تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  شب نوشته ای برای دوستانم ، بلاگر های منتقد  ( )

سلام دوستان  ... مدتی است که وقتی  برای خواندن وبلاگ های دوست بازشان می کنیم . با جملاتی مشابه روبرو می شویم .

این وبلاگ تعطیل شد...

وبلاگ من به کما رفت ...

دیگر نمی نویسم ...

در این میان یاران اتحادیه هم دیده می شوند . بی شک این نا امیدی و یاس از نوشتن ، ناشی از کمبود وقت نیست . هفته ای یک ساعت برای نفس کشیدن  یک وبلاگ کافی است . گمان می برم شک بر فایده ی وبلاگ نویسی است و فایده ی انتقاد . که ای کاش قبل از شروع وبلاگ نویسی هدف را مشخص می کردیم . گاه دوستان با افتتاح وبلاگ خیال می کنند که کمیته آزادی بخش ایران را بر عهده دارند و بعد از مدتی می فهمند که از آن خبرها نیست . و اینجاست که تصمیم به فرار می گیرند . این در مورد همه ی سفر کردگان صادق نیست ولی تجربه ایست . تجربه ای که خود لمس کردم .

از همه کسانی که قصد دارند به جمع بلاگر ها (خصوصا" وبلاگهای انتقادی) اضافه شوند استدعا دارم قبل از ورود فکر کنند و هدف را مشخص کنند .یا باید وقت داشت و جدیت یا وارد نشد به این گود که این گونه خارج شدن سبب دل زدگی بقیه می شود .

در مورد دوستان خود احساس مسئولیت کنیم .


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه سی ام شهریور 1385

  لینک مطلب         


  کمی در مورد مذهب  ( نقد )

کمی در مورد مذهبحمید تقوایی _لیدر حزب کمونیست کارگری ایران _در مقاله ای با عنوان "مذهب،ناسیونالیسم،از خود بیگانگی انسان"می نویسد مذهب و ناسیونالیسم عوملی هستند که هرگاه انسان به آنها آغشته شود از انسانیت و ذات خود دور شده و بازیچه آنها می شود.آنجاست که این دو عامل افسار انسان را به دست گرفته و به هر سو می کسانند.از نظر ایشان"مذهب سمبل و جرثومه و عصاره از خوذ بیگانگی انسان است."

در مورد به قول نیچه:افیون توده ها :دین، صحبت بسیار شده است.اینکه دینداری چه نیازی را ازانسان ارضاء میکند و یا اینکه اصلا نیازی به دین وجود دارد یا نه،هم بحثهای مربوط به خودش را دارد.اما موضوع مذهب در ایران بحث دیگری دارد.

 

 

وبلاگ : آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه سی ام شهریور 1385

  لینک مطلب         


  اين راه من بود ...  ( )

اين راه من بودامروز مي توانستم مانند بسياري از دوستان وبلاگ نويسم موضوع مطالبم را با موضوعي عامه پسند بنويسم.كار دشواري نبود، ظرف اندك زماني بين ايشان محبوبيت زيادي را نيز حاصل مي نمودم.

در وبلاگ قبلي ام هيچكس به من انتقاد و يا اعتراضي نكرد، زيرا كه مطالبم را از خدا و يا به خدا مي نوشتم.

آري نوشتن از خداوند زيباست اما نه به بهاي سرپوش گذاردن بر روي حقايق. آن هنگام كه مخالفي را نيافتم احساس كردم از راه به بيراهه رفته ام. اسكار وايلد مي گويد : ((آن زمان كه همه گفتار و انديشه هايم را تاييد مي كنند، در مي يابم كه جايي اشتباه كرده ام.))من نيز همانند بسياري از همنوعانم چشمان خويش را بر حقيقت بسته بودم، و حتي زماني كه حقايق خود را در ذهن برايم آشكار مي نمودند، زبانم جرأت بيان آنرا نداشت.

در درونم ترسي نهان بود، ترس از خدا، ترس از آنكه مبادا مردم حرفهايم را نوعي اهانت به مقدسات تلقي كنند، ترس از آنكه مبادا اين انتقادهايي كه از اديان و قديسان تاريخ خواهم داشت روزي گريبانم را بگيرد.

مي خواستم تا ترس درونيم را ريشه كن كنم،سخت بود اما بايد اينكار را مي كردم.

اين راه من بود ... اين راه من بود ...

 

وبلاگ : در دفاع از روشنفكران

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه سی ام شهریور 1385

  لینک مطلب         


  و امروز من می نویسم از او  ( نوشته های سونیا )

امیر عباس فخرآور و افتتاح وبلاگ پسر گستاخدر حال و هوای وبگردی،رسیدم به: پسر گستاخ پستش را خواندم... شاید گوشه ای از تجربه هایش را به تصویر کشیده و در صدد رساندن آنان به دیگران بر آمده است...به هر حال؛این بار من می خواهم بنویسم از او:از امیر عباس فخرآور؛ امّا امروز نه او را مأمور اطلاعات می دانم، نه وطن فروش، نه مزدور، و نه خیلی چیزهای دیگر...او را فقط با یک نام می شناسم:مبارز، مبارزی که عقاید خاص خود را دارد و مطمئنا روش منحصر به فردی که در راهش هزینه هم داده است. این دیگر چیزی نیست که کسی بیاید و انکارش کند... امروز سخن من، جانب داری از شخص خاصی نیست... حرف از اتحاد هم نیست... امروز من می خواهم با جمهوری اسلامی فرق داشته باشم... و آن از دو جهت است:

1.اگر کسی را مخالف با خود و روش در پیش گرفته ام دیدم،از جانب دشمن مشترکمان ندانم...

2.یک طرفه به قاضی نروم و بشنوم سخنان فردی را که همه از او می نویسند و خوردش می کنند،حتما او هم حرف هایی را برای زدن دارد،چه درست و چه نادرست،مهم این است که بشنوم و آن گاه در بین حکم هایی که می توانم خود برای روشن شدن راهم صادر کنم،حق انتخاب داشته باشم... فخر آور و فخرآورها باید نقد شوند... و من امروز آن چه را از او می پرسم،که برایم جای سوال دارد و از او می خواهم که توجیه کند:

سخنرانی در سنای آمریکا را!

مشکل امروز ما مردم خودمان هستند؛

مردمی که آگاه نیستند و آگاهانی که مبارزنیستند!!!

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است .

 

اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت ورود آقای فخرآور به جرگه ی وبلاگ نویسان را تبریک گفته و آمادگی خود را برای همکاری و انعکاس نظرات انتقادی وبلاگشان ابراز می دارد .


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  مرثيه اي براي حق حيات / قطره اشكي براي خودمان كه زنده به گوريم  ( نقد )

مرثيه اي براي حق حيات / قطره اشكي براي خودمان كه زنده به گوريم ۱-آنچه در اعلاميه جهاني حقوق بشرآمده از آزادي بيان و حق تعيين  سرنوشت گرفته تا تاكيد بر تامين اجتماعي و منع شكنجه،دير زمانيست كه در بخش قابل توجهي از دنيا كه مغرب زمينش لقب داده اند  به اموري بديهي بدل گشته كه هر شهروند اروپايي،كانادايي يا آمريكايي بي هيچ چون و چرايي برخوردار از آن محسوب مي گردد.سهل است اين حقوق در آن بخش از كره خاكي از چنان بداهت و احترام نهادينه اي برخوردار است كه رعايت و حفاظت آنها از وظايف اوليه و پيش پا افتاده حكومتها محسوب مي شود.اين البته به اين معنا نيست كه "حقوق بشر" درآن جوامع نقض نمي شود

اما اولاً نقض حقوق بشر در آن جوامع استثنا است نه قاعده

ثانياً نقض حقوق، سازمان يافته نيست و در صورت افشاي نقض حقوق بشر به وسيله هر يك از نهادهاي عمومي ، مرتكبين و آمرين هزينه اي گزاف – گاه تا مرز ساقط شدن از هستي – بابت آن خواهند پرداخت.

ولي در اين سرزمين و در بسياري ديگر از جوامع جهان سوم،نقض حقوق بشر تبديل به« قاعده » و «عرف» شده است،اينجا افشاي نقض حقوق بشر نه تنها هزينه اي را بر حكومت تحميل نمي كند بلكه با استهزا دستگاه تبليغات رسمي و بي تفاوتي افكار عمومي نيز مواجه مي شود.

 

وبلاگ : گاه نوشت ها

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  ما انسانیم ...  ( نوشته های سونیا )

همیشه یاد گرفته ایم نخ و سوزنی برداریم و به جان جمهوری اسلامی مظلوم بیفتیم؛

غافل از این که در همین کشور هم می توان به خوبی و خوشی زندگی کرد و از بهترین امکانات رفاهی و تفریحی و ... استفاده نمود؛

کافی است شرایطی را بپذیریم و قبول کنیم:

بپذیریم که حق مسلم ما فقط و فقط انرژی هسته ای است...

بپذیریم که هلوکاست یک افسانه است و به خود بقبولانیم که عکس هایی را که دیده ایم همه در عالم رؤیا بوده است....

بپذیریم فقر امروز جامعه ی ما با داشتن نفت 70 دلاری عادی است...

بپذیریم 17سانحه ی هوایی (اگر اشتباه نکرده باشم) در طول بیست و شش سال هم خواست خدا بوده است ...

بپذیریم آمریکا و اسرائیل همه و همه دشمن قسم خورده ی ما هستند با وجود این که بین ما و سران رژیم حاکممان تفاوت قائل می شوند...

بپذیریم عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به مانند خیلی از اعدامی های سال 67 حقشان بوده است که کشته شوند...نعوذ بالله مخالف رژیم بوده اند...

بپذیریم نوع پوشش ما را باید دیگران تعیین کنند،چون ما خود مطمئنا نمی فهمیم...

بپذیریم با وجود این که بم هنوز ساخته نشده است،برای هر خانواده ی لبنانی 12 هزار دلار فرستاده شود و...

این ها را که پذیرفتیم ،

می شویم آزادی خواه به تمام معنا از نظر حکومت...

شاید آمدند و به ما هم مانند هوگو چاوز،بالاترین نشان دولتی را اهدا کردند...

دیگر کسی نمی آید و به ما نمی گوید:

مزدور...

جیره خوار آمریکا و اسرائیل و بریتانیاو...

امّا یک چیز را باید از یاد ببریم؛

و آن این که:

ما انسانیم!!!

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  درگذشت فالاچی خبرنگار شجاع  ( آخرین اخبار )

اوریانا فالاچی

اوریانا فالاچی هم پس از عمری  شور و شجاعت و مبارزه با فاشیسم  چشم از جهان فروبست. فالاچی در سال 1929 در شهر فلورانس ایتالیا به دنیا آمد و در جریان جنگ جهانی دوم به صف پارتیزان ها و مبارازان ضد فاشیسم پیوست . این خبرنگار در بین ایرانیان هم بسیار معروف بود و دلیل این معروفیت مصاحبه های وی با محمد رضا پهلوی و روح الله خمینی است . پس از ۱۱ سپتامبر وی به یکی از مخالفین سرسخت اسلام بنیادگرایانه و متحجرانه تبدیل شد و البته تا آنجا پیش رفت که مسلمانان میانه رو را نیز از سخنانش بی بهره نگذاشت.

در آخر یادآوری یک خاطره  از مصاحبه های او خالی از لطف نیست . در پایان گفتگوی این روزنامه نگار شجاع با روح الله خمینی، فالاچی درباره‌ی حجاب در ایران پرسید و آقای خمینی جواب داد که حجاب برای زنانی به سن و سال شما نیست. فالاچی هم نه گذاشت و نه برداشت,همانجا چادری را که برای ملاقات با خمینی سرش کرده بودند بر زمین انداخت !

یاد او و خبرنگار شهید ایرانی زیبا کاظمی گرامی باد.

 

وبلاگ : جمهوریت

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  شرق در کما ... !  ( طنز )

شرق در کما ... روزنامه شرق در وضعيت كما به سر مي‌برد.هنوز مشخص نيست كه چرا به كما رفته است. آيا برمي‌گردد؟ پزشكان، پرستارها، مدير بيمارستان و خانواده شرق، هيچ‌كدام چيزي نمي‌گويند. هيچ‌كس از هيچ چيز مطمئن نيست. كسي را داخل اتاق .C.C.U راه نمي‌دهند.تنها كاري كه مي‌توانيم انجام بدهيم اين است كه در راهروي بيمارستان قدم بزنيم يا روي نیمكت بنشينيم و روزنامه بخوانيم. روزنامه؟!... نه! روزنامه‌اي نيست. روي نيمكت مي‌نشينيم و ديوارهاي بيمارستان را تماشا مي‌كنيم...

عمران صلاح ، طنزپرداز و نويسنده :

«شَرُق» زده شد توي گوش شرق، تعطيل شد. من از تعطيلي هيچ روزنامه‌اي خوشحال نمي‌شوم، حتي اگر با آن مخالف باشم؛ چه برسد به شرق كه نمونه بود. اميدوارم فعل«بود» را دوباره به «است» تبديل كنيم. البته شرقي‌ها الان مي‌توانند به جاي شرق، روزنامه «غرب» را منتشر كنند. 

محمود دولت‌آبادي ، نويسنده :

بارها از دوستانم در شرق خواهش كرده بودم كه براي من اشتراك روزنامه را برقرار كنند. اما هيچ‌وقت من را مشترك نكردند. در نهايت، يك روز خودم با واحد اشتراك شرق تماس گرفتم اما مسئول آن گفت كه روزنامه توقيف موقت شده است. من جا خوردم. فقط آرزو مي‌كنم كه طبق گفته ايشان، توقيف شرق موقت باشد و سوءتفاهم‌ها زودتر رفع بشود.

سيمين بهبهاني ، شاعر:

من به روزنامه شرق علاقه خاصي داشتم و با اين كه چشم‌هايم آسيب ديده است، از اطرافيان مي‌خواستم كه خبرهاي مهم آن را برايم بخوانند. از روزي كه شرق ديگر منتشر نمي‌شود، احساس مي‌كنم يك چيزي كم دارم. شرق روزنامه بسيار خوبي بود . اگر روزنامه‌ها نتوانند تا اين اندازه تندروي كنند، پس براي چه منتشر مي‌شوند؟!

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  درد و دل یک بلاگفا نویس  ( نقد )

مدتیه دل و دماغ نوشتن ندارم.فکر نکنید موضوع و سوژه ندارم.تا دلتون بخواد تحفه گرمسار(به قول نوری زاده)سوتی بزرگ و کوچیک میده که برای پنجاه سال اینده هم سوژه دارم.گقتم که.دل و دماغشو ندارم.

 

شاید دست از نوشتن برداشتم.اخه اون چیز هایی رو که میخوام نمیتونم بنویسم.بعضی اوقات مطلبی رو مینویسم.بعدش میبینم فرادش باید ۵۰۰ نفر بیان تو بخش کامننت نظر بدن و فحش بنویسن و هزار جور دری وری بگن.ویرایشش میکنم.جوری که به کسی بر نخوره.بعد میبینم اون چیزی که میخواستم بگم نیست.خوب چه فایده؟این مسایل مهم زمانی صادقه که اقایون بلاگفا نشین برای خوش خدمتی و پاچه خواری اخطار ندن که این مطلب رو سریعتر حذف کنید.

کاش ما هم ازادی بیان داشتیم.کاش ما هم میتونستیم مثل مایکل مور در باره گند کاری های رییس جمهورمون فیلم میساختیم.ولی افسوس که حتی تو وبلاگمون هم نمیتونیم ازش انتقاد کنیم.

خدایی این احمدی نژاد از وقتی اومده چه کار مثبتی کرده؟الان حدود ۴ ماه میشه دنبال یه وام کوچیک هستم.بعد از کلی سرگردونی الان ازم ۳ نفر ضامن میخوان!!!چی شد اون صندوق مهر امام رضا؟چی شد حل مشکلات جوانها؟چی شد حل مشکل بیکاری؟

خدایا!چرا من زمان انقلاب به دنیا اومدم؟

خدایا!این امام زمان این احمدی نژاد رو از کدوم دوران زمین شناسی پیداکرد اورد رییس جمهور ایران کرد؟

عجب غلطی کردیم نسل انقلاب شدیم.

یکی نیست بگه اقا جون تو که درد دل داری برو نبات داغ بخور درد دلت درست بشه!

 

وبلاگ : مهدی جم پور

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  از تو نوشتن قدغن  ( نقد )

از تو نوشتن قدغنروزنامه شرق،ماهنامه های نامه و حافظ به محاق توقیف رفت.باز هم همان قصه پر غصه همیشه.تشویش اذهان عمومی،اقدام علیه امنیت ملی و اهانت به مقدسات و … .

از میان این همه اما " تشویش اذهان عمومی " را می پذیرم.کار خبر تشویش اذهان عمومی است،همان فعلی که سبب ساز نوشیدن شوکران و مرگ سقراط شد.او نیز افکار مردمش را مشوش خواسته بود.شاعر گفته بود "حیف باشد دل دانا که مشوش باشد".دل را باید یکدله کرد اما "عقل" را چطور؟

عقل خود تشویش زاست.عقل با پرسش و شکاکیت ،همسایه ای مهربان است.آنچه نکوهیده و نابجاست تخدیر افکار عمومی ست نه تشویش آن.آنکه حکم به تعطیل عقلانیت میدهد تحمیق را پسندیده است.

کامو میگفت " روزنامه نماز صبح انسان متمدن است "و توقیف هر روزنامه توقیف تمدن و بدویت را بر صدر نشاندن است.تاریخ گواه آن است که در عرصه فرهنگی ،سرهنگی کردن و اندیشه را با تیشه پاسخ دادن و تفکر رابه عنف به بیشه سکوت و نخوت راندن ،آب در هاون کوبیدن و خشت بر دریا زدن است.

 

وبلاگ : حقوق بشر و فرد گرایی "بهزاد مهرانی"

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  آیا جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است؟”در سهايي از توقيف شرق!”  ( نقد )

آیا جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است؟1- روزنامه شرق هم توقيف شد! روزنامه اي كه به خاطر مشي محتاطانه اش مورد انتقاد بسياري از تحولخواهان و حتي اصلاح طلبان بود.حالا اين روزنامه هم به خيل دهها روزنامه اي پيوست كه سالهاست توقيف موقت شده اند.شرق صداي "مخالف " نبود، نجواي آرام انتقاد بود.ولي حتي اين هم تحمل نشد.اين بيانگر ميزان تحمل و آزاد منشي هيئت حاكمه ايران است.اين نشان دهنده وقاحت و سالوس رييس دولتي است كه آمريكا را بزرگترين سانسور چي دنيا لقب مي دهد اما در درون مرزهاي كشورش كوچكترين انتقادي را بر نمي تابد! شرق توقيف شد به بهانه كاريكاتوري كه صفحه شطرنجي را به تصوير مي كشيد كه يك سويش "خري" و سوي ديگرش "اسبي" ايستاده بود.يعني مقامات عاليرتبه نظام اين كنايه را به خود گرفته اند؟ اين كنايه شايد چندان هم بي وجه نباشد:

 

آينه چون نقش تو بنمود راست       خود شكن آيينه شكستن خطاست!

 

وبلاگ :گاه نوشت ها

 

 

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  سوسيال يا ليبرال؟مسئله اين نيست!"در باب اصطكاك دوستان دست چپي با اكبر گنجي"  ( نقد )

داستان گنجي سري دراز دارد ...بزرگي ميگفت ايراني ها چند دسته اند.يا وابسته به خارجي ها هستند.يا به كسي وابسته نيستند و يا همه را وابسته به خارجي ها ميدانند!براي از بين بردنشان به دشمن خارجي احتياجي نيست.تفرقه قدرتمندترين دشمن آنهاست.

حالا كه فكر ميكنم ميبينم از يك نظر درست ميگفت ما هميشه و در همه زمينه ها با هم اختلاف داريم مخصوصا اينكه تشتت آرا به جاي تقويت دمكراسي در ما،تفرقه را دامن ميزند .اين مشكل مخصوصا در زمينه مسائل اجتماعي،سياسي نمودي عيني دارد.هنوز هم مردمي از شاه خدابيامرز!ياد ميكنند و ديگراني مصدق را ناجي ملت ايران ميدانند و خاتمي را گروهي روشنفكر خندان !ميدانندو گروهي ديگر را سلاخ خندان حجاريان در نظرعده اي جانباز آزادي است و در نظر گروهي ديگر اطلاعاتي جنايتكار... .و كيس امروز جامعه ما اكبر گنجي است .

 همان گنجي كه گاهي به علت شكستن شاخ جمهوري اسلامي در زندان اسطوره اي ميشود  و گاهي در لباس پاسداري خشن به پيشاني زنان بد حجاب پونز ميزند كه البته داستان گنجي سري دراز دارد ... .

قصد داستانسرايي ندارم. ولي بد نيست خاطرات چند سال گذشته را در مورد اين آقا با هم مرور كنيم .از آنجايي كه در اوج پيروزي غروراصلاح طلبان و خاتمي،به شدت دولت را نقد ميكرد .آنجا كه هراسي از بردن نام رفسنجاني و وزرايش در ترور هاي داخلي نداشت .آنجا كه در دادگاه فرياد ميزد«من واجبي نمي خورم» ، «من خودكشي نمي كنم »... .

وبلاگ : آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  جنگ انديشه با زور  ( نقد )

انقلاب دوم فرهنگی چند وقت قبل مقاله اي خواندم با اين عنوان :ستار خان اي سردار ملي كجايي

در قسمتي از اين مقاله درباره ستار خان چنين آورده بود:   وقتی کنسول روسیه تزاری از این دلاور مرد ایران زمین خواست که برای حفظ جانش پرچم روسیه را بر سر خانه اش برافرازد ، این فرزند دلیر آذربایجان به کنسول پاسخ داد که :
  « من میخواهم هفت مملکت را به زیر بیرق ایران بیآورم آنوقت شما به من می گوئید زیر بیرق شما بروم» .
حالا شده ماجراي احمدي نژاد كه در جمع تعدادي از به اصطلاح نخبگان جملاتي رو بيان ميكند كه عبارتند از دانشجو بايد عليه انديشه هاي ليبرال فرياد بزند و يا اينكه سكولاريسم بايد از دانشگاه حذف شود

و دانشجويان پس از چند ماه به تمام اتفا قاتي كه در خرداد افتاد پي ميبرند از جمله تغيير رئيس دانشگاه تهران و جايگزيني يك فرد معمم به جاي ايشان/ عدم برگزاري انتخابات در دانشگاهها/ موزه كردن دانشگاه به بهانه يادواره شهدا/ خواستار دفن كردن شهدا در دانشگاه /و احضار دانشجويان سابق و فعلي كه همچنان ادامه دارد و دادن حكم محروميت از تحصيل به برخي از آنها.

 

وبلاگ: چه باید کرد؟

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  مقصد من روشنایی است  ( نقد )

جمعه سیاه 85آن روز چه زیبا نوشتم در آن بر گه ی امتحانی،جمعه سیاه را:

"در بامداد روز جمعه 17 شهریور رادیو ایران اعلامیه ی دولت را که خبر از برقراری حکومت نظامی در تهران و یازده شهر دیگر ایران می داد قرائت کرد.در این اعلامیه از مردم خواسته شده بود در خیابان ها و معابر اجتماع نکنند و به خانه های خود بازگردند.مردم تهران که روز قبل (1۶ شهریور)تصمیم گرفته بودند در روز 17 شهریور در میدان ژاله اجتماع کنند،بدون توجه به تهدیدات نظامیان در آن میدان گرد آمدند.مزدوران شاه با مشاهده ی اجتماع و مقاومت مردم،آنان را به گلوله بستند و هزاران زن و مرد و کودک و جوان را به شهادت رساندند."

بیستم را که گرفتم،شاد و خشنود گشتم،امّا نه،

من مردود بودم.من در تمام این سال ها با داشتن معدل بیست،

باز هم بچه تنبل کلاس بودم.

کلاس شجاعت و مردانگی:

نمی دانم خود درس هایم را نمی خواندم یا نمی گذاشتند که بخوانم...

نه،

من خواستم و نگذاشتند. هر گاه خواستم دست بر کتابهایم برم،

ترساندندم، گفتند :"نوشته هایش خطر ناک است."

امروز من می خواهم کتاب را باز کنم، در خفا؛ در ظلمت و تاریکی؛ نوشته های روشنش را که خواندم،

می روم بیرون، همان جایی که همه فکر می کنند نهایت روشنایی است؛

ولی،

عمق چاه ظلمت است، که خود،خود را در آن انداختند؛

و بالاجبار مرا با دستانی بسته به جمعشان کشاندند. نمی دانم آیا کلمات و جملات آن کتاب به افکار من روشنایی بخشیده یا نه،

امّا من ادامه می دهم...

امروز،در جمعه سیاه 85،

در جمعه سیاهی که چهلم اکبر است،

درجمعه سیاهی که ولی الله دیگر نیست،

و

من می روم

و

این بار به همه می گویم به کدامین مقصد؛

به مقصد روشنایی، و به قصد بیرون رفتن از این چاه عمیق ظلم و جهل.

برایم مهم نیست چند بار قرار است بر زمین بیفتم و دست و پایم بشکند، و یا اصلا زنده می رسم یا نه، مهم این است که من نجات می یابم،

و به روشنایی می رسم؛

یا خود،

یا جسم بی جانم.

 

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه هجدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  بیانیه فعالان حقوق بشر در ایران در باره قتل ولی الله فیض مهدوی  ( آخرین اخبار )

شهید ولی الله فیض مهدویبا نهایت تاسف شهادت ولی الله فیض مهدوی را به ملت ایران تسلیت می گوئیم. ولی الله فیض مهدوی یکی از فرزندان ایران زمین بود که جان خود را فدای راه آزادی کرد. او که بیش از 5 سال در زندان های رژیم در اسارت بود ، توسط ماموران وزارت اطلاعات بارها شکنجه و اعدام مصنوعی شد. رژیم جمهوری اسلامی بارها قصد تطمیع او را داشت و بیش از یک سال در سلول های انفرادی، انواع شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد، اما او دست از مبارزه نکشید. او بارها با همبندیان خود اعتصاب غذا کرد. و در بیانیه های مختلف نقض حقوق بشر توسط رژیم را محکوم کرد . یادش را گرامی می داریم . فعالان حقوق بشر در ایران این ضایعه دردناک را به خانواده او و زندانیان سیاسی و مردم ایران تسلیت می گوید . بنابر گزارشات رسیده از زندان گوهر دشت رژیم جمهوری اسلامی همچنان درصدد تطمیع زندانیان این زندان برای وارونه جلوه دادن واقعیت قتل فیض مهدوی در زندان گوهر دشت در تلاش است . رژیم جمهوری اسلامی در یک سناریوی از پیش تنظیم شده قصد جان تمامی زندانیان سیاسی را دارد . و با اعمال فشار بر زندانیان آنها را به واکنشهای چون اعتصاب غذا می کشاند تا از این طریق ایشان را به قتل برساند . لازم به ذکر است بنابر اطلاعات رسیده ولی الله فیض مهدوی چند لحظه بعد از ملاقات با مسئولین زندان گوهر دشت ( مغنیان رئیس بند 2 فرعی ، علی محمدی معاون اجرایی زندان گوهر دشت ) دچار سکته قلبی شد . فعالان حقوق بشر در ایران با اعلام انزجار از قتل ولی الله فیض مهدوی در زندان گوهر دشت کرج مسئولیت قتل ایشان را بر عهده رژیم جمهوری اسلامی می داند . و همچنین خواهان اعزام یک تیم پزشکی از سوی سازمان ملل برای معاینه قرار دادن پیکر ولی الله فیض مهدوی و ارائه یک گزارش مستقل به مراجع ذیل صلاح بین المللی است. همچنین بدین وسیله اعلام می داریم فاز جدیدی از فعالیت حقوق بشری خود را در زمینه افشای قتل های زنجیره ای زندانیان سیاسی در ایران آغاز خواهیم کرد . و با ارسال نامه به تمامی نهاد های حقوق بشری در سرتاسر جهان خواستار محکومیت این جنایت از سوی مجامع بین المللی خواهیم شد .


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه هفدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  نغمه ای شوم از کیهان  ( )

سفر خاتمی به امریکا و در پی آن نامه ی پر از فحش و عقده فاطمه رجبی باعث شروع بحث ها و جدل هایی در میان مطبوعات شده است . تا جایی که بازجوی پیشین وزارت اطلاعات و نماینده ولی فقیه در کیهان هم به حمایت از خاتمی برخواسته .

این ها همه به این چند خط مربوط نمی شود . من مایلم از زاویه ای دیگر به این ماجرا نگاه کنم . هم اکنون اکبر گنجی در امریکا آخرین روزهای سفرش را می گذراند . طبق گفته ی خودش در پایان شهریور ماه قصد بازگشت به وطن را دارد . مسلما" بازگشت گنجی به ایران نیاز به خبررسانی زیادی دارد تا هزینه ی دستگیریش توسط رژیم به حداکثر خود برسد . تنها در صورتی بازداشت و زندانی شدن گنجی میسر است که بازگشت وی به وطن بی سر وصدا باشد . این بی سرو صدایی فقط و فقط نیاز به سفر یک شخصیت ایرانی دیگر به امریکا داشت  سفری که هم خبر های ایرانی رسانه های امریکا و هم رسانه های فارسی نویس را به خود مشغول کند . و آیا؟

آیا کسانی که به گنجی ، به فخرآور، به منوچهر محمدی و به خیلی کس ها و چیزهای دیگر مشکوکند شکشان برای این ماجرا فوران نمی کشد . آیا مشکوک نیست که جناح اقتدارگرا پس از چند سال باز دوباره به حمایت از این  سید برخواسته؟ صفحاتی از تاریکخانه اشباح شامل مقالاتی از گنجی است که حمایت اقتدارگرایان از خاتمی را برای تفرقه افکنی میان جبهه دوم خرداد دانسته و از آن سالها به بعد حمایتی از خاتمی دیده نشده است تا این چند روز . توجه داشته باشید ، سرمقاله ی شریعتمداری نویس کیهان بیهوده صرف حمایت ازیک نفر نمی شود .

و آیا ؟ آیا کم است نفرت و کینه ی خاتمی و دوم خردادی ها از گنجی ؟ به یادتان می آورم فریاد خاتمی در همایش سلام خاتمی که در آخرین روزهای ریاستش برگزار شد . شخصی در سالن برخواست و از وضعیت گنجی ابراز نگرانی کرد و پرسید : پس گنجی چی ؟ و آن موقع خاتمی بدون توجه به وضعیت این انسان ناگهان تن صدای خود را بالا برد و فریاد زد : نگزارید بگویم که خیلی از مسائل تقصیر این آقاست.

آیا فریاد های خاتمی در آن روز شایسته کسانی دیگر بود یا لایق یک زندانی تحت فشار؟

و این دلیل من برای نفرت خاتمی و دوم خرداد از گنجی است . و این نفرت دلیل من برای انتقام از گنجی است . بی گمان سفر خاتمی در این روزها و تقارنش با تاریخ بازگشت گنجی بی دلیل نیست . این سفری است که از بالا تر از شریعتمداری طرح ریزی شده . طرحی برای حفظ امنیت ملّی .

و  برماست که جلوی تخقق این نقشه شوم را بگیریم .  حتی اگر حدس من اشتباه است ولی حواسمان باشد به نزدیک شدن تاریخ بازگشت گنجی و نیازش به اطلاع رسانی وسیع . باید هزینه زندانی شدن گنجی را افزایش دهیم . مگر شریعتمداری را نمی شناسیم . نغمه های شومی از کیهان به گوش می رسد . دوستان گوش کنید ! مرگ من مرگ شماست ! نگذارید شما را بکشند . نگذارید که من بار دگر در شما کشته شوم .

 

وبلاگ : هزینه آزادی

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  زیباکلام از چه کسی شکایت دارد؟  ( نقد )

زیباکلام از چه کسی شکایت دارد؟صادق زیبا کلام را سالهاست میشناسیم و در بسیاری اوقات عملکردی شفاف و موضعی روشن داشته است و هر عنوانی به وی اطلاق شود از مخالف نظام تا موافق نظام از محافظه کار تا سکولار شاید بیجا نباشد و شاید در تمامی این حلقه ها جا بگیرد .البته شاید از معدود افرادی است که جز رد صلاحیت شدگان مجلس باشد و توسط صدا و سیما طرد نمی شود بهر حال صادق زیبا کلام جز طیفی که به خود لقب میانه رو را اطلاق کرده اند اما  ان چیزی که در این نوشته جای بحث دارد عدم شفاف سازی اقای زیبا کلام است ایشان مشخص نکرده که مشکل از حکومت است که قهرمان را در جامعه باب کرده است یا مشکل قهرمانان است که توسط حکومت معرفی شده اند . در اینجا قصد پرداختن به مواضع حکومت را ندارم همچنانکه قصد دفاع از قهرمانان داستان زیبا کلام را هم ندارم بلکه نمیدانم زیبا کلام چه میخواهد!

ایشان به عملکرد نظام اسلامی پرداخته است شاید در ابتدا چنین نظر اید که زیباکلام قصد داشته با نقد عملکرد نظام در قبال چهره های مخالف سیاسی به روند رفتار حکومت اعتراض کند.البته اگر چنین دلیلی را هم در خود داشته باشد اما روند بحث سویی دیگر را نشانه میگیرد و در جایی دیگر به بحث جوایز بین الملی و حقوق بشر میرسد و در این مقال انها را نیز مورد سوال قرار میدهد و جالب اینکه با مقایسه ای سطحی به روند حقوق بشر در ایران با کشورهایی نظیر عربستان و اردن و جاهای دیگر می پردازد و در حدیثی دیگر به بحث اسراییل و فلسطین می پردازد شکی نیست که در اینجا مغلطه ای از سخنان مدافعان حکومت و مخالفان ان را بیان میکند درگذر از اینکه صادق زیبا کلام کدام مرزبندی خاص را دارد.

 

وبلاگ: مردم ایران ما

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  هلالی و حرمت حریم خصوصی  ( نقد )

هلالی "مداح"زمانی که "ما"ی قبیله ای به "من" تبدیل شد و تفرد شکل گرفت، به تبع آن مفهوم "حریم خصوصی"

به وجود آمد."حریم خصوصی " آن گستره ای شد که در آن فرد حق دارد آنگونه که دلخواه خود است زندگی کند و از گزند " ما" در امان باشد.در جهان مدرن ،حفاظت از حریم خصوصی افراد به ارزشی غیر قابل خدشه مبدل شده است.

در باور گذشتگان ، هر چند در پاره ای موارد "جایز الخطا "وگناهکار بودن آدمی مورد نظر بوده است ، اما چندان به آن توجه نشده است . در گذشته گناه کار بودن انسان به عنوان امری "عرضی" شناخته شده و اصل را بر پاکی و زلالی فطرت آدمی می دانستند.اما در دنیای جدید گناه "ذاتی" انسان است و ما نه تنها "جایز الخطا" بلکه "واجب الخطا"هستیم. این نگاه دیگر در زمین به دنبال " انسان کامل " نمی گردد بلکه سراغ از یک "کاملا" انسان" می گیرد که همان " انسان ممکن " است. دعوی بی خطا بودن و مطلقیت و قدسیت دیگر امروزه محلی از اعراب ندارد.امروز دیگر ماییم و" تردامنی".

 

وبلاگ : حقوق بشر و فردگرایی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  فیض مهدوی هم به آزادی شهادت داد .  ( آخرین اخبار )

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر :در پی انتشار اخباری مبتنی بر مرگ مغزی ولی‌الله فیض مهدوی، سلیمانی، مدیر کل زندان‌های استان تهران از خودکشی وی خبر داد.

سهراب سلیمانی، مدیر کل زندان‌های استان تهران در پاسخ به سوال خبرنگار یکی از خبرگزاری‌های دولتی در رابطه با فیض مهدوی اظهار داشت: فیض مهدوی خواستار ابلاغ حکم شکسته شده‌ی خود در دیوان عالی کشور بود و زمانی که به وی گفته شد که حکم اعدام کماکان به قوت خود باقی است، دست به خودکشی زد.

سلیمانی همچنین اعلام داشت: فیض مهدوی به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده و از وضع وی اظهار بی‌اطلاعی نمود.

لازم به ذکر است ولی‌الله فیض مهدوی در پی ۹ روز اعتصاب غذا در زندان رجایی‌شهر(گوهردشت)

در تاریخ 11 شهریور1385  ابتدا دچار ایست قلبی و سپس مرگ مغزی شد.

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  وقتی همه چیز به هم می ریزد  ( )

وقتی همه چیز به هم می ریزداحساس می کنم به هم ریخته ام و ناتوان شده ام در به زنجیر کشیدن کلمات.انسان گاهی بیش از آنچه هست می نماید و بیش از آنچه می نماید می پذیرد.نگاهم را به سوی فردی خاص نمی گردانم که شائبه ای را بر انگیزد اما اتفاقات را مرور می کنم تا شاید از این احساس "تهوع " رها گردم ...احساس تهوعی که از "سنگهای تراشیده شده" کنار بندر گاه به دستانم رخنه می کند.نیک می دانم پراکنده نویسی هایم شاید رمقی برای خواندن را در کسی بر نیانگیزد اما بخشش از بزرگان است...

گاهی احساس می کنیم که همه چیز سیر نزولی اش را آغاز کرده است و دیگر مفری نیست برای بالا نشینی در فراخ نای زندگی و بیراهه های ذهنمان را می گشاییم بسوی تضادها و دنبال می کنیم گزینش یک اتفاق را ...اتفاقی که در سراچه پر آب ذهنمان هماره بهترین گزینش است بر سر یک انتخاب. کسی از آواز کشتگان می گوید و دیگری از انتظار خاوران  و سکوت پیش از هر فریاد می سراید...هوا کمی سردتر شده است و برای خواب بعد از ظهر خواستنی تر.بسی زمان است که در آرزوی یک خرناس عمیق چشمهای وغ زده ام را به گلو دوخته ام و دریغ که حتی ناله ای هم از سر خواب از نایژکهای بی رمقم بر نمی خیزد.

 

وبلاگ : مهر ایران

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  اشتباه اكبر گنجي و يك پيشنهاد!  ( نقد )

   اشتباه اكبر گنجي و يك پيشنهاداكبر گنجي را دوست دارم.ميان كساني كه طي يك دهه گذشته به عنوان" چهره سياسي "مطرح شدند او براي من از همه عزيزتر است.در تمام طول مدت زندانش مثل بسياري ديگر از فعالين سياسي پيگير وضعيت او بوده ام و با امضا بيانيه ها و نوشتن مقالات مختلف بنا بر وظيفه به دفاع از او پرداختم .اكنون نيز يكي از پرونده هاي گشوده ام در نزد بيدادگستري جمهوري اسلامي پرونده مربوط به نوشته هايم پيرامون اعتصاب غذاي گنجي در تابستان سال 84 است.اينها را ننوشتم كه بر سر گنجي منتي گذاشته باشم زيرا كه او با آن مقاومت قهرمانانه، حقي عظيم به گردن همه ما دارد و كارهايي از اين دست كه آدميان بي نام و نشاني چون من كرده اند ، انجام حداقل وظيفه در قبال اين مبارز شجاع و مقاوم بوده است.

گنجي همواره از نقد استقبال كرده است.او حتي از نقدهاي بي رحمانه و غير منصفانه برخي مخالفين و دشمنان سياسي اش كه گاه به فحاشي پهلو مي زند بيمي به دل راه نداده است.پس حتما از نقد دلسوزانه يكي از دوستدارانش نخواهد رنجيد.

 

وبلاگ : گاه نوشت ها

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه یازدهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  زنان ایرانی ، حرکت به سمت جلو  ( نقد )

جنبشهای عدلتخواهی زنان در ایران دو  مشکل بزرگ دارد یکی از آنها تکیه زیاد به محدوده خاصی از فرهیختگان و روشنفکران جامعه است و دیگری تلاش برای تغییر در جامعه آنهم  از بالا به پایین یعنی از سمت حکومت به جامعه است. نسل ما نیز کم  و بیش شاهد حرکتهای گروههای مختلف طرفدار حقوق زنان بوده است و البته این روزها نیز با وجود اینترنت این حرکتها نمود بیشتری دارد اما هنوز هم این مشکل در حرکتهای اخیر این جنبشها دیده می شود در واقع بخش بزرگ جامعه زنان ایرانی از این فعالیتها بی خبر هستند.
بایستی بپذیرم که بسیاری از زنان جامعه ما  (همانند بسیاری از مردان همین جامعه ) روزنامه های اصلاح طلب را نمی خوانند ، نشریات طرفدار برابری حقوق زنان را مطالعه نمی کنند و بسیاری از آنها دسترسی به اینترنت ندارد حتی بسیاری از زنان دانشگاهی هم چندان فعالیتهای جنبش های طرفدار حقوق برابر زنان را پیگیری نمیکنند. از طرفی نیز نیروی بازدارنده زیادی نیز در بدنه حکومت وجود دارد که دلایل آن نیز برای ما روشن است و در چنین شرایطی انتظار تغییر قوانین و یا تبلیغ نظراتی که مورد نظر گروههای طرفدار حقوق زنان  است از رسانه های دولتی  بعید به نظر می رسد.

وبلاگ : علیرضا شیرازی



ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه دهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  در معناي معجزت، از كوه طور تا خيابان پاستور  ( طنز )

در معناي معجزت، از كوه طور تا خيابان پاستورآن ششمين رييس جمهور، آن ساطع هاله‌ي نور، آن مهرورز رجائي‌سان، آن بهتر از اي‌كي‌يوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعه‌ي هولوكاست، آن قانع به سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتم‌الانبياي علي‌البدل ، آن صاحب جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگ‌نويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا، آن پس از حسن‌القضا سوءالقضا، آن ناقض دويم جوزا، آن در دانشگاه اوستاد، آن از جمله اوتاد، شيخنا و مولانا و پرزيدنتنا شيخ محمود احمدي‌نژاد، اهل هزاره‌ي دوم بود و طرح‌هايش از هزاره‌ي چهارم و عملش از هزاره‌ي اول و با اين حال معجزت هزاره‌ي سوم بود. و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود كه او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانسته‌اند، العياذبالله. و معجزت البته بسيار داشت و خرق عادت مي‌كرد بهتر از ژانگولر و در هوا راه مي‌رفت و مي‌گفت: ما مي‌توانيم.

 

وبلاگ : شورای عالی نویسندگان جیغ و داد نو

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه دهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  شبح در کمین است !  ( نقد )

شبح در کمین است !اینبار به نظر می رسد جریان کمی جدی تر و البته آکادمیک تر است.در سالیان رفته که می نگرم یک چیزی می بینم شبیه شبح یک شبح که سایه اش با کمی سنگینی کم و بیش هماره بر سر مان بوده است. ناگوار نیست که اذعان کنم گه گاه این شبح خبیث در روح تک تکمان رسوخ کرده است و با انتهای " پدال گاز " بر ما و آپارتایدهایمان!!! چیره گشته است.صبح با ندای این سایه خواب را می رانیم و شب با نجوایش چشم بر هم می نهیم و تازه در خواب هم  دست از سرمان کوتاه نمی کند.

حال بنا نهاده ایم که با جمعیتی فزونتر راه را بر قدرت نمایی این سایه تاریک ببندیم و قامتی راست کنیم زیر هتاکی های تایید شده این مجوس.گاه گاهی زمزمه می کردیم ساختن بلوری از آرزو را و گاه گاهی نزدیک می شدیم به معماری عمارتی در خور اما هر بار با تیشه ای در دست و با هم نفسی دیگرانی "ذی نفع" بر ریشه می کوبیدیم و تباه می کردیم ساخته ها و نا ساخته هامان را.امروز خبر از یک جماعت یک میلیونیست که می خواهند بر سبیل گذشته راهوار سازند ناهمواری های یک تاریخ را. ناهمواریهایی را به طول قرنها اشتباه و قرنها فریب که بر گونه زیبای دخترکانی نقش بسته است که کمیشان می دانند "حق" چیست و کمتریشان می خواهند آن را بگیرند.قصد مرثیه سرایی برای یک حرکت در خور را ندارم اما نگرانیم را نیز نمی توانم پنهان کنم.مراد از حقوق زنان را هنوز از دیدگاه این قشر از جامعه درک نکرده ام.فارغ از جمعیتی "نواندیش" که طلایه دار حرکتی شده اند ستودنی دیگران را نمی توانم در صف این حرکت بیانگارم.

 

وبلاگ : مهر ایران

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه نهم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  گرگم به هوای هسته ای  ( نقد )

گرگم به هوای هسته ایهمانطور که میدانید ایران به بسته پیشنهادی اروپا رای منفی داد.همانطور که میدانید ایران به بسته پیشنهادی اروپا رای منفی داد. با این وضعیت اوضاع ایران به لحاظ خارجی و اقتصاد داخلی به چالشی عمیق گرفتار خواهد شد.در دنیای کنونی تحریم دیگر کارکردی ۱۰۰٪ نخواهد داشت اما به دلیل بوجود آمدن واسطه های متعدد دو ضرر بسیار بزرگ را ایران متحمل خواهد شد:

۱) وجود واسطه های متعدد مالی......

۲) عدم دسترسی به کالاهای مرغوب و با کیفیت.....

میخواهم در رابطه با هم اکنون بنویسم.بعد از انقلاب دلیل تمام مشکلات و نابسامانی ها در چالش تغییرات سردرگم میشد؟و بعد نوبت جنگ شد و اینک پس از این همه سال نوبت انرژی هسته ایست؟؟؟؟؟ کشور های اروپایی به لحاظ منابع زیر زمینی غنی نیستند و به خوبی این مطلب را میدانند که به لحاظ انرژی به سوختی که در ایران موجود است نیاز پیدا خواهند کرد.یکی از مسائلی که رئیس جمهور فعلی آمریکارا در نزد افکار عمومی مورد خشم قرار داده دخات در وضعیت کشورهای دیگر است که سبب جنگ افروزی میشود.

 

 

وبلاگ : غواص آزاد

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه هفتم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  این است دولت اسلامی  ( نقد )

این است دولت اسلامیسال قبل در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی،تحلیل من -که از تحریم کنندگان بودم-از نتیجه انتخابات این بود،که با انتخاب احمدی نژاد ظاهر و باطن حکومت اسلامی یکسان می شود.اگر تا پیش از این دولت سید محمد خاتمی ویترینی پر زرق و برق برای فروشگاهی پر از اجناس دسته چندم به شمار می رفت،دولت احمدی نژاد ماهیت جمهوری اسلامی را برای جهانیان شفاف خواهد کرد.امروز پس از یک سال از روی کار آمدن دولت مهرورزی!!! شواهد از درستی این تحلیل حکایت می کند.سردادن شعار محو اسراییل از نقشه جهان،حمایت علنی از حزب الله،اتخاذ سیاستی ستیزه جویانه با جهان غرب بر سر پرونده هسته ای در حوزه رفتارهای بین المللی و برخورد با آزادیهای اجتماعی،سرکوب تجمعات زنان و کارگران،دستگیری و ربودن فعالین سیاسی و دانشجویی این بار از جانب وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و برخورد با روشنفکران به بهانه مقابله با انقلاب مخملی در داخل،همه و همه در یک سال از عمر دولت احمدی نژاد به وقوع پیوسته است.به اینها اضافه کنید شدت یافتن فیلترینگ اینترنت و فشار بی سابقه بر مطبوعات و ناشرین را که منجر به خودسانسوری شدید در حوزه اطلاع رسانی شده است.البته محدود کردن آزادیهای سیاسی و اجتماعی  از سوی حکومت اسلامی،مساله ای جدید و خاص دوران احمدی نژاد نیست.

وبلاگ : من بلاگرنیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  جریا ن اتمی ، سرطان هسته ای و ...  ( نقد )

امروز سه کانال خبری عمده اینجا ( سی بی سی - سی تی وی - گلوبال ) ایران را نشان دادند واحمدی نژاد را . جریان اتمی رژیم مورد بحث بود . درضمن که درشوی سیاسی دیگری درمورد مصاحبه مایک والس و احمدی نژآد صحبت میشد. بعد از همه این روزهایی که اروپا و آمریکا ، شورای امنیت و سازمان انرژی اتمی والبرادعی و جورج بوش و مهمتر از همه ما !! و همه و همه منتظر جواب ایران بودند که بلاخره دست از غنی سازی اورانیوم برمیدارد یا نه . ایران گویا باز یک نامه 50 صفحه ای نوشته است و درضمن تفسیر همه قران و نهج البلاغه و دیگر کتب مذهبی شیعه درآن گفته است که میخواهد به سرمیز مذاکره برگردد!! یعنی تمام این داستان ها و مذاکرات و رفتن و آمدن و قهر کردن و آشتی کردن و البرادعی و ماراتون هسته ای او و جایزه نوبل صلح به همین خاطر و همه اینها هیچ و باز از اسر!!دنیا درچنبره مار جمهوری اسلامی بد جوری گیر کرده است . جنگ لبنان طبق نظر بعضی تحلیل گران به اعتماد نفس ایران افزوده است . اختلاف نظر کشورهای اروپایی با آمریکا برسرقضیه لبنان گویا ایران را باز شیر کرده است و بخصوص فرانسه که حتی از فرستادن تعداد سربازان صلحی هم که وعده داده بود سرپیچیده است ( یک مفسر اسرائیلی گفته است که فرانسه از ترس ایران اینکاررا کرده است ) !! فرانسه اساسا به نظر میرسد که درقضیه اتمی ایران رلی خنثی را درپیش گرفته است. . وجانش بسته به قراداد های اقتصادی اش با ایران است . آمریکا نمیتواند اروپا را سر مساله هسته ای ایران با خودش همراه کند .

 

وبلاگ : ترانه های برف

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه ششم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  می خواهم برای همیشه بمیرم.  ( )

در اتاقم ناگهان باز شد. پسر عمویم را در چارچوب در دیدم. نیم نگاهی به اشیای اتاقم انداخت. گفت: «به به، چه اتاق قشنگی داری؟ این تابلو مال کیه؟» ترسیده بودم. مادرم برای خرید بیرون رفته بود. در خانه، تنها بودم.ناگهان به سمتم دوید. دستانم را گرفت. مرا هول داد. به دیوار خوردم. فشارم داد. صدای تپش قلبم را می شنیدم. هیچ چیز را نمی دیدم. دستانم را محکم گرفته بود. بازوهایم درد گرفته بودند. خیلی مقاومت کردم. صورت وحشی اش دائما روی صورتم کشیده می شد. در همان حال سعی می کرد یکی از دستانش را روی سینه هایم بگذارد. خودم را کنار می کشیدم. قفسه ی سینه ام را به دیوار فشار می داد. بی حس شده بودم. خیلی سعی کردم تا دستش را کنار بزنم. زورش چند صد برابر جثه اش شده بود. فقط می توانستم جیغ بکشم. گفت «خفه شو، وگرنه خفت می کنم.» دستش را روی دهانم گذاشت. من خم شدم. مرا به زور برگرداند، ناخواسته، برگشتم، اینبار سینه ام روی دیوار بود. سرم را به دیوار فشار می داد. دامنم را کنار زد. دستش را به پاهایم می مالید. به گریه افتاده بودم. کنار گوشم، آرام می گفت: «چیزی نیست، الان تمومش می کنم،». باز هم مقاومت می کردم، فریاد زد: «تکون نخور، لعنتی» موهایم را می کشید. سرم درد، گرفته بود. انگار پوست سرم داشت کنده می شد. به ناله افتادم. خواهش کردم، این کار را نکند. به جان پدرش، مادرش و عزیزترین کسانش قسمش دادم.
نفسم بند آمده بود. می خواستم بمیرم. الان هم می خواهم بمیرم. می خواهم برای همیشه بمیرم.

 

این دختر سه روز بعد از فاش کردن این ماجرا به مشاور دبیرستانش، خودسوزی کرد.

 

وبلاگ : زن نوشت

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه چهارم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  صفحات مفقود شده در کارنامه عملکرد دولت  ( نقد )

صفحات مفقود شده در کارنامه عملکرد دولتدبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت، كارنامه مختصر دولت نهم را منتشر كرد.    اصل خبر

در اینجا قصد انتقاد از کارنامه دولت را ندارم و گذشته از ان توقعی از دولت هم نداشته ام و خود دولت هم ظاهرا بجز عده ای که حرفهای مبهم انان را باور میکنند یا تظاهر به باور کردن میکنند به دیگران رغبتی نشان نمیدهد .اما با این وجود شفاف نبودن عملکرد دولت فعلی به معنای قبول داشتن دولت سابق نیست و همچنین وارد دانستن انتقادات به دولت فعلی از بار تقصیرات دولت قبلی نمی کاهد و در ضمن اینکه تمام اینها به منزله این نیست که دولت نهم عملکرد مثبت اصلا نداشته باشد زیرا هر دولت و هر گروهی به موازات عملکرد خود میتواند دارای عملکرد مثبت در بعضی زمینه ها هم باشد با این تفاسیر جستی مختصر برهفت بند ارایه شده  در کارنامه دولت می نهیم و بعد از ان به صفحاتی که به هر دلیل دولت ان را از کارنامه خود کنده است می پردازیم.

 

وبلاگ : مردم ایران ما

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه چهارم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  احمدي‌نژاد، معجزه‌اي براي همه تاريخ  ( نقد )

فاطمه رجبي، همسر غلام حسين الهام(عضو حقوق‌دان شوراي نگهبان، رئيس دفتر و سخنگوي محمود احمدي‌نژاد) به تازگي اقدام به انتشار كتابي تحت عنوان «احمدي‌ن‍ژاد معجزه هزاره سوم» در تيرا‍ژ 12000 نسخه نموده است. اين كتاب سراسر حاوي نكاتي توهين آميز نسبت به رقباي احمدي‌نژاد در انتخابات نهم رياست‌ جمهوري و علي‌الخصوص اصلاح‌طلبان است. فارغ از محتويات كتاب و مطالب توهين آلود آن - كه البته با ادبيات يك عضو تحريريه يالثارات تناسب تام و تمام دارد- نفس انتشار چنين مطالبي توسط نزديكان يك سياستمدار كه رداي رهبري ديني نيز بر تن ندارد پديده‌اي نوظهور است.

اما غرض از قلم فرسايي اين حقير پيرامون اين كتاب كه نه نقد آن بل‌كه همنوايي با سركار خانم رجبي است تا با ادله‌ي محكمي كه در ادامه بدان‌ها اشاره خواهد شد بتوان اين مهم را ثابت كرد كه احمدي‌نژاد نه تنها معجزه هزاره سوم است بل‌كه براي هميشه چون ستاره‌اي بر تارك آسمان تاريخ خواهد درخشيد.

نكته: با توجه به اينكه تا كنون تنها يك سال از دوره رياست جمهوري احمدي‌نژاد گذشته و ايران حداقل تا سه سال آينده صحنه بروز و ظهور نشانه‌هاي تازه و جديد ديگري در اثبات معجزه بودن ايشان است در اين نبشته تنها به مواردي اشاره مي‌شود كه در يك سال گذشته به منثه ظهور رسيده‌اند و از پيش‌گويي اجتناب خواهد شد.

>>>>>>>>>>صادق دالوندی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  بیچاره وبلاگ نویسان پراستعداد  ( نقد )

قصه وبلاگ‌نويسي در كشور ما قصه عجيبي است. چراكه عده‌اي تا همين ديروز نه‌چندان دور بر اين باور بودند كه وبلاگ و وبلاگ‌نويسي خاص افراد بيكاري است كه از سر وقت‌گذراني به‌سوي اين وسيله ارتباطي گرايش پيدا كرده‌اند اما رفته‌رفته شمار روزافزون وبلاگ‌هاي ثبت شده بر روي سرويس‌دهندگان وبلاگ نشان از آن مي‌داد كه شمار افراد بيكار رو به افزوني است. البته اگر اين سير صعودي را با باور آن عده قياس كرده باشيم. اما واقعيت امر اين بود كه وبلاگ به‌عنوان يك رسانه آزاد و در عين حال رايگان توانسته بود به‌راحتي مخاطبان بسياري را از تمامي اقشار و سنين مختلف به‌سوي خود براي انعكاس ديد‌گاه‌هايشان جذب كند.

سید محمد خاتمی  . ابطحی . علی لاریجانی  . اکبر هاشمی رفسنجانی . علی ولایتی . محمد باقر قالیباف  . مصطفی معین  . محسن رضایی . کروبی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  یک سوال فلسفی : چرا مرغ از خیابان رد شد ؟  ( طنز )

 ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخی اجتناب‌ناپذير بود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را ميمکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.
همينگوی: برای مردن. در زير باران.
اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

>>>>>>>>>>>بهاره

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  فقط همین !!  ( نقد )

در این مدت یک ساله ای که دولت جدید روی کار آمده است و حکومت به طور کامل یک دست گردیده است،دیگر عادت کرده ایم که هر چند وقت یک بار،از جعبه ی شعبده بازی خود چیزی را بیرون بکشند و مردم ایران را سرگرم و جهانیان را انگشت به دهان سازند.واضح است از چه سخن می گویم:

تشکیل کابینه ی 70 میلیونی توسط رئیس جمهور مهرورز!!!!!؛ سخنرانی در سازمان ملل و دیدن هاله ای از نور؛ تکمیل چرخه ی سوخت هسته ای با شعار انرژی هسته ای حق مسلم ایران است؛ نامه به رئیس جمهور آمریکا(طنز نامه ی سیاسی) و دیگر روسای جمهوری دول غربی و البته بی اعتنایی این افراد؛شکست مذاکرات لاریجانی با سولانا و شروع جنگ حزب الله و اسرائیل و حمایت غیر منطقی جمهوری اسلامی از حزب الله؛

شروع به کار  وبلاگ آقای احمدی نژاد

>>>>>>>>> آزادی یاد گرفتنی است

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه دوم شهریور 1385

  لینک مطلب         


  فقر و برق  ( نقد )

بالاخره فرصت به پایان رسید و جمهوری اسلامی پاسخ مخلوط خود را مبنی برهم بله وهم خیر در حالی به سفرای کشورهای پنج بعلاوه یک ارائه کرد که همچنان بر طبل محو کردن و نابودی این و آن می کوبد . هنوز رزمایش وسیع ذوالفقار در شانزده استان ادامه دارد و هر روز موشکها و جنگ افزارهای بیشتری مورد آزمایش قرار می گیرد ، همچنان روند جمع آوری دیشهای ماهواره یی ادامه دارد و هنوزانسانهای بی گناهی که به اتهام ابراز عقیده یا مطالبه ی حقشان مورد نفرت مسئولان این رژیم قرار گرفته اند در زندانهایی به مراتب وحشتناک تر از ابوغریب و گوانتانامو شکنجه می شوند .

آری فرصت به پایان رسید و جمهوری اسلامی پا سخ داد ؛ پاسخی که در آن سئولاتی طرح شده است و احتملا در جواب غربیان هم باز سئوالاتی خواهند داشت . این روند پرسش و پاسخ از سوی ایران و طرفهای مذاکره اش بیشتر به نوعی حال و احوال پرسی شبیه شده که معلوم نیست تا کی به طول خواهد انجامید و چقدر وقت برای ایران خواهد خرید ( همانطور که می دانید حکومت هر روز اعلام می کند به فن آوری تازه یی در زمینه ی مسائل هسته یی دست یافته و بعید نیست در فرصتی که اروپاییان مشغول بررسی جوابها یا سئولات جدید ایران هستند ، آقای احمدی نژاد روزی بر صفحه ی تلوزیون ظاهر شده و مژده دسترسی به بمب اتمی را به یرانیان بدهد - بمب نترونی ولایت ).

وبلاگ: نرده های سنگی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه دوم شهریور 1385

  لینک مطلب         



مطالب پيشين

 




All Rights Reserved 2005-2006 © by etehadiye2.blogfa.com :: Template Design by Loghman Avand