تبليغاتX
اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت

اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت
تمرین با هم بودن و اتحاد

 

 







  آزادی اندیشه و قلم و زبان ٬ موجب آبادی و عمران مملکت است .... قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است ""به اتحادیه وبلاگنویسان منتقد به حکومت خوش آمدید.در این وب شما می توانید مقالات خود را بدون هیچ گونه سانسور در این جا چاپ کنید. برای اطلاعات بیشتر به اساس نامه اتحادیه مراجعه کنید.پاینده ایرانی آباد و آزاد
 
منوي كاربري


لوگوي ما


تبلیغات


اولین سرود ملی


اطلاعات شما


لينكدوني

ساعت


پیامهای کوتاه



  استحاله آخوند به بز و مارمولک  ( نقد )

هنوز يکی دو ماهی از انقلاب اسلامی نگذشته بود که مردم ايران متوجه اشتباه تاريخی خود شدند و به مقاومت در برابر رژيم اسلامی پرداختند. بخشی در گوشه و کنار کشور دست به اسلحه بردند و بخش بزرگتر با سلاح فرهنگی به مقاومت منفی روزانه روی آورد. ملت ، منتظری را گربه نره ، رفسنجانی را کوسه و مهدی بازرگان را ملا نصرالدين ناميد و بيزاری خود را از اين جماعت و پندار و کردار قرون وسطايی شان نشان داد.

اگر در سال های نخست، افراد و مسئولان جمهوری اسلامی هدف استهزا و انتقام مردم بودند ، چند سالی است که تمامی دستگاه فکری آنان به پرسش و چالش کشيده می شود. از خاطرمان نرفته است که دو سه سال پيش در يک نشريه دانشجويی ، در نمايشنامه ای به نام ""شب کنکور"" ، خواست موفقيت در زندگی زمينی و اين جهانی، بر اجابت دعوت امام دوازدهم شيعيان برای پيوستن به او چربيد و نسل پس از انقلاب مذهبی به استعانت از چاقوی بی اعتنايی و زور، باورهای مذهبی را از سر راه پيشرفت خود برداشت و نشان داد تا کجای کار حاضر است که جلو برود و بی شک هم خواهد رفت. و جمهوری اسلامی با تمام يال و کوپال خالکوبی شده اش طبعا نتوانست در برابر نمايشنامه ای که در جهان پخش و خوانده شد و در اسناد بلوغ فرهنگی و مقاومت ملتمان جای ويژه يافت ، کاری کند. و اين تازه گام اول بود.
نویسنده: بهمن ساوجی زاده

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  قربانی انتخابات شورای مرکزی تحکیم  ( سیاست )

ائتلاف ادواریها با راستهای فخر آور صفت دانشگاه تهران پیش از انتخابات دوره ی جدید شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت.

 مدت زیادی تا زمان انتخابات دفتر تحکیم وحدت باقی نمانده است.  این انتخابات که بیشتر به یک سیاه بازی شباهت دارد را بدون ذره ای تردید می توان یک  انتصابات خواند و ما به زودی شاهد نشاندن تعدادی از افراد از پیش انتخاب شده در سمت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت خواهیم بود. پدر خواندگان تحکیمی خود به خوبی می دانند که دیگر این تشکل بدنه ای در دانشگاه ندارد و البته به هیچ عنوان هم قصد ندارند با صرف وقت و هزینه اعتباری برای خود و مجموعه ی مطبوعشان کسب کنند. پشت پرده ی دفتر تحکیم وحدت همین قدر که از تحکیم نامی باقی بماند و این نام در اختیار آنها باشد راضی هستند و کلاهشان را به آسمان پرت خواهند کرد. دفتر تحکم وحدت که در بره کشان اصلاح طلبی مدعی بود که نماینده ی چهل هزار دانشجو در دانشگاه های کشور است اکنون به زحمت می تواند چهل عضو پای کار ، حتی برای حرکات نمایشی خود ردیف کند. سوپاپهای اطمینان رژیم در دانشگاه دیگر کارایی خود را از دست داده اند. چند انجمن اسلامی که کاری می کردند و رمقی داشتند یک به یک یا تعطیل شدند و یا تحویل برادران بسیجی گردیدند و بقیه نیز که مشغول «یک قل دو قل بازی» خود بودند چنان ماستهای خود را کیسه کرده اند که حتی نفسشان هم در نمی آید. در اینجا به هیچ عنوان قصد ندارم هزینه هایی که تعدادی از اعضای انجمنها در دانشگاه های سرتاسر کشور برای عقاید خود و یا حیات تشکل خود پرداخت کرده اند را نادیده بگیرم. مسئله به هیچ وجه افراد و اشخاص نیستند بلکه مطلب نوع تفکری است که در حال حاضر  دفتر تحکیم وحدت را کنترل می کند. انجمنیها و تحکیمی هایی که احتمالا با خواندن این سطور رگهای گردنشان برجسته و چهره هایشان بر افروخته  خواهد شد بهتر است کمی آرام باشند و بیاندیشند.

علیه وضعیت موجود

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  اصلاحات آری ٬ انقلاب خير  ( احزاب )

ملت ایران را به سه گروه :۱.همراهان حکومت. ۲.اصلاحطلبان. ۳.اپوزیسیون وافرادی با تئوری انقلاب تقسیم میکنم.روی سخن با کسانی است که از تئوری انقلاب حمایت میکنند.و بر اين عقيده اند :خانه ای که ریشه های آن در استبدادقوت گرفته باید ویران شود وخانه ای از نو ساخت.اپوزیسیون {مخالفان خارج ازکشور}برای بازستاندن قدرت  راهی جزانقلاب ندارند.بیست وهفت سال دراین راه تلاش وپافشاری نشان دادند.اما هیچگاه از اصلاحات حمایت نکرد اند؛حتی براین اعتقادندکه روی کار آمدن راستی های تندرو به زمان موعود{انقلاب}تسریع میبخشد.اما مردمان داخل کشورکه خواهان یک سرزمین دموکراتیک٬آزادی بیان بی حدومرز٬دموکراسی ورفراندوم وحقوق اجتماعی هستندودر دوره ای نیت خیر خود را نشان دادندوبرای رسیدن به خواسته هایشان با اصلاحطلبان همراه شدند.اماپس از هشت سال به دليل آنکه بطورمطلق به آرمانهایشان نرسیدند٬سرخورده از اصلاحات به دو شاخه :۱.شهروند بی تفاوت و یا ۲.انقلابی تقسیم شدند.امیدوارم با خواندن این این چند خط جرقه هایی از بازاندیشی در آنها ایجاد شود. در ابتدا عرض کنم به هیچ عنوان قصد دفاع از اصلاحطلبان وسرپوش گذاشتن بر اشتباهات آنها را ندارم.وبا این نظر که اصلاحات متعلق به هیچ فرد و یا حذبی نیست با من همراه شوید. در سال ۱۲۸۵ ایران٬ توسط انقلاب مشروطه به یکباره تبدیل به کشوری دموکراتیک شد.و این آزادی دستاورد انقلاب بود....!در آن بازه زمانی آزادی احذاب تا آنجا بود که مجلس اول از چهار حذب:۱.محافظه کار ۲.میانه رو ۳.لیبرال .۴.رادیکال تشکیل شد.و در مجلس دوم این آزادی بیشتر وبیشترشد.تمام آرمانهای امروز ملت ایران در آنروزها پاسخ داده شده بود ٬اما نتیجه چه شد....!!!

نویسنده متن:محسن رها

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در شنبه چهاردهم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  رئيس جمهوري که موافقان را به مخالفان تبديل کرد  ( سیاست )

"به من اخطار کردند که تحريم را تبليغ نکنم. پس من مي گويم برويد و در انتخابات شرکت کنيد و به احمدي نژاد هم راي بدهيد." اين جملات يکي از فعالان سياسي بود در مراسم سخنراني دانشگاه علوم پزشکي رشت. درست 1 ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري نهم. آن روزها بسياري مانند وي براين عقيده بودند که با انتخاب محمود احمدي نژاد و يکدست شدن حاکميت، تکليف کشور و حاکميت مشخص مي شود. مثلا فعال ديگري که معتقد بود: "انتخاب محمود احمدي نژاد حاکميت را يکدست مي کند و حاکميت يکدست از اين به بعد مسئول اتفاقاتي است که در کشور مي افتد و اوست که بايد پاسخگو باشد."

حال يک سال و نيم است که از رياست جمهوري محمود احمدي نژاد مي گذرد و به قول محسن آرمين "او تنها رييس جمهوري است که حاميانش در اولين انتخابات دوران رياست جمهوري اش راي نياوردند و اين نشان از رويگرداني مردم نسبت به سياست هاي محمود احمدي نژاد دارد."

اما احمدي نژاد نه تنها، تنها رييس جمهوري است که چنين شکستي را تجربه کرده بلکه به قول دکتر صادق زاده "تنها رييس جمهوري هم هست که در عرض يک سال حاميان سياسي اش را نيز از دست داده است." چه آنکه اکنون از جمع 200 نفره فراکسيون اصولگرايان ـ حاميان احمدي نژاد در مجلس هفتم ـ اين بار فقط 50 نفر در جلسه حاضر شدند و خبرها حکايت از تشکيل فراکسيوني 150 نفره مي کند با عنوان" اصولگرايان مستقل". همان 150 نفري که اخيرا نامه احضار و سئوال از رييس جمهور در صحن علني مجلس را امضا کرده اند. نامه اي که به گمان برخي از فعالان سياسي مقدمه طرح استيضاح رييس جمهور ايران است. ريس جمهوري که از همان روز اول کاري اش برخي ها را براين عقيده کرد که دولت نهم، " دولت مستعجل" است.
منبع : آرمان پورنصير

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در جمعه سیزدهم بهمن 1385

  لینک مطلب         


   ( نقد )

احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید .
در سی و یکم شهریور ماه سال 1359 ارتش بعث عراق که پس از اتفاقات دو سال قبل وکشته یا خارج شدن ارتش سالاران ایران فرصت را برای انتقام گیری از همسایه ی قدرتمند خویش و ژاندارم منطقه مناسب یافته بود با فرمان صدام حسین که اکنون خود را سردار قادسیه می خواند و با ادعای رهبری جهان عرب حامیان مالی و تسلیحاتی فراوانی برای خود دست و پا کرده بود به ایران حمله کرد و از زمین و آسمان و دریا بر مرزهای گهربار کشورمان تاخت .خوزستان بهانه یی بود برای حمله به کشوری که ادعا می شد سه روزه سقوط خواهد کرد ، اما سه سال مقاومت شیرمردان و شیرزنان این مرزوبوم به خصوص خوزستانی ها و کرد ها و لرها ( همانانی که همیشه مورد نفرت این نظام ناسپاس بوده اند ) موجب شد تا در سوم خرداد 1362نیروهای ایران علاوه بر آزاد کردن کلیه مناطق اشغالی ، به طول ده کیلومتر و عرض چهل کیلومتر وارد خاک عراق شوند . در این هنگام جامعه ی جهانی قطعنامه ی 598 الجزایر را به عنوان مبنایی برای بازگشت دو کشوربر سر میز مذاکره و آتش بس مطرح کرد ؛ و عربستان سعودی پرداخت کلیه خسارتها و بازسازی ویرانی های ایران را تقبل کرد ، عراق نیز ملزم به عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت شد ؛ اما ... از آنجایی که رهبران حکومت ایران جنگ را یک نعمت الهی می دانستند و قصد آزاد کردن قدس را از راه کربلا داشتند ، همچنین دلشان برای سرمایه های مادی و معنوی و مردمی کشور نمی سوخت قطعنامه را نپذیرفتند و ادامه ی جنگ را بهترین راه برای ادامه ی حکومت خود تشخیص دادند . جنگ ایران و عراق که به شدت فرسایشی شده بود تا سال 1367 ادامه یافت ، تحریمهای ایران هر روز تشدید شد ، هفتصد و پنجاه هزار نفر از جوانان برومند ایران به خاک و خون غلتیدند ، نزدیک به دو میلیون نفر اسیر و مجروح جنگی شدند ، بسیاری از زیرساخت های کشور به وسیله ی بمب و موشکهای عراقی از بین رفت ، شهرهای مرزی خسارات کلی دید ، منابع مالی ایرانیان تمام شد و میلیاردها دلار مقروض شدیم و... اما همچنان رهبران ایران بر جنگ و شعار محو اسرائیل از راه کربلا تاکید می کردند و دفاع از آب و خاک جهان اسلام را حق مسلم خود می دانستند .
نرده های سنگی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  تغییر و دگردیسی هویتی  ( نقد )

اگر چه به همکاری کشيدن زندانی هدفی بزگ برای دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی است، ولی هدف ايده آل برای آنها به مثابه ی يک سيستم ايدئولوژيک تغيير و استحاله ی هويتی زندانی است. جمهوری اسلامی يک نظام سنتی اسلامی است. در قسمت اول اين نوشته کوشيدم تا هنجار های پايه ای آن را نشان دهم. طبق آموزه های حکمت اسلامی که ترکيبی از کلام، عرفان و فقه و اصول است، انسان دارای فطرت پاک است  و فطرت پاک حکم می کند  که انسان تسليم حق شود و حق هم از نظر مسلمان چيزی جز اسلام نيست. بر پايه اين گزاره بازجويان می کوشند که زندانی را به اسلام دعوت کنند. اين دعوت به اسلام را آنان به طور آشکار بيان نمی کنند، بلکه وقتی زندانی سرسختی نشان می دهد و تلاش می ورزد که هويت فرهنگی ـ فکری خود را حفظ کند مورد فشار قرار می گيرد. با اين استدلال که زندانی اطلاعات خود را نداده است و وجود اين اطلاعات مانع می شود که فطرت او پاک بشود. اين اطلاعات تخليه نشده به مثابه ی حجابی بر فطرت زندانی عمل می کند و مانع از آن می شود که روح و روان او به طور ساده اسلام را پذيرا شود. چنان که کسی فطرتش پاک باشد، به محض اينکه اسلام به  او ارايه شود، آن را قبول می کند و با آن از در عناد وارد نمی شود. اين که به فردی اسلام عرضه می شود و فرد از پذيرش آن سر باز می زند، دليلی بر ناپاکی فطرت اوست و ناپاکی فطرت هم دليل عدم تخليه اطلاعاتی است. بر اين بنيان، اطلاعات تخليه نشده حايل ميان اسلام و فرد است. از اين رو، زندانی زير فشار قرار می گيرد که اطلاعات خود را بدهد.
آزاد اندیش

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  بیانیه احمد باطبی در خصوص دستگیری دکتر حسام فیروزی  ( بیانیه ها )

دوشنبه مورخ ۱۶/۱۰/۱٣٨۵ دکتر حسام فیروزی، پزشک شریف و متعهد معالج من، توسط دادگاه انقلاب تهران احضار و سپس دستگیر شد. هر چند این دستگیری مسبوق به سابقه بوده است، اما نوع و عنوان عجیب اتهام منتسب به ایشان (پناه دادن به زندانی فراری و معالجه ی او) توضیحاتی را نیازمند است که بدین وسیله حضور همگان اعلام می گردد.
عدم بازگشت من به زندان هیچگاه فرار محسوب نمی شود، چرا که پس از گذشت سالهای زندان و مسئله تحصیل، ازدواج و عدم امکان فعالیت اقتصادیم از درون زندان مرا با مشکلات فراوانی خصوصا" در حوزه ی اقتصادی مواجه کرده بود . تقاضای من برای دریافت مرخصی نیز به صورت پیاپی از ناحیه مرجع قضایی رد می شد، از این رو بعد از اعطاء اولین مرخصی ۵ روزه ی نوروزی در سال ٨۴ و قبل از خروج از زندان به مسئولین اعلام نمودم که به دلیل مشکلات فوق الذکر به زندان باز نخواهم گشت، چرا که می بایست برای امرار معاش مدتی را کار می کردم با این وجود قبل از خروج از زندان آدرس محل سکونتم را به زندان اعلام کردم. این آدرس همان آدرسی بود که در طول مدت حضورم در خارج از زندان ساکن آن بودم. آدرس محل کارم نیز مشخص بود و نیز در محافل مختلف بدون کوچکترین پرده ای حضور داشتم و ارتباطم با افراد مختلف آشکار و آزاد بود.

بهزاد مهرانی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  محرم آمدو عذاب هم آمد  ( نقد )

باز شروع شد .میگید چی شروع شد؟خوب معلومه دیگه محرم.برداشتن کل کوچه را سیاه کردن اصلا وقتی داری راه میروی افسردگی بهت دست میدهد.عصاب آدم خورد میشود بعد بدترین حالت هم آنجایی هست که چند نفر دیوونه بردارند چند تا پارچه رو بدوزند به هم وصل کنند دم خونه ی شما .آخ آخ دارم آتیش میگیرم از بعدازظهر یعنی حدودای ساعت6 اینا برمیدارند آهنگ میزارند اونم با صدای بلند هنمون سرویس شده .
حالا همین پسره که تو محلمونه ها قبل از محرم وقتی میشست پشت پژوی باباش میرفت دختر بازی همش آهنگهای شهرام کاشانی و خارجی میذاشت ولی تا محرم شد از همون روز اول یه پرچم یاحسین بست جلوی کاپوت ماشین تازه انقدر میخواست عشقشو به امام حسین نشون بده که پشت شیشه ماشینش هم نوشت جانم حسین حالا هم صبح یا عصر هر وقت از خونه بیرون میره سی دی های مذهبی میذاره اصلا خودش شده دیگه یه دسته عزاداری.....
محرم آمدو عذاب هم آمد

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه پنجم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  یک میلیون فریاد !  ( نقد )

یک میلیون فریادآخرین چیزی که دیدم چشم های بهت زده و ترسیده ی زن بود. لحظه ی بعد، برخوردش با قسمت جلویی ماشین و بعد پرتاب شدنش به روی شیشه . کابوسش رهایم نکرد. بارها در ذهنم انگار که در مقابل چشمانم، تکرار شد.                                          

 دختر 17 ساله است. 3 سال است که ازدواج کرده است و شوهر معتادش حاضر به طلاق نمی شود. حتی دادگاه های حل و فصل موضوع مهریه را هم به جان خریده تا راه طلاق دختر از هر سو بسته شود. در پله های دادگاه خانواده دختر کز کرده راه می رود. دختری که باید این روزها در تدارک کتاب و دفترچه های مدرسه باشد. مادرش به جای او حرف می زند و برای من که معترضم به ازدواج زودهنگام دختر می گوید:« مردها تصمیم گرفتند.» با تعجب گویی از سیاره دیگری هستم می پرسم:« مردها یعنی چه؟» و او در جواب به گفتن شوهرم اکتفا می کند. با غیض چادرش را جمع و جور می کند و زیر لب می گوید« اي كاش این قاضی اون روزی که داشتن شوهرش می دادن پیداش می شد نه الان .» دختر و مادر در پله های رو به پایین از من دور می شوند. گویی به عمق تاریکی می روند و....

                                   

 من دوباره کابوس می بینم. کابوس زنی که قبل از فریاد کشیدن متلاشی شده است.

 

 

وبلاگ:میرا

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه سوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  کالبد شکافی چپ از دیدگاه تکامل نیافته من  ( نوشته های گدا )

چپ چیست؟ برخلاف بقیه رفقا نگرش من از چپ کنونی این است... 
چپ چیست؟

پاسخ به اين سئوال را با اين پيش فرض عرض مى كنم كه من و شما در مورد مفهوم چپ توافق نسبى داريم. اما باز هم براى اطمينان بيشتر تكرار مى كنم كه به نظر من چپ ها كسانى هستند كه خواهان تغيير براى دستيابى به برابرى بيشتر هستند و به علاوه سياست، حكومت و خط مشى گذارى آگاهانه را وسيله مناسبى براى تامين برابرى بيشتر و تغيير جامعه در اين جهت مى دانند. اگر اين تعريف را بپذيريم مى توانيم قدم بعد را برداريم و نوعى «جريان شناسى» در درون چپ داشته باشيم. به نظر مى رسد مى توان جريان هاى مختلف چپ را با دو معيار از يكديگر تفكيك كرد. يك معيار «هويت تاريخى» است كه منظورم از آن هويتى است كه در جريان تحولات تاريخى شكل گرفته است و معيار ديگر «گرايش هاى ايدئولوژيك». منظورم از ايدئولوژى هم در اينجا به ويژه «گفتمان معطوف به عمل و عمل سياسى» است. با توجه به اين دو معيار مى توان چند گرايش را در درون چپ از يكديگر متمايز ساخت. اولين جريان جريان «چپ ماركسيستى» است، يعنى گرايشى كه خود را كم و بيش دلبسته به انديشه هاى ماركس و تداوم بخش آن مى داند. دقت داريد كه تاثيرپذيرى از ماركس و پرسش ها و انديشه هاى او از «ماركسيست» بودن متفاوت است. مى توان «ماركسى» بود ولى «ماركسيست» نبود. البته چپ هاى ماركسيست در ايران يك تعبير و يك تفسير از ماركسيسم ندارند و هر كدام تفسير خاصى از انديشه هاى او ارائه مى دهند. به طور استقرايى اگر بخواهيم از افراد منفرد صرف نظر كنيم و به جريان ها اشاره كنيم، شايد بتوان چهار گرايش را در ميان چپ هاى ماركسيست از يكديگر تمييز داد. يك گرايش ماركسيست هاى سخت كيش (يا ارتدوكس) هستند. اينها كسانى اند كه هنوز كم و بيش به تفسيرهاى لنينى از ماركسيسم باور دارند. اين جريان قبلاً استالين را نيز در ادامه لنين و مفسر صادقى براى ماركسيسم مى دانست. اما طى سال هاى اخير با استالينيسم حداقل از نظر اعلام عمومى فاصله انتقادى پيدا كرده است. گرايش دوم كسانى را دربرمى گيرد كه تفسيرشان از ماركسيسم تحت تاثير «مكتب وابستگى» يا «ديدگاه سيستم جهانى» قرار دارد. در گفتمان اين گرايش مفاهيمى چون «سرمايه دارى جهانى»، «كشورهاى مركز و پيرامون»، «وابستگى و انتقال مازاد به خارج» و از اين قبيل جاى و تيره اى اشغال مى كند. اگر گرايش اول بيشتر متاثر از تفسير روسى از ماركسيسم بود، اين گرايش تفسير آمريكاى لاتين و جهان سومى از ماركسيسم را نمايندگى مى كند. گرايش سوم را مى توان تفسير انسان گرايانه از ماركسيسم ناميد. اينها ماركس را در قالب سنت فلسفه آلمانى و در تداوم هگل مى فهمند و تفسير مى كنند. ماركسيست هايى كه انديشه هاى ماركس را در قالب مباحث اوليه متفكران مكتب فرانكفورت (مانند ماركوزه) مى فهمند و تفسير مى كنند به اين گرايش تعلق دارند. تداوم اين گرايش به هابرماس مى رسد كه واقعاً به سختى مى توان او را ماركسيست ناميد اگرچه او «ماركسى» هست. گرايش چهارم را مى توان تفسير پست مدرن از ماركسيسم ناميد. باز هم در اينجا در مورد ماركسيست ناميدن اين جريان احتياط مى كنم. آنها اگرچه با ماركس آغاز كرده اند اما تحت تاثير متفكرين پست مدرن (به ويژه فرانسوى ها)، ماركس  را به گونه اى كاملاً متفاوت مى فهمند و تفسير مى كنند. به طور مثال «تضاد كار و سرمايه» طرح شده توسط ماركسيست هاى سخت كيش در ميان اين گرايش به «تضاد تحت سلطه و  سلطه گر» تبديل مى شود و استثمار جاى خود را به روابط مبتنى بر سلطه مى دهد و از حد رابطه كارگر و سرمايه دار خارج شده و زن و مرد، والدين و كودك، هنجارهاى عمومى جامعه و اقليت ها را نيز دربرمى گيرد.

در درون اين جريان نيز مى توان دو گرايش سنتى و مدرن را از يكديگر تمييز داد. تفاوت اين دو گرايش به رويكرد آنها به مسائل مختلف بازمى گردد. جريان مدرن همه چيز را از زاويه «عقل مدرن» تفسير كرده و نقد مى كند. نگاهش به انسان، جهان، دين، روابط اجتماعى و آرمان ها و ارزش ها متاثر از آموزه ها و جهت گيرى هاى عقل انتقادى مدرن است. عينكى از عقلانيت مدرن به چشم زده و از پشت آن به عالم و آدم مى نگرد. در حالى كه چپ  سنتى اگرچه محصولات مدرنيته چون علم تجربى، تكنولوژى مدرن و نهادهاى مدرن را مى پذيرد، اما در مباحث جریان شناسانه و گاه انسان شناسانه خود مى كوشد تا مستقل از راه عقل مدرن باشد. به دليل تفاوت رويكرد گاه تلقى آنها از نابرابرى نيز با هم فرق مى كند. به طور مثال چپ مدرن٬ نابرابرى زن و مرد را نفى مى كند و يا نابرابرى بر حسب اعتقادات را نمى پذيرد در حالى كه چپ  سنتى٬ اين دو نوع از نابرابرى را كمتر مورد توجه قرار داده و از كنار آنها مى گذرد. در مورد روش هاى تحقق برابرى نيز چپ مدرن همه روش هاى موسوم چپ را مورد «بازانديشى» قرار مى دهد و چه بسا ديگر به بسيارى از آنها باور نداشته باشد. در حالى كه چپ  سنتى به روش هاى پيشين وفادارتر است و حفظ آنها را باور دارد. (مانند دكتر محمدعلى همايون كاتوزيان)...

 

 

از نوشته های خودم : گدا و فقیر

 


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  جنبش خلاصی فرهنگی  ( نقد )

یک واقعیت عظیم جامعه ایران حضور فعال جنبش خلاصی فرهنگی است. جنبشی که میخواهد از فرهنگ سنتی رها شود. چه فرهنگ اسلامی و چه فرهنگ تاریخی(ملقب به ایرانی) هر دو سنتی و لذا پوسیده دست و پا گیر و اغلب ضد انسانیند. فرهنگ سنتی که ریشه در جامعه طبقاتی قرنهای گذشته دارد امروز بی ربط و ضد انسانی عمل می کنند. این فرهنگ منحط اما مشخصا امروز در ایران فقط بار منفی ندارد بلکه ابزاری برای سرکوب جامعه توسط حاکمیت است. فرهنگ ایرانی - اسلامی قرار است جامعه را مطیع حکومت سرمایه داران مسلمان کند و از دیگر سو هرگونه دوری و تعرض نسل امروزی جامعه ایران به فرهنگ خودی(همان فرهنگ ایرانی - اسلامی اما به روایت چپ سنتی) با سرکوب دولتی جواب می گیرد چون این تعرض به درستی تعرض به ارکان نظام است.

جمهوری اسلامی یک حکومت سرمایه داری است. اما نه از نوع متداول و رایج بلکه از نوع فاشیستی. لذا تعرض جامعه به اسلام بعنوان بخشی از فرهنگ حاکم تعرض به یکی از ارکان نظام است. هر نوع حکومت و نظام سرمایه داری را باید به زیر کشید اما نوع فاشیستیش را باید زودتر انجام داد چون ضد انسانی تر و وحشی تر است. حمله مردم به خرافات اسلامی مثل سنگسار حمله به یکی از سنگرهای این فاشیسم است. اگر گفته شود جمهوری اسلامی یعنی حکومت بی حقوقی مطلق و شکنجه و طناب و سنگسار و کشتار و ترور زنان و ناراضیان یعنی تاکید روی جنبه های سوپر فاشیستی آن. وجه فاشیستی تمام حکومتهای دینی مخصوصا در مقطع جنگ تروریستها و شیوع اسلام سیاسی غلیظ و خطرناک است. باری صحبت سر خلاصی فرهنگی بود. جامعه ایران در حال یک دگردیسی بی همتاست. یک جامعه بظاهر متعصب و دینی بشدت ضد دین است. یک جامعه بظاهر فاشیست پرور بشدت ضد فاشیسم است و یک جامعه بظاهر  تحت مغلوبیت فرهنگ ملی - اسلامی بشدت عصیانگر و سوسیالیست است.

اقبال نظرگاهی

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  از انجام کارهای علنی به صورت مخفی دست بر داریم  ( نقد )

چپ باید تغییری در عملکرد خود ایجاد کند. پرداختن به مشغله های رنگارنگ و حاشیه ای حاصلی جز خستگی و نا امیدی برای فعالان چپ ندارد . باید کارهای جدی را آغاز کرد. به اندازه ی کافی، هم برای کشتگانمان مرثیه خوانده ایم و هم از بزرگی و قهرمانی آنها یاد کرده ایم. باید به دنبال کسب نتیجه بود. باید کارهای رفته گان _ چه آنان که راه را درست انتخاب کردند و چه آنان که اشتباه کردند _ را به سر انجام رساند. دنیا منتظر ما نمی ماند تا بر تردید های خود غلبه کنیم و تصمیم خود را بگیریم. بی عملی حاصل از ترس، تردید در افکار و درک نادرست از واقعیتها است. به هر میزان که زمان را از دست بدهیم کار خود را مشکل تر کرده ایم. چپهای زیادی در ایران به جای پرداختن به اصل کار، خود را سرگرم کارهای حاشیه ای کرده اند. بس است دیگر تکرار  هزارباره ی خاطرات و افتخارات. چرا کهنه مبارزان دست از زمان به تاریخ پیوسته ی خود نمی کشند. اگر مدعی مبارزه هستند، یکبار دیگر بگویند که « برای چه چیزی می جنگند » تا وقتی که سخنرانی ها،  شعارها و زنده باد و مرده بادشان به پایان رسید، کسانی که اراده و توان مبارزه دارند یقه ی آنان را محکم بگیرند که «چگونه؟»

وبلاگ تکروی : عابد توانچه

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  روند روشنگری و روشنفکری و تاثیرات آن در جامعه  ( سیاست )

امشب ميخواهم آخرين دست نوشته ام را در دي ماه 1385 به رشته تحرير درآورم . بي ادعا آمدم و بي ادعا نوشتم تنها از آن جهت كه فكر مي كردم شايسته و بايسته است كه بنويسم زخم هايي از نهان خسته خويش .هرچند نيك ميدانم چنين خط خطي هاي روزمره اي هيچ جامعه و هيچ فرد و هيچ تفكري را نمي تواند دگرگون سازد و ازابتدا هم هدفم از نوشتن،چنين چيزي نبود و نخواهد بود . تنها نوشتم تا شايد هنوز ذهن بيدار و دلسوخته و درد آشنايي با خواندن آنها سری در بيشه تفكرزند و صدايي، بي صدا، نه از بحر، كه ازنهر حق وحقيقت گوش كند . روزهاي زيادي است كه در باره روشنگري و رو شنفكري واينكه چه كساني روشنگر و روشنفكر هستند بحث ميكنيم و در اين ميان نيزبه بيان مفاهيمي از سكولاريسم پرداختيم و نظرات دكتر سروش در باره چهار معاني سكولاريسم را مفصلاً شرح داديم . اينبار نيز به بحث در مورد روند روشنفگري ونقد نگاه روشنگري در ايران ميپردازيم . شايد بارها و بارها از زبان روشنفكران و سياسون واژه هايي نظير ماركسيسم،سوسياليسم،فاشيسم و حتي واژه هايي كه خارج از مكاتب و ايدئولوژي حكومتي است و به نوع و شيوه اداره حكومت  بر میگردد نظيرحكومتهاي توتاليتاريسم،كاريزماتيك و پدرسالارانه كه همگي شاخه هاي درخت پر برگ و بار ديكتاتوري هستند را شنيده ايد وجالب اينكه اين قشر از روشنفكران اينچنين .................

نویسنده..کارن

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در دوشنبه دوم بهمن 1385

  لینک مطلب         


  شاه رفت!!!  ( نقد )

شاه رفت ”شاه براي آخرين خداحافظي ها توقف كرد.در حالي كه كروات راه راهش از زير يقه ي پالتو ديده مي شد،شق ورق ايستاد،پاي چپش را كمي به جلو گذاشت،چنان كه گويي آماده است به سرعت راه بيفتد.چند تن از امراي ارتش كه چندي بعد جانشان را از دست دادند براي بوسيدن دست راست شاه خم شدند.يكي از آنان به زمين افتاد تا پايش را ببوسد.شاه عينكش را در دست چپ مي فشرد.طي چند شبانه روز اخير تقريبا نخوابيده بود و ابروان كلفت سياهش كه به شدت گره خورده و بيان گر غم و اندوه و ضمنا عدم درك او بود،بر چهره ي سفيدش سايه افكنده بود.در كنار او چهره ي ملكه از فرط در ماندگي درهم رفته بود.

تقريبا همه مي گريستند،حتي بختيار كه شايد در ميان آن جمع تنها كسي بود كه خواستار رفتن شاه بود.تقريبا همه ي امراي ارتش به شاه التماس كرده بودند كه نرود.چشمان خود شاه نيز اشك آلود بود.اين نخستين بار نبود كه افسران شاه را در اوج هيجان مي ديدند.به فرمانده ي گارد گفت:”هر كاري لازم مي دانيد بكنيد.اميدوارم مردم كشته نشوند.“بعدها شاه در خاطراتش نوشت:”از وفاداري افسران كه  به هنگام ترك ايران به من ابراز شد،به شدت تحت تاثير قرار گرفتم.سكوت غم انگيزي حكم فرما بود كه با هق هق گريه شكسته مي شد.“

 

 

وبلاگ : آزادی یاد گرفتنی است

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در سه شنبه بیست و ششم دی 1385

  لینک مطلب         


  عکس و شعری از شهید ابراهیم نژاد ؛ لاله سرخ کوی دانشگاه  ( نقد )

پیکر شهید عزت ابراهیم نژاد (لاله سرخ کوی دانشگاه)

 

باز هم مرگ

 

گردونه مرگ

 

صورت چهار چرخش

 

موسيقي نابهنجار است و عبوس

 

مركب ماجراهاي ناساز

 

كه ديگر

 

بوي سدر مي دهد

 

ماجراي تو و من

 

ماجراي

 

دندانْ قروچه

 

انارهاي سوخته

 

مرگ هاي گرم .

عزت ابراهیم نژاد

شهريور 77

وبلاگ : لاله سرخ کوی دانشگاه


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385

  لینک مطلب         


  با دستورالعمل نمی‌توان مشکلات را حل کرد  ( سیاست )

رئیس‌جمهور سابق ایران در واکنش به اقدام شورای امنیت نسبت به پرونده‌ هسته‌ای ایران گفت: هیچ چیز غیرمنتظره‌ای رخ نداده است.
سیدمحمد خاتمی در حاشیه دیدار اعضای ستاد «ربع قرن فعالیت دانشگاه آزاد» در جمع خبرنگاران افزود: متأسفانه این رویکرد شورای امنیت کاملا قابل پیش‌بینی بود.
یکی از اختلاف سیاست‌ها در عین پافشاری بر حفظ حقوق ایران در استفاده‌ صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای، این بود که اعتقاد داشتیم پرونده‌ ایران به شورای امنیت نرود. حقی که با کمی تأمل کاملًا قابل دستیابی است.
خاتمی با تأکید بر این‌که هیچ‌کس نسبت به حق ایران در بهره‌برداری از فناوری صلح‌آمیز هسته ای تردید ندارد و همه تلاش می‌کنند این امر محقق شود افزود: وقتی که پرونده‌ ایران به شورای امنیت رفت مشخص بود که چنین تصمیمی اتخاذ خواهد شد.

منبع : خاتمی دات آی آر

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385

  لینک مطلب         


  از شعارگرایی تا عملگرایی  ( نقد )

از شعار گرایی تا عمل گراییماجرای فیلم منتشر شده از حضور معاون رییس جمهوری اسلامی در مراسم رقص زنان در ترکیه،نمونه دیگری از تناقضات موجود میان گفتار و رفتار حاکمان اسلامی را نمایان ساخت.پیش از این محمود احمدی نژاد رییس دولت اسلامی مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ در دوحه قطر را در کنار بشار اسد رییس دولت سوریه و اسماعیل هنیه نخست وزیر فلسطینی به طور کامل به تماشا نشسته بود تا بعدها در مقابل انتقادات صورت گرفته به تکذیب اتفاقی که به شهادت دوربینهای تلویزیونی رخ داده بود بپردازد و حضور خود را در هنگام مراسم رقص و آواز در ورزشگاه انکار کند.گویی انکار واقعیات از سوی رییس جمهوری اسلامی به امری عادی بدل گشته است.از شرح ماجرای هاله نور در حضور جوادی آملی گرفته تا وعده آوردن نفت بر سر سفره مردم که از قضا فیلم هر دو مورد انکارشده نیز در آرشیو سایتهای اینترنتی موجود می باشد.اما فیلم مورد اخیر یعنی حضور اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان گردشگری و معاون محمود احمدی نژاد در مراسمی در حاشیه نمایشگاهی در ترکیه،ابتدا از سوی چند نماینده اصولگرای مجلس هفتم در اختیار "خبرگزاری ایرانیوز" نزدیک به باقر قالیباف قرار گرفت تا با قرار گرفتن بخشی از این فیلم بر روی سایت این خبرگزاری،اختلافات در جبهه اصولگرایان رسانه ای تر از گذشته گردد.اختلافاتی که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد شروع شد و در جریان انتخابات اخیر شوراها با ارائه دو لیست جداگانه،به اوج خود رسید.اما در کنار اختلافات موجود،آنچه اهمیت بیشتری می یابد این است که با حضور اصولگرایان تندرو در راس دولت به عنوان نهاد اجرایی در حکومت اسلامی،ناتوانی این گروه در مملکت داری بر همگان آشکار گردیده است.

وبلاگ: من بلاگر نیستم

ادامه ی مطلب ...


 :: نوشته شده توسط اتحادیه در چهارشنبه بیستم دی 1385