اقليت! اين كلمه اي است كه گاهي اوقات مي توانيم به آن آويزان شويم تا بار مسئوليت خودمان را روي زمين يا در متعهدانه ترين حالت روي دوش ديگري بگذاريم.گاهي مي توانيم با استفاده از كلماتي مثل –ناچيز- پيازداغ خوبي به اين عدم مسئوليت بدهيم.
مثلن بگوئيم اقليت ناچيزي از ... .
اين اقليت حتمن بايد براي اثبات خود حركت هاي وحشناكي انجام دهند. گويا با بيانيه دادن و ... اثبات نمي شوند و ما هم هميشه ترجيح مي دهيم آنها را ناديده بگيريم.
به غير از باري كه بر دوش روشنفكران و فعالان سياسي و اجتماعي وجود دارد اين انواع اقسام اقليت ها كه در مجموع چندين برابر اكثريت هستند بيشتر مقصرند.
خب! با توجه به جريانات اخير اول اقليت ترك را مي گويم. ترك ها بخش زيادي از جامعه چندين قوميتي ايران را تشكيل مي دهند و بنابر گفته هاي خود ايشان تعداد اين ها بيشتر از كليه ايرانيان است و به نوعي آنها اكثريت غالب ايران هستند و نه اقليت. از اين ها گذشته . اما چرا تا كنون به يك انسجام كلي نرسيد تا حداقل بتواند شرايط بحران را كنترل كند.
با به حق بودن حركت ترك ها و اعتراض آنها كاري ندارم. اما اين اعتراض با اين حجم گسترده و با هزينه اي برابر با مرگ چند انسان در روزهاي نخست مي توانست ابزار بسيار قدرتمندي براي اعلام و كسب خواسته هايي باشد كه سال ها سركوب شده بود.
وبلاگ زنانه
ادامه ی مطلب ...
:: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385