرفت و نه مي شود به زور به مردم القا كرد .
اگر بخواهيم در نگاهي كوتاه به بحث ديني مردم در جمهوري اسلامي بپردازيم مي بينيم نتیجه تجميع دين و سياست در جمهوري اسلامي جز دوري مردم از دين نبوده است . مردم ايران با نگاه به عملكرد 27 ساله روحانيون و با توجه به اين مسئله كه روحانيون نماد انسانی دين اسلامند ، دچار دين گريزي و ريا گريزي شده اند . مقايسه جامعه ايران با اوايل انقلاب گواه اين مسئله است .
وبلاگ: آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سوم مهر 1385
حقيقت سخنان پاپ را بايد دريافت...!
( طنز )
پدرم به ندرت حرف مي زند ، هيچ وقت نمي خنديد ، هيچ گاه خود را قاطي نزاع و جنجال نمي كرد. فقط گاهي اوقات دندان به هم مي فشرد يا مشت گره مي كرد.اگر بر حسب تصادف بادام سخت پوستي را به دست داشت ، با انگشتانش آن را فشار مي داد و خوردش مي كرد.يك بار وقتي ديد كه آقايي ، پالان بر دوش يك نفر مسيحي گداشته و مانند چارپايان بر او بار نهاده چنان خشمي بر او مستولي شد كه مي خواست به او ناسزايي بدهد ، اما لبانش بر هم آمده بود.چون نمي توانست كلامي بر زبان بياورد ، مثل اسب شروع به شيهه كشيدن كرد. آن وقت ها من بچه بودم و در حالي كه از ترس به خود مي لرزيدم ، به تماشا ايستاده بودم. يك روز ظهر هم كه از كوچه باريكي مي گذشت ، تا براي ناهار به خانه برود ف صداي جيغ و داد زنان را شنيد ، و بسته شدن درها را ف مرد مستي با شمشير آخته به دنبال مسيحيان مي دويد.پدرم را كه ديد در دم به سوي او حمله برد. گرما بيداد مي كرد. پدرم كه دل و دماغ نزاع را نداشت لحظه اي پيش خود فكر كرد كه به كوچه ديگري بزند و فرار كند. اما چنين كاري شرم آور بود. پيش بندي را كه بر تن داشت باز كرد ، و ان را دور مشتش پيچيد ، درست همان وقت كه مرد مست شمشيرش را بالا برد مشت محكمي به شكم او كوبيد و پخش زمينش كرد. بعد خم شد و شمشير را از دست مرد بيرون كشيد و به خانه امد.شمشير را كنار من روي صندلي انداخت ، بعد رو به مادرم كرد و گفت: وقتي كه پسرت بزرگ شد و به مدرسه رفت اين را به عنوان قلم تراش به او بده .پدرم بود كه خونم را به مركب تبديل كرد.
:: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه یکم مهر 1385
مطالب پيشين
All Rights Reserved 2005-2006 ©
by etehadiye2.blogfa.com
::
Template Design by Loghman Avand
![]()
:: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه بیست و یکم مهر 1385